eitaa logo
الرَّحـیل | میم کریـمے
150 دنبال‌کننده
87 عکس
24 ویدیو
0 فایل
࿐ .«الرَّحیلُ وَشِیکٌ؛ «کوچ کردن نزدیک است ࿐ ● حیرانِ نجــــفِ حضرت ابــــوتراب ﷺ ● روایتــــگرِ ریــــزه‌نقــــش‌های ایــن جــــهان؛ از چــــشــــم‌انــــدازی کــــوچــــک... ● شاگردِ راه؛ در مشقِ طلبگی، دبیری و رسانه. ارتباط با ادمین: @mhkmi110
مشاهده در ایتا
دانلود
نخلِ من کجاست که پایش آب بریزم، علی جان؟ نه از سرِ دعویِ میثم بودن؛ اما مگر می‌شود برای هر عاشقی نخلی نباشد؟ یقین دارم برای من هم به قوارهٔ محبتم نخلی مقدر کرده‌ باشی؛ همان نخلی که روزی من را به جرمِ حبِّ علی بر آن خواهند آویخت... ✍م. کریمی ●|@abootorab7
یک اخمِ مرتضيٰ علي(ع) و ختمِ غائله؛ اینــــگونــه شــد خــلاصه‌ی روز مبـــاهــــله ●|@abootorab7
ترامپ قمارباز ملتی رو به جنگ تهدید می‌کنه که صد شبه زن و مرد و کودک، همگی بندِ پوتین‌هاشون رو بسته‌ن و تو میدان نبرد حاضرن! جنگ برای شما حرامی‌ها تمام شده؛ اما برای ما، تا وقتی انتقام خون شهیدان‌مون رو نگیریم، ادامه داره. به قول رهبر شهیدمون: «ملت ما برای جنگ آماده است؛ همه خواهیم رفت، همه خواهیم جنگید، ما به سوی میـــدان جنــــگ پـــــرواز می‌کنیـم». ✍م. کریمی ●|@abootorab7
زمین برمی‌گردد بر مدارِ حسین(ع)
نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ. ✨️🤲🏻
امروز سالمرگِ لیلا پهلویه! فرح چهارتا بچه آورد، دوتاش خودکشی کردن (لیلا و علیرضا)، یکیش معتاد شد (فرحناز)، اون یکی‌ام که شده کاسب خونِ مردم ایران و کاسه‌لیسِ آمریکا و صهیونیست. اینا حتی عرضه حفظ خانواده خودشون رو ندارن و همشونو به کشتن دادن، بعد یه عده شدن طرفدارشون و ازشون کمک می‌خوان. مغزهای کوچکِ زنگ‌زده. ✍م. کریمی ●|@abootorab7
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی خودمونیم، خوب دور هم جمع شدینا؛ بدون ما خوش می‌گذره حاج آقا...؟ دو روز دیگه ۲۳ خرداده، سالگرد شهادت سردارهاتون... از همون اول که خبرِ شهادت‌تونو شنیدم، گفتم خوش به‌حالشون که رفتن و جای خالی‌تون رو ندیدن... دیدین به یه سال نکشیده دلتون طاقت نیاورد و رفتین پیش رفیقاتون؟ پس‌ ما چی که از دوری‌ِ شما بغض و با بغض قورت میدیم...؟ یه فکری هم به حالِ دلتنگی ما کنید... ✍م. کریمی ●|@abootorab7
امشب به آدمایی که توی تجمع بودن نگاه می‌کردم... به پرچم‌های سرخ «یا لثارات» که دستشون بود، به پلاکاردهای «» که با دست‌خط خودشون نوشته بودن و از چروک‌هاش معلوم بود مدت‌هاست همراهشونه و به چشم‌های خیس از اشک و پر امیدشون بعد از دعای فرج... نمی‌دونم چرا، ولی خجالت کشیدم و بغض کردم، دلم برای این مردم سوخت؛ مردم داغ‌دیده و وفاداری که خیلی وقت‌ها قدرشون دونسته نمی‌شه. انگار این مردم هم مثل رهبر شهیدشون مظلومن... فقط امیدوارم از این روزها سربلند بیرون بیایم. ●|@abootorab7
نوشته بود: آقای ما قرار است بعد از سال‌ها؛ برای همیشه از تهران برود... ●|@abootorab7
غمت کهنه نمیشه عزیزِ دلم... ●|@abootorab7
هر بار عزیزی را از دست داده‌ام، بعد از خبرِ فقدان، سخت‌ترین لحظه‌ برایم صبحِ مراسمِ تدفین بوده. همان صبحی که با چشمان ورم‌کرده و دست‌های لرزان، لباس سیاهم را تن می‌کردم. همان صبحی که آینه بهم می‌گفت «امروز برایِ آخرین بار می‌بینیش»، ولی دلم هنوز باور نمی‌کرد. باید آماده می‌شدیم تا برای همیشه بدرقه‌اش کنیم... بی‌منطق به‌نظر می‌آید؛ اما انگار تا وقتی خاک پیکر بی‌جانش را در آغوش نکشیده باشد، انگار هنوز چیزی از حضورش در جهان باقی است؛ یک رشته‌ی باریکِ امید. و با دفن شدنش، همان آخرین تکیه‌گاه ذهنم هم فرو می‌ریزد. انگار تا پیش‌ از خاک‌سپاری هنوز کمی از او برای جهانم باقی مانده... هنوز می‌شود از دست دادنش را انکار کرد... و حالا هر بار که خبری از مراسم تدفینِ شما می‌رسد، برعکسِ همه که خیلی وقت است منتظرند تا برایتان اقامه عزا کنند، من بی‌تاب و پریشان می‌شوم. راستش فکرش را هم نمی‌کردم روزی برسد که برای رسیدن به حضورتان، به‌جای آن همه شوقِ ایستادن در صف‌های خیابانِ کشورِ دوست، بی‌هیچ صف و انتظاری به دیدارتان بیایم... آقایِ من، خاک بر سرِ دنیایِ بعد از شما، باختند آنها که شما را نشناختند... ✍م. کریمی ●|@abootorab7