eitaa logo
پدربزرگ خوانده
11.9هزار دنبال‌کننده
108 عکس
146 ویدیو
0 فایل
به لطف الهی، بالغ بر یک دهه فعالیتهای اجتماعی در حوزه کودکان نیازمند خانواده داشتم برشی از گذشته، شرحی از جاری و چشم اندازی از فعالیت‌های آتی را اینجا منتشر میکنم ارتباط: @farzandkhandeh امید عابدشاهی فعال اجتماعی در حوزه حقوق کودک #موسسه_بهرویش
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از پدربزرگ خوانده
💙 هیچ تخت نرمی جای آغوش مادر را نمی‌گیرد 🏠 در شیرخوارگاه، هر چیزی که فکرش را بکنید هست: 🛏️ تخت‌های لوکس 🩵 ملحفه‌های نرم 👩‍⚕️ پرستاران مهربان 🍼 شیرهای همیشه آماده 🎀 اسباب‌بازی‌های رنگارنگ 🩺 رسیدگی‌های منظم پزشکی 🧸 پتوی تمیز و معطر 📖 قصه‌های شبانه 🤱 اما بدن یک نوزاد تنها در آغوش امن و تماس پوست‌به‌پوست با بزرگسالی که دوستش دارد، آرام می‌شود. 🧠 علم ثابت کرده این تماس ساده: 💓 ضربان قلب و تنفس را هماهنگ می‌کند 🌿 هورمون‌های استرس را پایین می‌آورد 🛡️ احساس امنیت را در مغز می‌سازد و بدون آن… 😢 یا بی‌تابی و گریه تا غرق شدن در خواب… 😔 یا بی‌تفاوتی خاموشی که کودک را آرام می‌کند ولی روانش را تهی می‌سازد. 🏡 شاید خانه‌تان قصر نباشد، اما آغوش شما 🫂 دنیای این کودک را کامل می‌کند. ⏳ حتی برای مدتی کوتاه، میزبانی (نگهداری موقت) یعنی بازگرداندن اولین و حیاتی‌ترین نیاز زندگی به او. 🪴🪴🪴🪴🪴🪴 📍 فعلاً در استان تهران فعالیم و به‌زودی در استان‌های دیگر هم گسترش می‌دهیم 🌹 اگر می‌خواهید بخشی از این ماجرا باشید: 🔹 پیامک به: ۳۰۰۰۳۳۰۰۸۴ 🔹 ایتا: [@farzandkhandeh] 🔹 فرم: [behrouyesh.ir] 📌 مطالعه مطالب کانال پیش از مراجعه باعث اولویت بررسی درخواست شما می‌شود. 📢 معرفی این پیام به دیگران، یعنی رساندن امید به خانه یک کودک. کانال «پدربزرگ خوانده»: [https://eitaa.com/abedshahi]
این کوچولوی دوست داشتنی به عروسک مینیاتوری معروف بود. شیرین، بانمک و حسابی تو دل برو... کلی پیگیری های درمانی، تاخیر در رشد، مشکلات عدیده گوارشی و... داشته و داره ولی خدا براش آغوش میزبانی مادری رو باز کرد که با جون و دل و با معجونی از عشق و محبت هم درمانش رو پیش برد و هم بهش فهموند که دنیا با وجود ناملایمتی‌هاش، باز هم میتونه جای قشنگی باشه. 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 بغضش ترکید، چشم‌هایش خیس بودند ولی سعی می‌کرد با لبخندی عمیق تر بغضش را پنهان کند. یکسره راجع شرایط کودک توضیح می‌داد، حقیقتش گوشهایم می‌شنید ولی نیمکره تحلیلی مغزم به کمک آن نیمکره دیگر رفته بود و توامان در حال پردازش اشک و لبخند همزمان، مادر میزبان بودند. دیگر طاقت نیاورد، به یک جمله که رسید، انرژی لبخندش هم تبدیل به اشک‌های بی اختیار شد. -آقای عابدشاهی، از روزهای جنگ تا الان چقدر می‌گذرد؟ پس از سه ماه تازه تونست ارتباط چشمی با من بگیره و چشم در چشمم لبخند زد. اینجا که رسید سعی کردم هر طور شده بحث را جمع کنم و گرنه خودم هم بغض می‌ترکاندم. روزی که مادر میزبان، مهمان دلبندش را راهی خانواده فرزندخوانده می‌کرد، حس خوشحالیش واقعا وصف ناشدنی بود. در این وادی میزبانی هر چه جلوتر می‌روم به این باور نزدیک و نزدیکتر می‌شوم که جنس بهشت زیر پای مادران میزبان فرق می‌کند.... 📎 کانال پدربزرگ‌خوانده https://eitaa.com/abedshahi
