46.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خواسته های نامتعارف در حوزه فرزندپذیری که اکثرا با پیش زمینه ذهنیت های اشتباه شکل گرفته است، اگر اصلاح نشوند، متقاضی را از مسیر خیلی دور میکند.
کودکان کالا نیستند و نگاه سفارشی سازی به آنها در مغایرت مستقیم با حقوق اولیه و انسانی آنهاست. ❌️
موارد سرجمع شده در این کلیپ طنز شاید بظاهر خیلی فانتزی و دور از ذهن باشد ولی اکثرا مواردی است که در طول این مدت از بعضی متقاضیان شنیدیم!!!🙄
متقاضیانی که هیچ وقت نتوانستند کودکی را پذیرا باشند...
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
تقریبا یک ماهی ازتکمیل
مدارک مون به موسسه بهرویش میگذشت🌱
بااینکه خودم باعث وبانیش بودم وهمسر و فرزندانم رو برای شرکت درطرح میزبان راضی کرده بودم اما یه اضطرابی تو وجودم بود که هنوزهم براش اسمی پیدا نکردم....انگار دلم میخواست میزبانی ما ازسمت موسسه تایید نشه وبگن بهتون بچه نمیدیم...
پس چرا تواین طرح شرکت کرده بودم؟؟؟
حس میکردم حالا که بااین طرح آشنا شدم یه وظیفه ی شرعی برگردنم هست که نمیتونم راحت ازکنارش رد بشم...
خداقهرش نگیره!!!
اون دنیا مواخذه نشم!!!
ازچی میترسیدم؟؟؟
از حس مسئولیت؟؟؟
یا از عکس العمل خانواده واطرافیان؟؟؟
برعکس بقیه که بعدازتکمیل مدارک مدام پیگیری میکنن، من چراغ خاموش زندگی میکردم...
تو دوسال گذشته دوبار بارداری ناموفق داشتم و دیگه قید فرزندآوری رو زده بودم.
روز عاشورابود داشتم باامام حسین دردودل میکردم
گفتم آقاجان من نمیدونم باخودم چند چندم...
هولم بده... به سمت هرمسیری که قراره ادامه بدم 🥲
فردای عاشورا یه شماره ناشناس بهم زنگ زد...
_بله...بفرمایید
_شما توطرح میزبان شرکت کرده بودین درسته؟
_متقاضی نوزاد بودین؟
_فردا تشریف بیارید شیرخوارگاه شبیر برای تحویل نوزاد
_شیرخوارگاه آمنه؟آخه مااونجا فرم پرکردیم
_نه شیرخوارگاه شبیر...به خاطر جنگ تمام نوزادها اینجاهستن
تلفن رو قطع کردم ، بازهم یه حسی داشتم که نمیدونستم اسمش چیه؟خوشحالی؟ترس؟دلشوره یاهیجان؟
یعنی امام حسین اینقدر سریع جواب مو داد؟
بچه ها که ازخوشحالی توپوست شون نمیگنجیدن
اون شب تاصبح نتونستن ازذوق بخوابن...
صبح ساعت ۹ توشیرخوارگاه شبیر حاضرشدیم.
چندتاخانواده ی دیگه هم مثل ما منتظربودن...
به خاطر شرایط جنگی یه مقدار سرعت تمام مراحل بالا رفته بود.
یهو یه پسر کوچولو آوردن
و گذاشتن توبغلم...
اون قدر ریز بود که فکر میکردم حدودا ۲ماهه باشه وقتی بهم گفتن ۴ماهشه متعجب موندم🙄
پس چرااینقدر ریزه ....
چقدر مظلوم وآروم بود...
روزهای اول اصلا حتی صدای
گریه شو نمی شنیدیم...
وقتی برای اولین بار بردمش پیش متخصص اطفال ، تازه فهمیدم دلیل این مظلومیت و سکوت چیه😔
بله !!!متاسفانه پسر کوچولوی ما به لحاظ رفتاری ۲ ماه از سن خودش عقب تر بود...
بلاخره زندگی تویک محیط عمومی مثل شیرخوارگاه وتوجهات و رسیدگی های عمومی خیلی فرق میکنه بااینکه تویک خونه مرکز توجه باشی وعزیزدل اهل خونه ❤️
پسرکوچولوی ما همش دست هاش رو به هم قفل میکرد من فکر میکردم یکی از رفتارهای عادی نوزاد هاست
اما پزشک بهم گفت این رفتار به خاطر حس عدم امنیت هست🥺
پزشک اصرار داشت روز های اول هر ۴۸ ساعت ویزیت بشه تا کاملا به شرایط جسمی و سلامتیش واقف باشه ...
هرموقع که آقای دکترمیدیدش بهش میگفت : هروقت دست هاتو به هم قفل نکردی من خوشحال میشم🥹...
