سفر ماکرون و مرکل به واشنگتن و دیدار با ترامپ با هدف انجام مذاکرات نهایی قبل از اعلام موضع آمریکا در مورد حفظ یا لغو #برجام، در فضایی که ظاهراً مقامات آمریکایی از اقدامات اروپا در مورد اصلاح #برجام ناامید شدهاند، انجام میشود. درحالیکه تاکنون به لحاظ محتوایی توافقی میان #اروپا و آمریکا در مورد آینده #برجام انجامنشده، دولت آمریکا تلاش میکند حداقل به لحاظ شکلی در زمان باقیمانده، اصلاحات موردنظر خود را در راستای سیاست نهایی ترامپ، که همان خروج از برجام است، به اروپا بقبولاند.
یکی از سناریوهای محتمل به دلیل اهمیت راهبردی #برجام برای آمریکا، وادارسازی اروپا به حفظ آن و نگاهداشتن ایران در این توافق است. خروج آمریکا باعث میشود محدودیتهای برجام برای این کشور در زمینه اعلام تحریمها و فشارهای بیشتر برداشتهشده و از سوی دیگر با نگاهداشتن ایران در این توافق از مزایای راهبردی آن نیز بهرهمند شوند. در این راستا #اروپا به سبب منافع سیاسی و اقتصادی نیز با فرجه زمانی از جانب آمریکا مواجه خواهد شد. این فرصت با هدف تطبیق شرکتها و دولتهای اروپایی با شرایط جدید انجامشده و بدین منظور تحریمهای آمریکا بهسرعت بازنمیگردد. برخی استثنائات مشخص در مورد بازگشت تحریمها و اعطای مجوز به #اروپا سبب میشود از سویی #ایران در برجام باقی ماند و از سوی دیگر اروپا به شکل مقطعی و تا زمان رسیدن به شرایط بهتر، موضع خود را حفظ نماید و احتمالاً از #ایران امتیازات بیشتری مطالبه نماید.
ارزیابی آمریکاییها که در سخنان اخیر نیکی هیلی صراحتاً بیان شد، بیانگر این نکته خطرناک است که #ایران قرار است بدون آمریکا به #برجام متعهد باشد و آن را با #اروپا ادامه دهد. سیاستی که اگر هم در فاز اول اجرا شود پس از مدت کوتاهی به شکل کامل رهاشده و تبعات منفی آن برای ایران خواهد ماند لذا ارسال هرگونه سیگنال به غرب جهت تداوم برجام بدون آمریکا، خطایی راهبردی است که منافع کشور را در میانمدت و درازمدت به شکل جدی در حوزههای مختلف تحت تأثیر قرار خواهد داد. خروج آمریکا از #برجام باید با هزینهای فراتر از بازگشت #ایران به روند سابق و با قطع کلیه اقدامات داوطلبانه و کاهش تمامی سطوح همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام شود. بدترین اقدام- برای افرادی که خواهان حفظ برجام هستند- سیاست مماشات و انفعال در برابر اقدامات آمریکا و اروپا در مقطع فعلی است.
https://eitaa.com/abuzargohari
حمله اخیر آمریکا به #سوریه فارغ از سنجش ارزش عملیاتی آن، نشان از فقدان سیاست خارجی منسجم واشینگتن در قبال دمشق دارد مسئلهای که از دوره #اوباما به ترامپ به ارث رسیده و علیرغم انتقادات وی از اوباما همچنان بیقاعدگی و بینظمی در سیاستها به چشم میخورد. در یک جمله سیاست خارجی ترامپ در #سوریه یک درجه از سیاست عملگرایانه اوباما – که آن نیز فاقد نتیجه مشخص بود- تنزل کرده و به سیاست واکنشی و اقتضایی رسیده که هدف آن صرفاً ممانعت از از دست رفتن منافع بیشتر است. واقع ماجرا آنست که آمریکا در #سوریه منافع حیاتی نداشته و آنچه تحت عنوان منافع تعریف میکند بر اساس فشارها و نظرات متحدان عرب و رژیم صهیونیستی و نیز مسئله حفظ حیثیت و پرستیژ آمریکا تعریفشده است. به عبارت بهتر در مقطع کنونی و پس از پیروزیهای محور مقاومت و ناامیدی از حصول نتیجه مشخص؛ آنچه از منظر آمریکا باید حاصل شود همان بود که ترامپِ بیتجربه صراحتاً بیان کرد: خروج از سوریه. تغییرات متعاقب در این سیاست، نتیجه فشارهای بدنه حاکمیت آمریکا و متحدان بود و تحولات مربوط به حمله نیز میبایست در جهت تثبیت تغییر موضع ترامپ از «سیاست خروج» به «سیاست بقای مشروطِ به تأمین هزینه توسط متحدان»، انجام میشد.
