هیچکدوم از کارای مدرسه مو نکردم دارم از مریضی هم میمیرم حال ندارم از جام بلند شم قرص بخورم
من نمیفهمم آخهه هنر و کاروفناوری به چه درد میخورننن، حداقل تو یه روز نمیزاشتیشوون مشتییی.
من نمیفهمم چرا تا میام کپهمو بزارم تو تخت بخوابم پام یادش میوفته باید درد بگیره خببب آخهه مشتیی مشکل دااریی؟
خوابتو دیدم (:
کاش بودی، میومدم واسه خودت تعریف میکردم (:
کاش بودن دوبارهت عین تو خوابم بهواقعیت تبدیل شه ..
احتمالا برایش دوران سختی بود ؛
دورانی که تقلا میکرد زندگی کند ،
پیشرفت کند
خوشحال باشد
اشک بریزد اما خاموش نشود
نفس بکشد بدون درد
نترسد
بجنگد
نرود و بماند
بسازد
انسان باشد
زنده بماند
زنده بماند
زنده بماند . .