eitaa logo
الرَّحـیل | میم کریـمے
149 دنبال‌کننده
87 عکس
24 ویدیو
0 فایل
࿐ .«الرَّحیلُ وَشِیکٌ؛ «کوچ کردن نزدیک است ࿐ ● حیرانِ نجــــفِ حضرت ابــــوتراب ﷺ ● روایتــــگرِ ریــــزه‌نقــــش‌های ایــن جــــهان؛ از چــــشــــم‌انــــدازی کــــوچــــک... ● شاگردِ راه؛ در مشقِ طلبگی، دبیری و رسانه. ارتباط با ادمین: @mhkmi110
مشاهده در ایتا
دانلود
نتانیاهو ملعون گفته ما پیروز میشیم، چون گزینه دیگه‌ای نداریم. ابله نمیدونه یه گزینه دیگه داره؛ نابود شدن توسط ایران ان‌شاءالله.
داغی که از بیروت رسید... دو سال پیش، همین روزها، توی محل کار، وسط یه جلسه نشسته بودیم. گوشی‌مو باز کردم که تقویم رو چک کنم؛ یه پیام اومد... خبر تأیید شهادت شما بود. زبونم به هیچ کلمه‌ای باز نشد، گوشه دفترم نوشتم سید حسن شهید شد و دفترم رو گذاشتم جلوی زهرا. دوتایی همون‌جا، وسط جلسه، چشمامون خیس شد. مدیر که حال ما رو دید، جلسه رو متوقف کرد. برگشتیم اتاقمون و نشستیم... و اشک بود که بین ما حرف می‌زد. من وسط کار و زندگی روزمره‌م نشسته بودم و شما، وسط میدان جنگ در بیروت، روبه‌روی خبیث‌ترین آدم‌های زمین ایستاده بودین. راستش ما قبلاً هم داغ دیده بودیم، اما این‌بار هم داغ شما بود و هم دل‌نگرانی برای حال حضرت آقا... همه از رابطه‌ی قلبی و عمیق شما با آقای عزیزمون خبر داشتن؛ برای همین، شهادت شما فقط خبر رفتن رهبر یک امّت نبود، انگار بخشی از یک رابطه‌ی عمیق و قدیمی رو از جلوی چشممون برده بودن. بعد از حاج قاسم و شهید رئیسی، داغ شما از اون دسته مصیبت‌هایی بود که انگار یه‌باره دنیا رو روی سر آدم آوار می‌کنه؛ اون هشتادوسه بمبِ دوهزار تُنی، فقط روی محل اقامت شما فرود نیومد، انگار روی سر ما آوار شد... روی دل ما، روی خاطره‌هامون، روی خیالِ ‌آسوده‌مون... سید عزیز... رزمنده‌ی قدیمیِ هشت سال دفاع مقدس ایران، شما همیشه ثابت کردین که برای این خاک، برای این مردم، هم‌وطن‌تر از خیلی‌ها بودین... ●|@abootorab7
این حالت که از خدا سیب می‌خوای و هی بهت پرتقال تعارف میکنه اصلا جالب نیست. تو نمی‌دونی باید صبر کنی سیب برسه بهت؛ یا اینکه پرتقالت رو برداری بری... ●|@abootorab7
-9206251995178590464_28037993351283.mp3
زمان: حجم: 6.9M
و تنها خدا می‌داند آن لحظه که عباس علیه‌السلام از آوردن آب مأیوس شد، بر دلش چه گذشت؛ چه بر آن دلِ دریایی آمد که هنوز بعد از قرن‌ها، نامش پناهِ دل‌های مضطربِ عالم است... ●|@abootorab7
سر کلاس خواستم نوبتی نعمت‌‌های خدا رو بشمارن، یکی پاشد گفت: شیعه‌ی علی(ع) بودن هم میشه؟؟ گفتم دیگه نمیخواد کسی چیزی بگه، ایشون کل نعمت‌هارو یک‌جا گفت. ●|@abootorab7
عجیب‌ترین جمله‌ای که از یه همسر شهید شنیدم اینه که شهادت نوع مرگ رو تغییر میده، نه زمانش رو.
الرَّحـیل | میم کریـمے
عجیب‌ترین جمله‌ای که از یه همسر شهید شنیدم اینه که شهادت نوع مرگ رو تغییر میده، نه زمانش رو.