در شرایطی که چالشهای منافع آمریکا در #سوریه بیش از فرصتهای آن است و برنامه و راهبرد کلانی نیز در رابطه با این کشور وجود ندارد اقداماتی نظیر حمله موشکی با اهداف موردنظر تناسبی نداشته و صرفاً جنبه نمایشی پیدا میکند. فرماندهان نظامی و عقلای واشینگتن بهخوبی میدانند که اقدام به حمله موشکی نمیتواند باعث تحقق اهدافی نظیر تغییر وضعیت نامطلوب فعلی، تقویت جناحهای مخالف در مذاکرات سیاسی، مهار نفوذ #ایران و #روسیه و افزایش امنیت رژیم صهیونیستی گردد بلکه برعکس، روابط آمریکا با بازیگران اصلی صحنه سوریه را وارد ابهام کرده و اوضاع را پیچیدهتر میکند.
عدم هماهنگی اقدامات نظامی و دیپلماتیک، فقدان انسجام و همرأیی نظامیان و سیاستمداران آمریکا، عدم برنامه مشخص پس از حملات و در یک جمله، فقدان استراتژی سیاسی و نظامی منسجم در مورد #سوریه، سبب شده است اقدامات آمریکا صرفاً جنبه صوری و واکنشی یافته و نهتنها نتیجهای برای این کشور نداشته باشد بلکه موضع متحدان دمشق را تقویت کند.
https://eitaa.com/abuzargohari
ماجرای مذاکره مخفیانه #پامپئو رئیس فعلی سازمان سیا و نامزد پست وزارت خارجه آمریکا با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی، مسئله را وارد فاز جدیدی کرده است. این سفر مخفی که یادآور مذاکرات و سفر محرمانه #کیسینجر به #چین در زمان نیکسون جهت برقراری روابط با این کشور بود، نشان از برداشت و جهتدهی بدنه کارشناسی و دستگاههای مرتبط به سیاست خارجی آمریکا به رویکردِ شخص محور ترامپ است. تیم امنیت ملی آمریکا که با اعلام خبر مذاکره مستقیم ترامپ با رهبر کره شمالی شوکه شدند و آن را اقدامی نامناسب میدانستند تلاش میکنند این تصمیم را به نحوی مدیریت کند که قمار بزرگ ترامپ باعث تضعیف وجهه و جایگاه رئیسجمهور نشود. تغییر برخی مواضع ترامپ در این مورد و اعلام اینکه اگر مذاکرات نتیجه نداشته باشد وارد مذاکره نمیشود و یا حتی حین مذاکره آن را ترک میکند، نشان از این تأثیرگذاری است.
در این میان نقش متحدان آمریکا نیز بسیار برجسته است. ابتکار مذاکره مستقیم با اقدامات کره جنوبی و هیئت حاکمه جدید این کشور آغازشده و نوعِ بازی این کشور و استفاده از شخصیت ترامپ سبب شده است پیشرفت کنونی که قطعاً برای سئول حیاتی است، حاصل شود. در این میان حتی #چین از سرعت تحولات غافلگیر شد بهنحویکه مجبور به دعوت کیم جونگ اون، جهت مذاکره به این کشور شد. #چین منافع گستردهای در ماجرای کره شمالی دارد و درنهایت به دنبال حفظ بحران مدیریتشده جهت تأمین منافعش در جنوب شرق آسیا در قبال آمریکاست. از سوی دیگر آمریکا نیز بدون مشارکت #چین قادر به پیشبرد اهداف نیست. رسیدن به نقطه تعادل در منافع متقابل پکن-واشنگتن در مورد پیونگیانگ در حل ماجرا بسیار مهم است.
