هدایت شده از ” رز آبی💙.
عاقبت،دستانمان رو میشود با شعرها
مثل چشمانی که؛
بعد از گریهها پُف میکنند :)!
آبید
عاقبت،دستانمان رو میشود با شعرها مثل چشمانی که؛ بعد از گریهها پُف میکنند :)!
عاقبتدستانمان رو میشوند با آرزوهایکوچک نوشتهشدهی کنار کتابها؛ با رفت و برگشتی رفتن کوچه؛ با رد عمیق غم بر گوشهی لب...
آبید
آرزو🤍
میدونستید آرزوهاتون آفرینندهی یکفرصت برای آرزوهایدیگران هستند؟
ما با فوتآرزومون یک گیاه قاصدک دیگه رو میکاریم و اون موقع یکفرد دیگه یک نوبت داره که آرزو کنه و این چرخه همینجوری ادامه داره:))))
امروز مهمونی بود و خب...
همه میدونیم ترجیحمون موندن زیر میز و بیرون نرفتن از خونهاست تو بارون مگهنه؟
تو کل راه برگشت به خونه به خواهرم و نعمت بزرگ بودنش فکر کردم که چقدر خوبه که هست؛ که غم بزرگ بارون و نبودن کسی اذیتت نمیکنه؛ که حساسیت بهاری که شروع میشه با خندههاش نصف میکنه حال بدیت رو؛ لامصب خودش اوجنعمته گِلش از روی بالفرشتهها سقوط کرده...
آبید
تو کل راه برگشت به خونه به خواهرم و نعمت بزرگ بودنش فکر کردم که چقدر خوبه که هست؛ که غم بزرگ بارون و
تو مهمونی چهارتا چشمو ابرو میای کل افراد تو مهمونی رو مسخره میکنی و تمام😂