این جمله برام جای تأمل داره. قرآن می‌فرماید هیچ‌کس جز به اذن خدا نمی‌میره (آل‌عمران، ۱۴۵)، اما در روایات شیعه با دو مفهوم «اجل حتمی» و «اجل موقوف» مواجهیم. سؤالم اینه که آیا واقعاً می‌تونیم بگیم کسی که به دست قاتل کشته شده، اگر به قتل نمی‌رسید، حتماً در همون لحظه به شکل دیگه‌ای از دنیا می‌رفت؟ علم خدا به وقوع یک قتل، به معنای مجبور بودن قاتل نیست؛ اون با اختیار خودش مرتکب جنایت شده و مسئول عملشه. از طرف دیگه، آیا هرکسی که ما شهید خطابش می‌کنیم، لزوماً نزد خدا هم به مقام شهادت رسیده؟ قرآن تعبیر «الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» رو به کار می‌بره؛ یعنی صرف کشته‌شدن برای رسیدن به مقام شهادت کافی نیست. نیت و هدف هم اهمیت داره و داوری نهایی با خداست. یعنی هرکسی که ما اینجا به عنوان شهید ازش یاد می‌کنیم، نزد خدا شاید اصلا به مقام شهادت نرسیده باشه. شهادت فقط یک نوع کشته‌شدن نیست؛ حقیقت و مرتبه‌ای الهیه. و درباره نسبت زمان مرگ، اختیار انسان و تقدیر خداوند هم نمی‌شه با یک جمله ساده به نتیجه قطعی رسید.
تا هنوز حرف شهادته تو کانال؛ یه سخنرانی از آقای شهید دیدم که فرمودن، شهادت ظاهرش دردناکه... اما باطنش؟! فروختن یه جنسِ ضایع‌شدنی و خراب‌شدنی و غیرقابلِ موندن به یه قیمت فوق‌العاده بالاست. ●|@abootorab7
این چند وقت که بیمارستان میرم و آدم‌های درگیرِ بیماری رو میبینم، یه دعا شده ورد زبونم: «خدایا، مرگ ما رو در بستر بیماری قرار نده.» بعدتر که بیشتر به این دعا فکر کردم، دیدم شاید دلیلش فقط ترس از درد و بیماری نیست. من در تمام عمرم جهاد خاصی نکردم؛ تو جنگی نبودم که مبارز باشم، در میدانی حضور نداشتم که دشمن، جانم رو نشانه بگیره، مهره مهمی نبودم که برای حذف کردنم نیاز باشه نقشه بکشن. زندگیم، دست‌کم از این جهت، خیلی عادی گذشته. و با این حال، فکرِ یک مرگ عادی برام خیلی سنگینه. بعد با خودم می‌گویم: پس اون‌ها که تمام عمرشان رو در میدان جهاد گذروندن چی؟ همونا که بارها مرگ رو از نزدیک دیدن، از کنارش رد شدن و باز به راهشان ادامه دادن؛ آدم‌هایی که شاید تمام زندگی‌شون یک جور آماده‌شدن برای رفتن بود… مرگ برای ما که تمام عمر از آن فاصله گرفتیم، لابد ترسناک‌تر است؛ اما برای کسی که یک عمر به سمتش قدم برداشته، شاید دیگه غریبه نباشد. شهادت، پاداشِ کسیه که تمام عمر برای رسیدن بهش زندگی کرده بود. ●|@abootorab7
چیه این آدمیزاد؟ کافیه یه تغییر کوچیک توی زندگیش ایجاد کنه؛ یه کتاب شروع کنه، بره یه کلاس، دنبال یه علاقه‌ای بره… یا حتی چیزی خلق کنه. یه‌دفعه می‌بینه همه‌ی فکرهای تاریک و ناامید کننده، جمع کرده‌ن و از ذهنش رفته‌ن. حداقل برای یه مدتی. ●|@abootorab7
شما نمیاین کانال بله و من هم یادم میره همزمان مطالب رو اینجا هم بذارم؛ اینه که یهویی با چند کیلو پیام از الرَّحیل مواجه میشید. البته اینکه من تاحالا نگفتم بیاین "کانال بله" هم، بی‌تاثیر نیست.
«الرَّحـیل | میم کریمی» 🆔 شناسه: https://ble.ir/abootorab7