از سوی دیگر نزدیک کردن نظرات آمریکا و کره شمالی در مورد «شبهجزیره عاری از سلاح اتمی» بسیار مهم و اساسی است به نحوی که برداشتهای متفاوت طرفین، پیشبرد مذاکرات را دشوار خواهد کرد. آنچه مسلم است آنکه علیرغم اقدامات اخیر کره شمالی و جسارت خاص ترامپ در این موضوع، خوشبینترین تحلیلگران نیز نسبت به نتیجه بدبین هستند؛ دلیل این امر منافع متداخل و متعارض بازیگران متعدد اصلی در این ماجرا است.
https://eitaa.com/abuzargohari
میزان موفقیت سفر مقامات ارشد اروپایی به واشنگتن جهت حفظ #برجام و متقاعد ساختن ترامپ برای ماندن در توافق، با توجه به شخصیت وی چندان روشن نیست اما میتواند احتمال وقوع سناریوی پرخطری را تقویت نماید. به نظر میرسد اروپا نسبتاً متقاعد شده است که دولت ترامپ از #برجام عبور کرده و یا حداقل آن را در مقطعی برای کسب امتیازات بیشتر از #ایران و #اروپا به گروگان گرفته است.
مذاکرات اروپا- آمریکا ممکن است احتمال خروج رسمی ترامپ از #برجام را به تأخیر انداخته و باعث شود ترامپ ضمن عدم تمدید تعلیق تحریمها، رسماً اعلام خروج ننماید و ضمن توافق با #اروپا و مهلت دهی به آنها جهت رسیدن به توافق تکمیلی مطلوب آمریکا، آزادی عمل خود را در قبال برجام به دست آورد و متحدان اروپایی، #روسیه و #چین را وادار نماید هر چه سریعتر به توافق مکمل برسند. بازگشت برخی تحریمها در این سناریو و تحتفشار قرار دادن متحدان جهت حصول به توافق جدید با ایران ابزار ترامپ خواهد بود به عبارت بهتر آمریکا قصد دارد میان خروج از برجام و نقض آن تفاوت ایجاد نماید.
تحقق این سناریو منوط به نحوه واکنش جمهوری اسلامی است. درصورتیکه #ایران، این اقدام آمریکا را خروج از #برجام تفسیر نموده و اقداماتی جهت نقض مفاد آن انجام دهد؛ آمریکا ایران را مسئول نقض #برجام معرفی خواهد کرد و تلاش برای اجماع سازی علیه تهران خواهد نمود. طبیعتاً درصورت عدم واکنش ایران به نقض مفاد توسط آمریکا، اهداف این کشور بدون هزینه تحققیافته است. آمریکا تلاش میکند با هزینه اروپا و ایران، #برجام را حفظ نماید تا هم از منافع آن منتفع گردد و هم اهرم فشار بر طرفهای دیگر را حفظ کرده باشد. موضع اروپا نیز درنهایت انتخاب میان گزینه بد و بدتر است که همان همراهی با آمریکا در این ماجراست.
