#درس_دوم
🔹️ 7. Peril
🔹️تلفظ: پِرِل
🔹️معنى: خطر
🔹️كد: خوردن مايع پريل خطرناكه
🔹️مثال:
1. The hunter was abandoned by the natives when he described the peril which lay ahead of them.
١. زمانيكه شکارچی به بوميان توضيح داد چه خطرى پيش روى آنهاست، او را ترک
كردند.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. There is a great peril in trying to climb the mountain
٢. خطر بزرگی در تلاش براى بالا رفتن از كوه وجود دارد.
3. Our library is filled with the stories of perilous adventures
كتابخانه ى ما مملو از داستانهاى ماجراجويى هاى خطرناک است.
🔹️ لغت هم معنى: danger
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_دوم
🔹️ 8. Recline
🔹️ تلفظ: رِكلاي
🔹️معنى:
خوابيدن، لم دادن، درازكشيدن
🔹️کد: رُک بگم، تو لاین( صف) دراز نکش
🔹️مثال:
1. Richard likes to recline infront of television set.
١. ریچارد دوست دارد جلوى تلويزيون دراز بكشد.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. After reclining on her right arm for an hour, Maxine found that it had become numb.
٢. بعد از اينكه ماكسين يک ساعت روى دست راستش دراز كشيد، متوجه شد دستش بى حس شده.
3. My dog's greatest pleasure is to recline by the warm fireplace.
٣. بزرگ ترين لذت سگ من دراز كشيدن كنار شومينه ى گرم است.
🔹️لغات هم معنى:
lie down, stretch out, lead back.
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_دوم
🔹️ 9. Shriek
🔹️تلفظ: شرْيک
🔹️معنى: جيغ زدن، جيغ و فرياد
🔹️كد: به شريكم گفتم انقد جيغ نزن
🔹️مثال:
1. The maid shrieked when she discovered the corpse.
١. وقتى خدمتكار جنازه رو پيدا كرد، جيغ كشيد.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. With a loud shriek, Ronald fled from the room.
٢. رونالد با يک فرياد بلند از اتاق فرار كرد.
3. Facing the peril of waterfall, the boatman let out a terrible shriek.
٣. وقتى قايقران با خطر ابشار مواجه شد، فرياد هولناکی كشيد.
🔹️مترادف: scream
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_دوم
🔹️ 10. Sinister
🔹️تلفظ: سى نِستِر
🔹️معنى:
پليد، پست، متقلب، وحشتناک
🔹️کد:
سى تا نيروى سِرى يه نقشه ى پليد و شيطانى كشيدند.
🔹️مثال:
1. The sinister plot to cheat the widow was uncovered by the police.
١. نقشه ى پليد براى فريب بيوه زن توسط پليس برملا شد.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. When the bank guard spied the sinister_looking customer, he drew his gun.
٢. زمانيكه نگهبان بانک متوجه مشترى به ظاهر شرور شد، اسلحه اش را كشيد.
3. I was frightened by the sinister shadow at the bottom of stairs.
٣. از سايه شوم انتهاى راه پله ترسيدم.
🔹️لغات هم معنى:
evil, wicked, dishonest, frightening.
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_دوم
🔹️ 11. Tempt
🔹️تلفظ: تِمپت
🔹️معنى:
تلاش به وادار كردن كسى به انجام كارى، امتحان كردن، دعوت كردن، وسوسه كردن
🔹️كد:
تيم آقاى پِت وسوسه شدن دوپينگ کنن
🔹️مثال:
1. A banana split can tempt me to break my diet.
١. دسر موز ميتواند مرا وسوسه كند كه رژيمم را بشكنم.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. The sight of beautiful Louise tempted the bachelor to change his mind about marriage.
٢. ديدن لويس زيبا مرد مجرد را وسوسه كرد كه نظرش راجب ازدواج را تغيير دهد.
3. Your offer of a job tempts me greatly.
٣. پيشنهاد كار شما مرا به شدت وسوسه ميكند.
🔹️تعريف و هم معنى:
Try to get someone to do something, test, invite.
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_دوم
🔹️ 12. Wager
🔹️تلفظ: وِيجِر
🔹️ معنى: شرط
🔹️ كد: وِى سر شرط بندى افتاد لباسش جر خورد.
🔹️مثال:
1. I lost a small wager on the Superbowl.
١. من شرط كوچكى را در سوپر بول باختم.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. After winning the wager, Tex treated everyone to free drinks.
