اتاقكِزیرشیروونی.
از سفرِمشهدتیرماهصفرچهار ؛ همجبههای / اتاقاشک / پکهمجبههای / مهروچفیهجانماز / بستنیدور
خیلی چیزا رو نگفتم اما خب همین کلماتکوچیک و کمی هم که بیان شد بمونه به یادگار تو صندوقچهیخاطرات ارزشمندِ لحظاتَم*
و باید دفترسفرمشهد رو ببندیم و برگردیم به زمانِحال :
هرروز یه عالمه برنامههای خفنُباحال میچینم واسه روزم، به قسمت کارای باحالش که میرسم برقا میره و تمومِ انگیزه و شوقوذوقم میره ؛ مسعودعمویی نکن دیگه باباجان 🙎🏻
تو داغونترین حالت و دیرترین حالت، بعد از چندینروز دارم میرم باشگاه. خدا از سر تقصیراتم بگذره واقعا🙏🏻