https://eitaa.com/abuzargohari
نمایش نتانیاهو که صراحتاً باهدف تأثیرگذاری بر ترامپ جهت لغو #برجام انجام شد این سؤال را مطرح میکند که چرا علیرغم تصریح اکثر مقامهای سابق امنیتی رژیم صهیونیستی مبنی بر مطلوبیت حفظ #برجام، همچنان نخستوزیر این رژیم بر لغو این پیمان تأکید دارد؟ به عبارت بهتر قرار است نتیجه لغو برجام برای آنها چه باشد؟ روشن است که لغو برجام بسیاری از اهرمهای نظارتی بر برنامه هستهای ایران را از بین خواهد برد و دسترسی به آن را دشوار خواهد ساخت، اما بااینوجود همچنان این امر مورد تأکید اسرائیل است. پاسخ این سؤال را باید در ارزیابی نخستوزیر این رژیم که در سخنان وزیر اطلاعات آن نیز منعکس شد، جستجو کرد. نتیجه لغو #برجام بازگشت تحریمها و افزایش فشار بر #ایران خواهد بود. فشارهایی که بهتصریح یسراییل کاتز میتواند باعث فروپاشی جامعه ایران گردد و یا حداقل در دید آمریکا باعث بروز مشکلات امنیتی، ناآرامی داخلی و بروز اختلافات سیاسی نخبگان و فعال شدن شکافهای داخلی در ابعاد مختلف شود. آرزوی آمریکا و رژیم صهیونیستی در این شرایط استفاده از این فضا و حرکت بهسوی «سوریهسازی ایران» است. این بار تیم افراطی واشنگتن و تلآویو بر محیط داخلی #ایران تمرکز کرده و قرار است از طریق افزایش نارضایتی عمومی حداقل حصول به برجامهای دیگر را تسهیل و از طریق ناآرامی و آشوب داخلی باعث درونگرا شدن سیاست منطقهای ایران شوند. اجمالاً راه مقابله، افزایش کارآمدی، اجماع نخبگان، مصونسازی اقتصادی و جلب همراهی مردم است.
https://eitaa.com/abuzargohari
اعلام خروج آمریکا از #برجام و اعمال تحریمهای سختتر علیه ایران درحالیکه تهران به تعهدات خود حتی بیشتر از #برجام عمل کرده و اقدامات فرابرجامی نیز جهت اعتمادسازی انجام داده است به همگان نشان داد ایالاتمتحده مسئول مستقیم شکست این توافق بینالمللی است.
آمریکا همواره تلاش کرده #ایران را از منافع برجام محروم نماید و صراحتاً با اقدام اخیرش نشان داد مسئله هستهای ایران صرفاً بهانه است و موضوع اصلی هویتی و اساسیتر بوده و خواستههای این کشور فزاینده و پیشرونده است. #اروپا نیز باید بداند بازی در زمین آمریکا و همراهی با این کشور به سودش نیست. واکنش #ایران به این اقدام باید قاطعانه بوده و در پاسخ مسئله خروج از NPT باید به شکل جدی بررسی و تعهدات برجامی و فرابرجامی #ایران متوقف و سطح همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازنگری شود. در چنین فضایی باقی ماندن در برجام و انجام تعهدات آن منطقی به نظر نمیرسد. آمریکا و #اروپا باید هزینه خروج از برجام را پرداخت کنند و با واکنش قاطع و معتبر ایران مواجه شوند.
در سطح داخلی افزایش کارآمدی نظام، مصونسازی اقتصادی، تقویت انسجام ملی و گروههای داخلی جهت مقابله منسجم با اقدامات آمریکا، و نیز توجیه و همراه سازی مردم باهدف مقابله با سیاستِ افزایش فشار و تحریم آمریکا- که بهمنظور تأثیرگذاری بر محیط داخلی ایران شدت یافته است- ضرورتی اجتنابناپذیر است.
سخنان پامپئو وزیر خارجه آمریکا درباره #ایران نه استراتژی بلکه تکرار ادعاهای چهلساله آمریکا علیه ایران بود. در یک جمله هدف از مطالبات ذکرشده در این سخنرانی از #ایران، نه صرفاً تغییر رفتار بلکه فراتر از آن تغییر ماهیت نظام ایران است. استراتژی لازم برای تحقق این مهم نیز افزایش فشار و تهدید اقتصادی است. #پامپئو رویکرد نخبگان دولت #اوباما را که معتقد به امکان تغییر رفتار جمهوری اسلامی بودند، بهشدت موردانتقاد قرار داد و صراحتاً با ذکر جملاتی از اوباما و جان کری تلاش کرد نادرستی سیاست مذکور را نشان دهد.