٢. بعد از برنده شدن در شرط بندى، تكس همه را به نوشيدنى مجانى دعوت كرد.
3. It's legal to make a wager in the state of Nevada.
۳. شرط بندى در ايالات نوادا قانونى است.
🔹️لغت هم معنى: bet
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#آزمون_درس_دوم
🔻Place one of the new words in each of the blanks below.
((corpse_conceal_dismal_frigid_inhabit_numb_perii_recline_shriek_sinister_tempt_wager ))
🔹️1. The chances of my winning the election were so ........... that I decided to quit before the votes were counted.
🔹️2. I won the ............ that my bachelor* friend would be married by June.
🔹️3. Kit Carson's keen* eyesight protected him from the .......... in the forest.
🔹️4. While escaping from the bank, the robbers forced the teller to ............ on the floor of their car.
🔹️5. Since the shack was vacant,* we did not expect to hear the terrible .......... which came from it.
🔹️6. With a .............. smile, the gangster invited Martha into his Cadillac.
🔹️7. You cannot ................ the truth when you are questioned by the keen* lawyer.
🔹️8. It is said that many ghosts ............ the old Butler house.
🔹️9. In ............... weather I always wear three or four sweaters.
🔹️10. After standing guard duty for four hours, I became completely .......... .
🔹️ 11. As the closet was opened, the ............ fell out, frightening the janitor out of one year's growth.
🔹️12. With the promise of a raise in pay, my boss tried to ......... me to stay on in the job.
#آزمون_درس_دوم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_سوم
🔸️1. typical
🔹️تلفظ: تيپيكال
🔹️ معنى: كليشه اى، بارز، عادى
🔹️ كد: تيپ كلى جامعه ما عاديه.
🔹️مثال:
1. The sinister character in the movie wore a typical costume, a dark shirt, loud tie, and tight jacket
١. شخصيت شرور در فيلم لباسى كليشه اى به تن داشت، پيراهن تيره، كراوات بلند، و كت تنگ.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. The horse ran its typical race, a slow start and a slower finish, and my uncle lost his wager
٢. اسب در مسابقه اى كه ويژه ى او بود، با شروعى كند و پايانى كندتر شركت كرد و عموى من شرطش را باخت.
3. It was typical of the latecomer to conceal* the real cause of lateness.
پنهان كردن دليل واقعى تأخير كار هميشگى فردى بود كه دير مى آمد.
🔹️لغت هم معنى:
usual, of a kind
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_سوم
🔸️2. minimum
🔹️تلفظ: مى نِمِم
🔹️ معنى: حداقل
🔹️ كد: حداقل يه مينى مام بخر بزن تو اين گرما.
🔹️مثال:
1. Studies show that adults need a minimum of six hours sleep.
١. مطالعات نشان میدهند كه بزرگسالان حداقل به شش ساعت خواب احتياج دارند.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. The minimum charge for a telephone, even if no calls are made, is about $60 a month.
٢.حداقل هزينه تلفن، حتى اگر مكالمه اى انجام نشود، حدود ٦٠ دلار در ماه است.
3. Congress has set a minimum wage for all workers.
كنگره حداقل دستمزد كارگران را مقرر كرده است.
🔹️تعريف انگليسى لغت :
The least possible amount, the lowest amount.
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
#درس_سوم
🔸️3. Scarce
🔹️تلفظ: سْكِرس
🔹️ معنى: كمياب
🔹️ كد: الان ديگه (كرسى) تو خونه ها (كمياب) شده.
🔹️مثال:
1. Chairs that are older than one hundred years are scarce.
١. صندلى هايى كه بيش از صدسال قدمت دارن كميابند.
#اطلاعات_لازم
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
🔹️مثال هاى بيشتر:
2. Because there is little moisture in the desert, trees are scarce.
٢. به خاطر اينكه در بيابان رطوبت كمى وجود داره، درخت ها كميابند.
3. How scarce are good cooks?
٣. آشپزهاى خوب چقدر كميابند.
🔹️تعريف انگليسى لغت :
Hard to get; rare
#اطلاعات_بيشتر
🌱🌱🌱🌱🌱🌱
كانال مارا به دوستانتان معرفى كنيد.👇
https://eitaa.com/joinchat/289145123Ca4c62d5335
♦آموزش زبان انگلیسی با فیلم و کارتون
لینک عضویت: 👇
https://eitaa.com/joinchat/3597534462Cbe8034cd40