📆 حدوداً دو هفته از آخرین مطلب کانال می‌گذره؛ 📉 به لحاظ «مدیریت کانال‌داری» یعنی فاجعه 🤣 با این وضعیت مطلب گذاشتن، مخاطبان ریزش می‌کنن، جدی نمی‌گیرن، حوصله‌شون سر می‌ره و ... 😅 ولی راستش رو بخواین، اینجا یه کم فرق داره 👇 بعضی هفته‌ها اون‌قدر درگیر کارهای اجرایی و واگذاریِ بچه‌ها می‌شم 👶❤️ که واقعاً وقت نوشتن پیدا نمی‌کنم. از همه‌ی همراه‌های همیشگیِ مسیر، بینهایت ممنونم 🙏💛 ------------------------------------------------ 📚 هدفم از اول این بوده‌ که این کانال یه منبع خوب باشه برای سه گروه از خانواده‌ها: 1️⃣ خانواده‌هایی که متقاضی فرزندپذیری دائم بچه‌های نیازمند درمان هستند. 2️⃣ خانواده‌هایی که تمایل دارند میزبان موقت یک کودک باشند. 3️⃣ و یه گروه خاص‌تر 😁 اونایی که خودشون کودک نمی‌گیرن، ولی می‌خوان آگاهی پیدا کنن و اون رو منتقل کنن. ------------------------------------------------ 🤔 حالا یه سؤال مهم: به‌نظرتون کدوم گروه مهم‌ترن؟ 👨‍👩‍👧 خانواده‌ای که کودک رو با تمام مراحل درمان و دوندگی به فرزندخواندگی پذیرفته؟ یا 🏠 خانواده‌ای که با علم به سختی وابستگی، میزبان موقته یه کودک میشه؟ به‌نظر من، هر دو گروه خیلی ارزشمندن 💖 اما گروه سوم... 🌟 اهمیتش واقعاً بی‌اندازه‌ست! ------------------------------------------------ چـــــرا؟؟؟ 😲 چون همین آدم‌ها با آگاهی و انتقال پیام، باعث شدن کلی بچه خانواده‌دار بشن، حتی خودشون هم شاید ندونن 🌈 خانواده‌های گروه اول و دوم، معمولاً به لطف همین گروه سومی‌ها پا توی این مسیر گذاشتن 🫶 ممکنه خودشون جزو اون دو گروه هم باشن، ولی وقت و انرژی‌شون رو گذاشتن برای فرهنگ‌سازی 👏 ------------------------------------------------ ✨ پس بیاین با هم کمک کنیم این مسیر هر روز بهتر فرهنگ‌سازی بشه؛ لازم نیست همه بخوان بچه‌ای رو به سرپرستی بگیرن 👶 شما هم می‌تونین با آگاه کردن بقیه، گروه سومی بشین 💝 ------------------------------------------------ 💬 هر موضوع یا سؤالی دارین که فکر می‌کنین لازمه تو کانال مطرح بشه، حتماً بگید 💌 فقط یه خواهش کوچیک دارم 😅 قبلش مطالب قبلی رو حتماً بخونین (خیلی حساسم 😂) موضوعی پیشنهاد بدین که قبلاً کم بوده یا قانع‌تون نکرده. و خواهشاً ازینطور سؤالات نپرسید 😜 👈 «فقط کنجکاوم، وقت خوندنشو ندارم!» ------------------------------------------------ 🌱 شما هم سهمی توی این جریان قشنگ دارین 📣 کانال رو به دوستان و آشناها معرفی کنید 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/468713996C9d6a20bd7f
🌱 ما از شما ممنونیم که همراه‌مون شدین تا فرشته‌ای نازنین مهمان خونه‌تون بشه
🌱 یادتونه توی مطلب اخیر راجع اهمیت خانواده‌های گروه‌سومی صحبت کردم؟ اینجا👈اهمیت خانواده‌های گروه‌سوم 🌱 با معرفی و آشنایی این خانواده با کانال، تو مسیر فرزندپذیری بهشون کمک شده، و توی آرامش اون کودک، همه شریک‌اند.
دلنوشته یکی از خانواده‌ها یک پیام از یک حقیر به بقیه دوستان و همراهان...🥰 اگر شرایطشو دارید یک کودک نیازمند درمان رو به خانواده گرمتون بپذیرید.. این احساس خوب هیچوقت تکراری و کلیشه ای و روتین, نمیشه ..🤩 همیشه حس آرامشش باهاتون می‌مونه... یکسال هست که یک کودک ۳ ساله نیازمند درمان رو به فرزندی پذیرفتیم و شده پسر کوچولوی خانواده ما ... با اینکه دو تا بیماری داره و دارو مصرف می‌کنه ، ولی وجودش نعمت و برکت و نور و نشاط خونمون شده....🍃🌱🌿 کودکی که با ۳ سال سن که پیش ما اومد هیچ تکلمی نداشت‌حتی ۱ کلمه حرف نمی‌زد ، اما الان بعد ۱۱ ماه چنان صحبت می‌کنه که بقیه هم از پیشرفتش تعجب کردن..💐 پسرکی که بخاطر شرایط پرورشگاه و...، تو ۳ سالگی فقط ۲ ماه بود تازه راه افتاده بود و پیش ما آمد و هی چند قدم راه می‌رفت، زمین میخورد و تعادل نداشت😔 🥺 مشکل مفاصل داشت،الان چطور تندتند از پله های سرسره بالا می‌ره و رکاب دوچرخه اش می‌زنه و تا مسجد می‌ره به عشق بازی با دوستاش تو اون محیط...🌲 کودکی که مشکل بلع داشت و مربیش می‌گفت ما دیگه همچی میکس میکردیم بهش می‌دادیم تا بتونه بخوره ، حالا بعد چندین ماه ، چطور تندتند میوه و سبزیجات و گوشت و غذا و نون می‌خوره...🍗 بچه ای که بخاطر حرف نزدنش و قد کوتاه و لاغر بودنش و رفتارهای غیر عادیش ، مدیر پرورشگاه فکر می‌کرد عقب ماندگی ذهنی شاید داره و حتی آزمایش ژنتیک ازش گرفتن ،،، حالا باید ببینید چطور میشینه و برام از کارایی که تو بازی با دوستاش کرده میگه و چطور حافظه فوق العاده قوی رو به رخ همه میکشه.✅.قدش بلندتر و وزنش‌ بالاتر رفته ..😍 چطور آرام و معقول تر شده..که همه اطرافیان نیز اشاره به این موضوعات می‌کنن...🌼 اوایل خیلی جیغ و داد میزد و ناآرامی داشت..🌾همه را خاله و مامان خودش میدونست‌ چون ۳ سال تو پرورشگاه با ده ها مربی زن بوده و وابستگی و‌ تعلقی به من نداشت، فکر می‌کرد منم مثل بقیه مربی ام..💔حالا اگر دستم رو تو دستش نذارم خوابش نمی‌بره.🪴..تا بغلش نکنم و تو آغوشم فشارش ندم ، آرامش نمیگیره ،🌸 تا به همه حرفاش لبخند نزنم ولی کن نیست...🌻 وقتی کار اشتباهی می‌کنه، همش خیره به من میشه و دنبال کسب رضایت از منه با یه خنده یا ذوق یا تایید با سر...یعنی فدای سرت مامان...عیبی نداره 🌸 تو هنوز کوچولویی... الان این دلبستگی عمیق و معنادار شده...🌹 این ۳سال خیلی درد کشیده🥀🥀 ۳سال بی مادری ..بی پدری...خیلی سردش کرده بود و برداشتی از خانواده نداشت ... چقدر مشکلات بود اوایل بابت اینکه مفهمومی از پدر مادر نداشت... چقدررر ما تلااااش کردیم ضروری کردیم تا متوجه همه چی شد...