برای آمریکای ترامپ، ایرانی خوب و بد وجود ندارد و کل بدنه حاکمیت از یک جنس و غیرقابلاعتماد است. در این رویکرد تمامی آنچه آمریکا تهدیدات #ایران میداند در قالب یک مجموعه دیدهشده و سیاستهای مختلف #ایران در حوزههای مختلف تفکیک نمیشود. مقابله همهجانبه با اقدامات جمهوری اسلامی هدف آمریکاست. هدف اعمال فشار منزویسازی و درونگرا کردن ایران بهمنظور ممانعت از نفوذ منطقهای تهران است. #پامپئو امکان رسیدن به توافق جدید را نیز در قالب اهداف مشخص ترغیب میکند اما این بار در قالبی گسترده و حداکثری؛ حصول به برجامی جدید حاوی تمامی نگرانیهای آمریکا از رفتار ایران در نفوذ منطقهای و برنامه دفاعی کشور.
از سه راهبرد ارائهشده برای مقابله با #ایران دو مورد محیط داخلی و مستقیماً جامعه ایرانی را هدف قرار داده است. راهبرد اول: افزایش فشار باهدف وادارسازی حاکمیت به مذاکره و امتیازدهی. راهبرد دوم: تمرکز بر مسئله حقوق بشر و فعال کردن برخی مطالبات در این حوزه و درنهایت راهبرد سوم، مهار منطقهای با کمک پنتاگون.
تیم جدید امنیت ملی ترامپ برنامه ویژهای برای محیط داخلی کشور داشته و فراتر از برنامهریزی صرف روی کاغذ به عملیات در این حوزه میاندیشد. تلاش برای جداسازی ملت و مسئولان و استفاده از اختلافات داخلی نخبگان بیشترین نکته اتکای راهبرد آمریکاست. مسئله اقدام نظامی بههیچوجه در دستور کار نیست و معتقدم مسیری انحرافی در جهت وادارسازی به دادن امتیاز و فشار بر افکار عمومی جهت پیشبرد اهداف مذکور است.
نکته مهم دیگر- که وزیر خارجه آمریکا نیز به آن صراحتاً اشاره کرد- در مورد نکات دوازدهگانه درخواستی از ایران، همراهی #اروپا با واشنگتن است. در این راستا تفکیک دو سوی آتلانتیک از هم اشتباهی راهبردی است هرچند این امر به معنای استفاده از برخی شکافهای تاکتیکی میان آن دو نیست.
https://eitaa.com/abuzargohari
ديدار تاريخي رهبران ایالاتمتحده و كرهشمالي در سنگاپور كه بر اساس ویژگیهای شخصي ترامپ رئیسجمهور آمريكا و عليرغم مخالفتهای برخي از مقامات ارشد اين كشور برگزار شد، نشان از اولويت و اهميت حل مسئله كره شمالي براي دولت جديد آمريكا دارد. ترامپ قصد دارد به شيوه خود مسئله را پيش برده و ازاینجهت مذاكرات و نتيجه آن براي شخص وي و دولتش حيثيتي و پرستيژي است. ترامپ قصد ندارد در قماري كه انجام داده بازنده باشد. از سوي ديگر با لحاظ سناريوهاي پيشروي آمريكا، بايد تأکید كرد واشنگتن چارهای جز مذاكره با كره شمالي ندارد، بدیلهای موجود هرکدام مشكلات جدي داشته و نه تداوم وضع موجود و نه توسل به جنگ، نمیتواند منافع اين كشور را تأمین نمايد لذا ترامپ تلاش نمود با ايجاد تنش و بحران، درنهایت مسئله را به سمت حل تنش هدايت نمايد و البته در اين راه از چاشني شانس نيز بهره برد.
ديدار سران دو كشور در حالي انجام شد كه بيانيه پاياني حاوي مسائل مهم و اساسي موردنظر طرفين نبود اين امر به معناي وجود ابهامات جدي در مسير تنشزدايي دو كشور است. نگاهي به مهمترین نكات فیمابین بيانگر ترديدهاي جدي در ادامه مسير است.
