از تمنای نگاهم تا نگاهش...نقطه چین
آرزوی بوسه تا میل گناهش...نقطه چین
در دل هر نقطه چینی صد هزاران راز و رمز
چشم من مانده به در تا پیچ راهش...نقطه چین
عشق میخواهد دلم، شعر و شراب و نقطه چین!
از نوک انگشت او تا روی ماهش...نقطه چین
حرفهای ناتمامت نقطه چینی تا خداست
از سکوت قلب من تا سوز آهش...نقطه چین
دکمه ی پیراهن او ...نقطه چین تا شرم من
از دلم تا برق چشمان سیاهش ...نقطه چین
داغ بوسه اشتباها خورد بر لبهای او...
از خطای دید من تا اشتباهش...نقطه چین
_نام شاعر رو به یاد ندارم_
جبر جغرافیا فقط اونجاش که مردم تو اروپا شفق قطبی میبنن، ما هم یسری انسان نمای دوقطبی :|||