همینجوری که روزها از پی هم میگذرن بیشتر به این موضوع پی میبرم که وقتی بچه بودم، چقدر احمق بودم که آرزو میکردم زودتر بزرگ شم.
ولی صبح که بلندشدم برم امتحان بدم نمیدونیدددد
باچه حسرتی داداش خرمو
نگاه میکردم که با آرامش،
زیر باد کولر خوابیده بود.