بهعنوانمثال مهمترین هدف ترامپ از مذاكره با كره شمالي، خلع سلاح كامل اين كشور عنوانشده و بر اين مهم نيز بهشدت تأکید گرديده است. موضع اعلامي آمريكا خلع سلاح كامل، برگشتناپذیر و قابل راستي آزمایی در بازه مشخص و كوتاه است. آمريكا خواهان اعلام همه برنامه اتمي كره شمالي و قرار گرفتن اين برنامه تحت نظارت بینالمللی است و احتمالاً تلاش میکند اين توافق را به همه برنامه نظامي كره شمالي تسري دهد. اما نكته بسيار مهم آن است كه تعريف مشخصي از خلع سلاح وجود ندارد و حتي ميان مقامات آمریکایی استفاده از اين اصطلاح در معاني مختلف بهکاررفته است. به عبارت بهتر مشخص نيست كه منظور از خلع سلاح کنار گذاشتن كامل غنیسازی اورانيوم توسط پیونگیانگ است يا آنكه بخشي از غنیسازی جهت مصارف صلحآمیز تحمل خواهد شد؟ اينكه خلع سلاح علاوه بر سلاحهای اتمي سلاحهای شيميايي و بيولوژيك را نيز شامل خواهد شد يا خير؟ آیا خلع سلاح شامل توان موشكي كره نيز خواهد بود؟ سؤالات مشابه اینها نشان از پيچيدگي حل مسئله و دشواري مذاكرات دارد. مواردي كه به نظر نمیرسد بهراحتی در بازه كوتاه قابل مصالحه باشد.
از سوي ديگر كره شمالي نيز مخالف خلع سلاح يكجانبه بوده و معتقد است اقدامات بايد گامبهگام و همزمان توسط طرفين صورت پذيرد پیونگیانگ معتقد است در اين فرايند و به شكل همزمان بايد تحریمهاي آمريكا متوقف شود. همچنين كره معتقد است دامنه خلع سلاح بايد شامل حضور نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه و بهطور خاص كره جنوبي نيز گردد، مسائلی كه بر پيچيدگي شرايط میافزاید.
از ميان ساير بازيگران دخيل، موضع چين حائز اهميت است. آمريكا اعلام كرده است همكاري چين در اين ماجرا بیشازحد انتظار بوده است. پكن نيز بر خلع سلاح شبهجزیره كره و بر راهحل غيرنظامي موضوع تأکید دارد و بر عدمتغییر رژيم كره تأکید میکند. هدف اين كشور وجود بحران مدیریتشده در شبهجزیره كره است. عدم مديريت بحران میتواند باعث تقويت حضور نظامي آمريكا و استقرار سامانههای پيشرفته و هستهای شدن ژاپن و كره جنوبي شود. چين مجبور به مدارا با دو بازيگر غیرقابلپیشبینی –ترامپ و كيم جونگ اون- است. هدف نهايي چين حفظ دولت كره و مهار واشنگتن است. حل مسئله كره شمالي بدون لحاظ منافع چين با توجه به روابط پكن-پيونگ يانگ امري نامحتمل است.
ساير بازيگران منطقهای نيز منافعي دارند كه طبعاً طرفين نمیتوانند به آن بیتفاوت باشند. روسيه چين و حتي كره جنوبي نيز معتقد به گامبهگام بودن انجام تعهدات هستند اما موضع ژاپن حداكثري است و نگران توافقي است كه منافع اين كشور را شامل نشود. از سوي ديگر بسياري از كارشناسان در مورد قصد و نيت واقعي كره شمالي ترديد دارند و امكان مصالحه آن را كم میدانند حداقل ترديد جدي در مورد رها كردن همه ظرفيت اتمي كره وجود دارد. بر اساس نظر كارشناسان خلع سلاح كامل كره شمالي نيازمند يك دهه زمان است امري كه طبعاً مرحلهای شدن انجام تعهدات را سبب شده و در اين بازه زماني هر اتفاقي ممكن است رخداده و طرفين دچار تغيير موضع گردند.
