هرچقدر بیشتر به ۲۰شهریور نزدیک میشیم افسردگیِدرونیم و غمهام بیشتر میشه.
انگار واسهی اون روز یه گریهگنده دارم
من هربار که حوصلهم سر میره: عه چقدر آدمای اینجا زیادن بزار چندنفرو ریم بزنم.(بعدش به غلطخوردن میوفتم)
این روزایِآخرتابستون همش داره تندتند و با خستگی یهعالمه کار و بدوبدو میگذره. اما واقعا دلم برای به خوابتختت با خیاال راحت و استرس دیرنرسیدن به فلانکلاس، خواب نموندن و .. اینا به دلم مونده.
پلن اینروزای مغزم در برابر هرچیزی تو زندگیم هست :
هیچ واکنشی نشون نده، فقط فاصله بگیر.