موقعیتِالانم رو مدیون امامرضا ام و بیشترین چیزی که منو سرپا نگه داشته فکر کردن به هفته آینده و سفرمشهدیه که از خودشون گرفتم :)
یهتنه دارم سعی میکنم روابطم با دوستام، دور و بریام و کسایی که اطرافمن به طور سالمی پابرجا بمونه در صورتی که این تلاش یکطرفهست و از طرفمنه. پس وقتی بعد از یهمدت طولانی که فقط داشتم وانمود میکردم باهاتون صمیمیام، صحبتی باهم نداشتیم از من ناراحت نشید.
این منم که باید دلخور باقی بمونم.🤷🏻♀
از امشب که گذشت:
بیرونرفتنیهویی / اونودر سختترینشرایط / دیوونهبازی / مرغوقُرچ / بوستانامامرضا / ایالههیناز / عکسازماه / نوشتنمتنخیلیتصادفی / موهایخوشفرم / حرم.
از سفرِمشهدتیرماهصفرچهار ؛
همجبههای / اتاقاشک / پکهمجبههای / مهروچفیهجانماز / بستنیدورهای / عکسهزارنفری / کوچهنخودبریزها / سینهزنی / پرچمامامحسینوحضرتعباسوامامرضا / صحنگوهرشاد / تونلوحشت / پاشووبیدارشوو / پیتزابلبک / فتحخونشهیدآوینی / صبحونهچایخونه / دورهشهیدطهرانیمقدم😭✨ / خجالتوپشیمونیزیاد / کمخوابیوحشتناک / سردرد / موسیکوتقی / حرمگردی / آنباکسهمهچیزز / تسبیح / چرتزدنتوهرجاییکهمیشد و درآخر یکیازبهترینلحظاتعمرم.
اتاقكِزیرشیروونی.
از سفرِمشهدتیرماهصفرچهار ؛ همجبههای / اتاقاشک / پکهمجبههای / مهروچفیهجانماز / بستنیدور
خیلی چیزا رو نگفتم اما خب همین کلماتکوچیک و کمی هم که بیان شد بمونه به یادگار تو صندوقچهیخاطرات ارزشمندِ لحظاتَم*
و باید دفترسفرمشهد رو ببندیم و برگردیم به زمانِحال :