https://eitaa.com/abuzargohari
درمجموع پيچيدگي مسئله كره شمالي، یکجانبهگرایی مطلق ترامپ، نگراني متحدان آمريكا از سیاستهای اين كشور، مواضع متعارض و محتاطانه چين، نقش روسيه بهعنوان يكي از همسايگان كره شمالي باعث شده حل مسئله در میانمدت با ابهام و ترديد جدي مواجه باشد و عليرغم اعلام برخي پیشرفتهای مقطعي در شرايط كنوني چشمانداز نهايي با ابهامات گسترده مواجه باشد. بدعهدی دولت ترامپ نسبت به تعهدات بینالمللی و خصوصاً در قبل متحدان، خروج از توافقنامههای بینالمللی نظير برجام باعث میشود مقامات كره تمامي ابزارهاي چانهزنی خود را به مصالحه نگذاشته و اين امر روند پيشرفت امور را كند و يا در مواردي با چالش جدي مواجه نمايد. اين امر باعث میشود نتوان به نتايج كلان و پايدار مذاكرات در درازمدت خوشبین بود آنچه رخداده صرفاً شروع فرايندي است كه انتهاي آن نامشخص است.
https://eitaa.com/abuzargohari
حدود دو دهه است که آثار چارلز کراتامر (Charles Krauthammer) را پیگیری و رصد میکنم. در ماههای اخیر ستون ثابت جمعههای واشینگتن پست را به دلیل بیماری نمینوشت و غیبت وی محل سؤال بود تا خبر بیماری، نامه وداع و فوتش منتشر شد. کراتامر که به جناح فکری نومحافظهکاران وابستگی داشت تلاش شدیدی در پیشبرد راهبردهای طیف متبوع خود در حوزه رسانه و مطبوعات داشت و به شکل خاصی به انجام کارویژه خود در نشریات مرتبط میپرداخت. نگاه کلان و نظری وی به پدیدههای مختلف سیاست آمریکا، خصوصاً سیاست خارجی و تلاش جهت تبیین دکترینهای روسای جمهور آمریکا از ویژگیهای وی بود این امر به لحاظ روشی آثار وی را جایگاهی خاصی داده بود.
کراتامر تلاش داشت سیاست خارجی آمریکا را در مقاطع مختلف تئوریزه نموده و به لحاظ مفهومی دکترین روسای جمهوری نظیر ریگان، بوش و اوباما را نیز با نگاه کلنگر خود تبیین نماید. به عنوان مثال وی بازه بین فروپاشی شوروی و وقوع حادثه یازدهم سپتامبر را که سیاست خارجی آمریکا دچار بحران معنا شده بود و پس از آن با تغییر پارادایمی صورت گرفته از «مبارزه با کمونیسم» به «مبارزه با تروریسم» صورتبندی جدیدی در این سیاست صورت گرفت؛ چنین توصیف میکند:
«در ده سال گذشته آمریکائيان ازنظر تاريخي در تعطيلات به سر بردهاند. سردرگمي در مسير سياست خارجي آمریکا كه پس از پايان جنگ سرد به وجود آمده بود، امروزه به پايان رسيده است و جاي خود را به يك اصل سازمان دهنده يعني جنگ با تروريسم داده است. اسلام بنيادگرا، جانشين فاشيسم و كمونيسم و تهديدي عليه آمریکا شده است...».
در این مجال قصد ورود محتوایی به آثار وی ندارم اما نکته قابلتوجه در مورد چنین افرادی، استمرار فعالیت و تبدیلشدن به «برند» در حوزه فعالیت خود در جهت تحقق اهداف کشورشان است. ازاینرو باید گفت صرفنظر از محتوای آثار نویسندگانی نظیر کراتامر- که قطعاً در راستای منافع آمریکا و حداقل در مورد ما با رویکرد ضدایرانی نگاشته میشد- وجود افرادی با رویکردهای نظری و نظام مند، در فضای رسانه و مطبوعاتی کشور ضرورتی انکارناپذیر است.