که بماند😕 ۳ سال این نوزاد بی پناه ، شب های سرد و خشکی تو تختخواب با حصار نرده ای داشته بدون دست نوازش...😭 چه شب های تاریک و سرد و سختی رو گذروندی پسرکم😞 تویی که الان بدون آغوش و نوازش و بوسه من ..بدون قصه با لالایی خوابت نمی‌بره...💫 چطوری این همه سال توی ریزه میزه نازک نارنجی ، تو اون حصار تنهایی به خواب رفتی😭 گاهی نصفه شب یهو بیدار میشی و خودتو رو بدن من میندازی تا آروم شی باز بخوابی..🥺 .اون نصفه شب هایی که تو مرکز بودی و یهو از خواب می‌پریدی و جز سکوت و تاریکی چیزی نبود ..چکار میکردی عزیزکم؟😭🌓 بمیرم برای اون ترس هات 😭 گاهی فکر اینها میکنم اشکام سرازیر میشه 🥺 پسرکم تشنه مححححبت هست شدیداً...هرکاری می‌کنه فقط و فقططط دنبال تایید کن و باباش هست👍.. اینکه حتماً ذوق همه کاراش کنیم و تشویق و تقویت بشه... جایزه بهش میدیم بابت حتی تلفظ صحیح یک کلمه...🎈🎈 اولین بار که کلمه (هلی کوپتر)🚁 رو درست گفت چنان با ذوق واسش دست زدم که کیف کرد😞 اون ۳ سال هم او ،کوه استعداد بود.ولی دنبال یک ذوق همیشگی بوده تا شکوفا شه...💔 حیفه اینطور فرشته هایی تنها بدلیل بیماری در این مراکز بمونن...😔 میتونن با بودن تو آغوش یک خانواده خیلی خیلی معمولی ، پیشرفت های بزرگ و بی نظیری داشته باشن😍 خانواده معجزه و جادو می‌کنه اونم به لطف خدا💚💚💚 می‌تونه کاملآااااااا آینده شونو، تغییر بده... بودن تو آغوش خانواده می‌تونه مسیر زندگی شونو چه در دنیا حتی در آخرت عوض کنه...بله.. آخرت...✅ خانواده ای که به او ، رسم دینداری و ایمان و تقوا بیاموزه و نون حلال بده و حُب خدا و اهل بیت علیهم السلام رو پرورش بده هم باعث عاقبت به خیری اون فرزند و هم عاقبت به خیری اون پدر مادر میشه.... این یک کار عظیم و بزرگه...🪴🪴 کافیه فقط یک توکل به خدا کنیم و به اهل بیت علیهم السلام توسل داشته باشیم....🕊 من از همون پارسال که وارد این مسیر شدم از روز اول توسل کردم به آقا امیرالمومنین علی علیه السلام 💚 💚 💚 که مولا شما پدر ایتام هستین...این دلبند هم یتیم هست...کمک کنین تو این مسیر، تا آخر ثابت قدم باشیم و شما از ما رضایت داشته باشید مولا..🥺. @abedshahi
سلام و عرض ادب خدمت همه بزرگواران؛ مخصوصا مخاطبینی که به تازگی همراه این مسیر شدند. عذرخواهی میکنم بابت تاخیر در پاسخ. حجم پیام‌ها زیاد هست، صبوری بفرمایید پاسخگوی همه خواهم‌ بود. ان‌شاءلله
پاسخ خیلی از سوالاتتون در مطالب سنجاق شده کانال هست. همچنین با جستجوی می‌توانید پاسخ خیلی از سوالات رو مرور کنید
