ما جوانیمان را صرف ساختن کاخهایی شنی از جنس جاه طلبی میکنیم، بعد زندگی شنهای شک را روی برجکهای آرزو و رویاهایمان که بادقت و ظرافت ساختهایم میریزد، آنقدر که دیگر آنها را نمیبینیم. یاد میگیریم که یک زندگی کسلکننده را بپذیریم و از چیزهایی که میخواهیم بگذریم و در زندانی از تنبلی ساکت شویم.
-دیزیدارکر-
اگه کلمه خب رو ازم بگیرن دیگه زندگی کردن رو یادم میره وقدرت تکلمم رو از دست میدم.
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینمردمالانکجانبدبختیِمنوببینن؟
مارا شِکست خورده،
ما را با اشکهامان رَها كردند و رفتند.
و از آن روز بود كه ما بخشيدن را از ياد برديم..