امروز یهکار بشدت خطرناکِریسکی کردم و به دوساعت نکشیده خطرش دامنم رو گرفت؛ نجاتم بدید
𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗆𝖾𝖾𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾 𝗀𝗋𝖺𝗏𝖾𝗒𝖺𝗋𝖽 (:
𝖶𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝖺𝗒 𝖽𝗈𝗐𝗇 .. 𝖶𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝗍𝖺𝗒 𝗇𝗈𝗐 ..
𝖥𝖺𝖼𝖾𝖽 𝗎𝗉, 𝖼𝗈𝗅𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗋𝗍, 𝗇𝗈 𝗅𝗈𝗇𝗀𝖾𝗋 𝖻𝗒 𝗆𝗒 𝗌𝗂𝖽𝖾 𝗇𝗈𝗐 ..
𝖶𝗂𝗌𝗁 𝗐𝖾 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗍𝗈𝗀𝖾𝗍𝗁𝖾𝗋 𝗇𝗈𝗐 ((:
هدایت شده از توهم.
یاسمن بعد یه بچه و این همه سال موو آن نکرد بعد تو از من توقع موو آن داری؟
عاشقِ اون لحظهایم که با بابا توی ماشین، وسط سیاهیِشبجادهایم من یه پتوینازك انداختم رو خودم؛ بابا برای اینکه خوابش نبره هر نیمساعت یبار یه لیوانچایی میخوره و همینطور که به کویرنامعلوم مسیر خیره میشم یه نوایِآروم از صدای ضبط میاد که نورشرق میگه : یكنفسایپیكسحریبرسرکویشکنگذری.. گوکهزهجرشبهفغانم..بهفغانم((: ایکهبهعشقتزندهمنم،گفتیازعشقتدرنزنم..مننتوانم،نتوانم..نتوانم.