اون تایمی که دورتشلوغه و توجمع دوستاتی اما ساکتی چون دلت براش تنگ شده و بدون اون تنهایی 🚮🚮🚮
هدایت شده از 𝐬𝐧𝐨𝐰𝐠𝐢𝐫𝐥𝐚 | دختر برفی
از لحاظ روحی نیاز دارم یکی ببرتم بیرون و
برام رز آبی بخره :)
اتاقكِزیرشیروونی.
من از اینکه کسی به موهام دست بزنه متنفرم، پس اگه به موهام دست زدی و نزدم تو گوشت یعنی واقعا دوستت
من از اینکه کسی دفترچههامو بخونه متنفرم، پس اگه بازکردی و همهی دفترمو خوندی یعنی واقعا دوستتدارم.
من شبامتحانریاضی درحالی که گفته بودم امشب تا صبح درس میخونم :
خببب بریم برای پلی کردن قسمت اول سریال جدیدد🗣
امروز واقعا خوب بود، صبحش که بادیدن خانومعربعزیزم شروع شد. ناهار غذای موردعلاقهم بود. تو باشگاه واقعا خوب بازی کردم. و بارون اومد ؛ خدایا شکرت😭💗
یه خبرخوب دیدم امروز و خیلی خوشحال شدم😭 به معنای واقعیهه کلمه خدایاشکرت😭
فقط یهچیزی که نگران کنندهست واسم امتحان عربی فرداعه، رسما هیچی بلدنیستم😭
امشب غم زیادی وجودمو گرفته.
همهش بهخاطر توعه، انگار از وقتی که دیگه هرروز باهم حرف نمیزنیم و بغلت نکردم، بهم نگفتی دوستت دارم، چیزی رو برات تعریف نکردم و برای همیشه با چندتا جمله که نمیشه اسمشو گذاشت خداحافظی ترکم کردی مشکلات دیگهم به چشم نمیاد. وقتی بودی حتی ابرها هم قشنگتر بودن. آهنگا حس دیگهای داشتن و روزها سبز بود.
حدود شیشهفتماهه که فقط از دور دیدمت و مثل دوتا غریبه باهم رفتار کردیم ولی کاش تموم شه این همه درد نبودنت ؛ کاش بیای، بغلم کنی و بگی همش یه خواب بد بود که توش گیرافتاده بودی.
اگه برگردی بهت قول میدم که دیگه باهات لجبازی نکنم، ناراحتت نکنم، به اون دختره که ازش متنفر بودی سلام نکنم و مواظب خودم باشم. اما این قولها قبل برگشتنت واسهم پوچه-
این روزا هم با خودم لجکردم و هم مواظب خودم نیستم.
هرموقع مریض میشدی بهم میگفتی تو رازت چیه که انقدر دیر به دیر مریض میشی؟
اما الان باید بهت بگم از وقتی که نیستی بالای دهبار مریض شدم و حتی از دفعهی قبلی که سرماخوردم هنوزم بعضیوقتا گلوم درد میگیره ..
اینهمه رو نوشتم تا فقط بهت بگم که خیلی دلم برات تنگ شده، برای بوی عطرت، برای امنیت بغلت، برای خاطراتت، برای صدات، حرفات، بودنت و در آخر خودت. دوستت دارم (: