آدمی که راحت قید بقیه رو میزنه همونیه که یه زمانی برای نگه داشتن یهنفر همه وجودش رو گذاشته؛ اما رفته.
جدی غمِدنیا و این چرتوپرتا رو بیخیال، پلنِفعلی تا اطلاعثانوی فقط و فقط خوابـه.
ء.
از تو، کسی که پنهانی در قلبم دوستت دارم معذرت میخواهم، میتوانستم راحت و بدون دردسر به زبان آورمش که در قلبم زیادی عزیزی؛ ولی ترجیح دادم آدم بدهی داستانت شوم که مدام در حال نادیده گرفتن توجهات تو باشم، میدانم سخت است، میدانم که از من بابت فرار کردنم تا چه حد متنفری.
از تو بابت دوست داشتنِ منی که داری، نادیده گرفتن رفتارهای تو و عشق پنهانی که در دلم دارم و به زبانش نمیآوردم معذرت میخواهم، میدانم کار را هم برای خودم و هم برای تو سخت کردهام ولی آن هیولای درون سرم نمیگذارد برای تو معشوقِ خوبی باشم.
_ قلمِمُرتجل
ء.
برام عجیب بود که دیگه صحبت کردن درباره زندگیم با تو واسهم جالب نبود.
وقتی بیشتر دربارهش فکر کردم دیدم دیگه وقتی از اون خیابونه رد شدم با لبخند به اون جای همیشگیمون نگاه نکردم،
صبح که داشتم میرفتم بیرون شیشه عطرتو بو نکردم تا با امید بودن تو روزم رو ادامه بدم،
وقتی رفتم کافه نگفتم همون سفارش همیشگی تا یاد تو نیوفتم و تنها یه قهوه تلختر از وقتی که افتادی ته دره چشمام گرفتم و فقط با یه نگاه از میز همیشگیمون دور شدم.
اینارو میگم که بدونی دیگه واسهم مهم نیستی؛ من شاید چندین و چندبار فکر کردم فرصت دادن واسه دوستداشتن دوبارهت به خودم میتونه منو از زمستونِخشک بکشه بیرون و ببره به بهارپررنگولعاب اما من ترسیده بودم! از دوستداشتن تو، از مهمبودنت واسهم، از اینکه چجور از خودم میگذشتم به تو برسه.
داستانِ افتادن تو داخل دره چشمام مثل کاغذ مچالهشدست، میتونی بیای بازش کنی و قصهرو از اول بنویسی اما هیچچیز دوباره عین قبلا نمیشه.
دیگه هیچوقت مهمون بغلهای گرم و محکم هنگام خداحافظی نمیشی، دیگه تو جمع طرفداریت رو نمیکنم، دیگه سه صبح دقیقا وقتی بیخوابی زده به سرم و با کابوسِزندگیم از خوابپریدم بهت تکست نمیدم تابگم: بیداری؟ بیا حرف بزنیم، حالم خوب نیست.
آره... تو یه روزی همهیمن بودی اما الان؟ بعید بدونم؛
دیگه عشقپاک تو چشمام سهم تو نیست، دیگه نگرانی هامو واسه تو خرج نمیکنم. اما بدون همیشه تهِتهِتهِ قلبم تو یه ریشه عمیق داشتی که یه درخت سبز، بزرگ و پرشاخوبرگ بود که تو باغبونش بودی اما یهو روزی بهجای علفایِهرز ناراحت کننده تو اون ریشه رو از جا درآوردی پرت کردی تهدره.
_ قلمِمُرتجل
ArianfarToChi_1.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
سهمِ مَـن ستـاره شدن نیست، من فقط میتـونم محـو شـم، مثلِ برف. /