از امروز فقط اون قسمتشو دوستداشتم که تموم تنم زیر بارونشدید خیس شد و ازم آب میچکید و اون قسمتی که زیر بارون میدویدم((:
دلم با ماندن بود، راه اما راهِرفتنبود و تو ندانستی چه رنجیست کشاندن تَنِخستهای که خواهان ماندن بود.
امروز یهکار بشدت خطرناکِریسکی کردم و به دوساعت نکشیده خطرش دامنم رو گرفت؛ نجاتم بدید