اتاقكِزیرشیروونی.
: ۰۳٫۰۲٫۰۶ شب تولد مامان .. درحالی که هنوز از دستت دلخوره دستشو میگیری ُمیبریش کتابخونه واسه خودت ُ
: ۰۳٫۰۲٫۰۷
درحالی که کلی اعصبانیای به عادت همیشگی ِبه موقع اعصبانی بودنت شروع میکنی تمیز کردن اتاق ..
جوری امروز برات پر شده بوده و کلی دعوا توش بوده (((
با آهنگ قفلیم ُبستنی قفلیم شروع میکنم به اوکی کردن دکور جدید و کلی عاشقش میشم 💘 .
بعدم با استرس و نگرانی فردا میام تو رخت ِخواب )
من ُسردرد ُدلدرد ُاسترس خانواده خوبی نیستیم ،
ولی همیشه بهم چسبیدهایم و جدانشدنی ✅ .
با سهچهارتا مبهومالحال ِروانی دارم زندگی رو میگذرونم که معلوم نیست حتی با خودشون چندچندن 👍🏼 .