تنها چیزی که الان میخوام اینه که همهچی رو، همهرو، ول کنم و برم.
نمیدونم کجا فقط برم. دور بشم از ایندنیای سنگینِکرختآدمیزادی. بمیرم مثلا؟ الانم مردم. هیچوقت فکر نمیکردم دلتنگی برای یه نفر انقدر اذیتم کنه که انقدر آهنداغ گذاشتن رو گلوم و هیفشار میدن..
آمدیجانم به قربانت ولی در غیبتت
یکنفر امد که حالا کل دنیایم شده.
یک نفر مانند تو اما کمی دلرحم تر.
یک تهی عشق خیالی که حالا کل رویایم شده.
از روزهایِمبارزه ؛
اتاقكِزیرشیروونی.
از روزهایِمبارزه ؛
این خانومخوشگله خیلی ناز بود، خیلی خوشگل بود ازش یهعالمه عکس گرفتم (: ✨
از این حس که نمیتونم نفس بکشم و با هر دمی که وارد ریه هام میکنم سرفهم میگیره متنفرم.🚮
خودِقبلیمو میخوام.