eitaa logo
𝑳𝒐𝒔𝒕 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒏𝒐𝒊𝒔𝒆
1هزار دنبال‌کننده
65 عکس
129 ویدیو
0 فایل
در هیاهوی این جهان گم شده‌ام، میان هزاران صدا و آدم. اینجا تکه‌ای از سکوت من است؛ جایی برای کلمات، فکرها و من.🫂❤️‍🔥 "اینجا گوشه‌ای از سکوت، فکرها و کلمات من است. ♡ اگه اینجا به دلت نشست، خوشحال میشم بمونی:)"
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤🥀𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒂 𝑵𝒂𝒎𝒆|پارت نود و سه از ماشین پیاده شدند،رفتن سراغ همون خونه،خونه پارسا،اما بازهم کسی نبود،انگار که اینجا هیچ سرنخی براشون نداشت. هلیا غمگین از اون خونه رو چرخوند و لب زد _آراد بسه،نمیکشم:)چقدرر مثل آدم های سرگردون بگردم ،کی حقیقت روشن میشه +هلیا،عزیزمن،تو هدف خیلی بزرگی داری،پس ناامید نشو،لطفا _آراد،اخه... +اخه نداریم دختر خوب،باید تا تهش بریم. _چشم راه افتادند به سمت شرکت _آراد +جونم؟ _اگه حقیقت به ضررمون باشه چی؟اگه مارو ازهم جدا کنه؟ +نترس،هیچ دلیلی ،برا جدا کردن ،و شدنمون وجود نداره،تو دیگه عضوی از منی آراد لحظه ای به خودش اومد،از حرف خودش و اون جرئتش برا گفتن این حرف ،لب ورچید،چون از اون بعید بود گفتن همچین حرف هایی،اون مدیر بود،مغرور بود،اما خودش هم نمیدونست،هلیا چی داشت که اون جوری اونو مجذوب و متغیرش کرده بود. رسیدند دم شرکت،که اشکی از گونه هلیا سر خورد. _ببینمت هلیا!!چته؟چیشد یهوو؟چیزیت شد،؟ +نه نه،فقط،دلم برا بابا تنگ شده:))) ᴀ ꜱᴛᴏʀʏ ʙʏ ʟᴀᴅʏ ᴋᴀꜰ🥀 ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ ᴡɪᴛʜ ɪɴᴋ, ᴋᴇᴘᴛ ᴡɪᴛʜ ʜᴇᴀʀᴛ.🥀 ᴛʜᴇ ꜱᴛᴏʀʏ ᴄᴏɴᴛɪɴᴜᴇꜱ…🥀 ╰┈➤ 𓆩 @absolute_silense 𓆪 𝓒𝓸𝓹𝔂 𝓟𝓻𝓸𝓱𝓲𝓫𝓲𝓽𝓮𝓭 𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒂 𝑵𝒂𝒎𝒆
می‌دونستین اخرای رمانه؟🖤
اما تعدامون کمه واقعا،دلم میگیره🥀
آراد جان یکم آروم تر پیش برو لدفن😃 فکر کنم یه لحظه هنگ کرد چی گفتی😍😍😍
آخر داستان به چیزی میرسن یا نه؟😀👈👉
شیطونه میگه کل پارتارو بزارررررر😭اما نووووچ،