هم‌کلاسی‌هاش دوره‌اش کرده بودند. فضا دوستانه بود ولی شوخی‌‌ها و جدی‌‌گویی‌ها اوج گرفته بود 😄😐 اون‌قدر همهمه و صحبت بود که باید بلند حرف می‌زدی و بلند گوش می‌کردی تا متوجه بشی. گاهی تیکه بهم می‌انداختند و همه می‌خندیدند، و گاهی هم برای هم شاخ و شونه می‌کشیدند 💪😏 ناگهان یکی از پسربچه‌ها رو کرد به یکی و گفت: بدبخت شنیدم تو فرزندخونده‌ای؛ یعنی پدر و مادرت واقعی نیستن😶 فضا در کسری از ثانیه خیلی سنگین شد. آخه همه با هم دوست بودند، اقتضای سن‌شون گاهی اون‌ها رو به بحث و جدل و مسخره‌بازی می‌کشوند. ولی تا حالا کسی این‌طوری موضوعی رو تحقیرآمیز نگفته بود. چند تا از بچه‌ها خندیدند و تعدادی هم شرمسار از این حرف مطرح‌شده. اون‌هایی هم که می‌خندیدند، خنده‌هاشون رو زود قطع کردند. حال جمع کوک نبود 🎭 منتظر بودند ببینند، رفیق‌شون چه عکس‌العملی نشون می‌ده که صدای خنده‌ی بلندی کلاس رو پر کرد 😂👏 همون فرزندخونده بود! به‌جای ناراحتی، بلند بلند می‌خندید. همه گیج و مبهوت شده بودند. خنده‌هاش که تموم شد گفت: «می‌دونید فرق من با شماها چیه؟ من انتخاب‌شده‌ی پدر و مادرم بودم 💖 ولی شماها انتخابی نبودین و مجبور بودن پدر و مادر‌تون بشن!» 😌 ضمناً پدر و مادر بودن به اسم نیست؛ اون چیزی که پدر و مادر رو واقعی می‌کنه، پدری کردن و مادری کردنه ❤️👩‍👩‍👧‍👦 چه بسا بعضی از شماها پدر و مادرهاتون واقعی نباشن، چون حتی نمی‌دونن کلاس چندم هستین 🤷‍♂️📚 همه تو فکر رفته بودن که زنگ مدرسه سکوت رو شکست 🌱🌱🌱 🌍💞 روز جهانی فرزندخواندگی به همه‌ی پدر و مادرهای واقعی مبارک 💐 کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi
🌱 قدمش سراسر خیر و برکت باشه. نگاه زیبای شما به این امانت‌های الهی ستودنی است.
🌱خداروشکر که کودکی از دامان مادرش جدا نشد...
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز کسی به آنها تبریک نمی‌گوید. شاید بُغضی که این روزها می‌ترکانند، کمتر از بغض روز جدایی نباشد. کسانی که مسیر زندگی‌شان عوض شد و نتوانستند مسیر مادری را برای دلبندشان به سرانجام برسانند. حالا فرقی نمی‌کند فرزندشان الان فرزندخوانده یک خانواده شده یا خانواده ای میزبان از او مراقبت می‌کند. مادری‌اش که گُل می‌کند، شوری اشکها، زبانش را به دعا باز می‌کند و برای کودکش دعا می‌کند. در کنار همه تبریکهای ارزشمند امروز، باید به مادران زیستی هم تبریک گفت که در تلاطم آسیب‌های اجتماعی، چاره ای جز گذر از جگر گوشه هایشان نداشتند. گذشت با امید به زندگی بهتر برای کودکانشان. ان‌‌شالله به حق صاحب این عید، امانت‌داران خوبی برای این کودکان باشیم و آنچنان موفق عمل کنیم که هیچ کودکی حتی لحظه ای، محروم از آغوش مادری نماند. کانال پدربزرگ خوانده @abedshahi