حرف دکتر آتیش به جونم میزد🔥
چرا پیش ما حس امنیت نداره؟
دکتر میگفت شما کم کاری نکردید طبیعیه یه کم طول میکشه تا عادت کنه.
هفته ی سوم که برای ویزیت رفتیم دیگه دست هاشو به هم قفل نکرد😍
وهفته های بعد دکتر گفت خیلی پیشرفت رشدیش عالی بوده حالا دیگه کاملا رفتارهاش به سن ش میخوره خیلی زود پسر کوچولوی ۴ماهه ما خندید،گریه کرد،غلت زد
حتی خودشو برای ما لوس میکرد و اگه شیرش دیر میشد خونه رو
میذاشت روی سرش
ومن ازدیدن تمام شیطنت هاش ذوق زده میشدم چون این هارو نشونه ی
سلامتی ش میدیدم.
اونجا بود که متوجه ی ارزش و قداست طرح میزبان شدم.🌱🥹
طرح میزبان یعنی رشد بهتر،،
یعنی تکامل،، یعنی حتی برای چند ماه بهترین زندگی روداشتن،، ومرکز توجه بودن ...
همه ی این بهترین ها می ارزه به
اشک روز خداحافظی ودلتنگی💔
خداحافظی ای که به دنبال
سیاهی و بدبختی رفتن نیست...
خداحافظی ای که سلام به یک زندگی جدید هست، ورود به کانون توجهی دیگر 👨👩👧
پسر کوچولوی ما میتونست تواین چندماه هم توبهزیستی به صورت عمومی درکنار بقیه بچه ها زندگی کنه اما قطعا این شادابی الان و رشد تکاملی سریع رونداشت.
✍️ روایت مادر میزبان
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
عججججب 🤔😄
موافقین یه چالش راه بندازیم؟
چالش ماه تولد 🎂
راجع به ماه تولد فرزندخوانده هاتون یا فرشته ای که میزبانش هستین، برامون بنویسید.
منتظر پیام های جذاب تون هستیم😊🙋♀️
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
🎂 چالش ماه تولد 🌛
کوچولوی شما متولد چه ماهیه؟
برای شرکت دراین چالش منتظرتون هستیم🙋♀️
پیام هاتون اینجا ارسال کنید👇
@farzandkhandeh
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
🎂 چالش ماه تولد 🌛
کوچولوی شما متولد چه ماهیه؟
برای شرکت دراین چالش منتظرتون هستیم🙋♀️
پیام هاتون اینجا ارسال کنید👇
@farzandkhandeh
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
🇮🇷 مأمنی که مقتل شد
🌷 یادوارهی «هانیه احمدی» که در حملات آمریکایی_اسرائیلی به مدرسه شجره طیبه در شهر میناب به شهادت رسید.
🔹 از تو نوشتن دل شیر میخواهد هانیه. مگر میشود اسم فرشتههای میناب را آورد و دل نلرزد؟ غرق تماشای چشمان سیاهت میشوم؛ همان چشمانی که حالا بر جان تمام مادران ایران نشسته است.
🔸 دو روز بود که سرماخورده بودی و به مدرسه نمیرفتی. گفتی دلم برای همکلاسیهایم تنگ شده، اگر امروز آنها را نبینم از غصه میمیرم. حالا کجایی که ببینی مادرت در آتش غصهی دوریات میسوزد؟ کجایی که ببینی زنان این سرزمین، داغدار نبودنت هستند؛ روزها برایت اشک میریزند و شبها مشتهای گرهکردهشان را روانهی دشمنت میکنند.
🔹 میدانم زنگ فارسی بود که موشک، کلاس را روی سرتان آوار کرد. معلم درس چهاردهم را میداد؛ حرف «هـ». لابد چقدر خوشحال بودی که حالا میتوانی بنویسی «هانیه»، میتوانی بنویسی «شهید». به من بگو، داشتی کلمهی «شهید» را بخش میکردی که بال درآوردی؟
🔸 هانیهی من، گل پرپر وطن! تو در قامت یک سرباز کوچک، جانت را فدای این خاک کردی. حالا قطرهقطرهی خون تو در رگهای این سرزمین میجوشد و طنین «اللهاکبر» را در کوچهپسکوچهها زنده نگاه میدارد. ما مادران، منتقم معصومیت تو و همکلاسیهایت هستیم. نامت را چنان بلند فریاد میزنیم تا دنیا بشنود: مدرسه باید مأمن باشد، نه مقتل؛ و این فریاد، برای همیشه در سینهی تاریخ ثبت خواهد شد.
✍🏻 ریحانه صادقی یکتا
https://eitaa.com/khamenei_ir
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi
زهراجان و باران عزیز 🌧
انتقام خون هایتان رامیگیریم ✊️ 🇮🇷
کانال پدربزرگ خوانده
@abedshahi