https://eitaa.com/abuzargohari
دو مجلس آمریکا به شکل مجزا لایحه بودجه دفاعی 717 میلیارد دلاری آمریکا برای سال مالی 2019 را به تصویب رساندند و نهایی شدن آن مستلزم تلفیق موارد اختلافی مجلسین است. لایحه بودجه نظامی آمریکا از دو بخش عمده تشکیلشده است. بخش اول، بودجه پایه نظامی است که مهمترین قسمت آن را تشکیل میدهد و مبلغ 639 میلیارد دلار را شامل میشود بخش دوم، بودجه عملیات اضطراری مربوط به عملیات فرامرزی ایالاتمتحده با رقم 69 میلیارد دلار است.
لوایح بودجه دفاعی در آمریکا لزوماً و صرفاً اختصاص به امور مالی نداشته و معمولاً برخی موارد غیر بودجهای در آن مشاهده میشود. به عبارت بهتر تفکیک وزارتخانهها و بخشهای مختلف حکومتی لزوماً در لایحه رعایت نمیشود. بهعنوانمثال در بخش نظامی میتوان مواردی یافت که در حیطه عملکردی وزارت خارجه و حتی وزارت کشاورزی آمریکاست. با توجه به این نکته در محاسبات و اعلام ارقام مربوط، اختلاف رقمها ناشی از محاسبه یا عدم محاسبه بودجههای غیر مرتبط به آن بخش میباشد. بهعنوانمثال ساخت و مدیریت برخی از پهبادها باآنکه قابلیت نظامی دارند در اختیار سازمان سیا بوده و بودجه آن در بخش نظامی ذکر نمیشود لذا بخشهایی از بودجه نظامی آمریکا را باید در سایر نهادها جستجو کرد. همچنین حوادث پیشبینینشده باعث میشود در اواسط سال مالی، بودجههای متمم نظامی به کنگره جهت تصویب، ارائه شود که این موارد نیز باید در میزان بودجه نظامی آمریکا لحاظ شود.
بودجه سال 2019 بیشترین افزایش را در نه سال گذشته داشته و رشدی 2/6 درصدی را تجربه کرده است. مهمترین تهدیدات ایالاتمتحده بر اساس قانون بودجه دفاعی آمریکا مشابه سایر اسناد منتشرشده اخیر در دولت ترامپ، شامل سه حوزه قدرتهای بزرگ با محوریت روسیه و چین، دوم، جاهطلبی هستهای کشورهایی نظیر کره شمالی و ایران و درنهایت گروههای تروریستی نظیر القاعده و داعش میباشد. عمدهترین هدف افزایش بودجه نظامی، بازسازی ارتش جهت افزایش آمادگی نیروها و افزایش حجم کلیه نیروهای نظامی این کشور و بهبود عملکرد و افزایش کارآمدی پنتاگون ذکرشده است.
https://eitaa.com/abuzargohari
«قانون بودجه دفاعی 2019 آمریکا» (National Defense Authorization Act 2019) #روسیه را کشوری میداند که قصد تغییر ساختار اقتصادی- امنیتی #اروپا و #خاورمیانه به سود خود را داشته، معاهدات خلع سلاح را نادیده میگیرد، و در حال مدرن سازی سامانههای اتمی و سلاحهای نظامی در فضا است و از این جهات باید با این کشور مقابله کرد.
مهمترین راهکارهای مقابله با #روسیه در این قانون عبارت است از:
🔹افزایش بودجه تحقیقاتی مقابله با اقدامات روسها
🔹وضع تحریمهای بیشتر علیه شرکتهای تسلیحاتی #روسیه
🔹ممنوعیت همکاری نظامی با این روسیه
🔹منع شناسایی الحاق شبهجزیره کریمه به روسیه
🔹تصویب بودجه کمک نظامی 250 میلیون دلاری به اوکراین
🔹تأمین بودجه 6/3 میلیون دلاری ابتکار دفاع اروپایی جهت افزایش نیروهای امریکا در اروپا و تقویت ساختار دفاعی این قاره
🔹تقویت شراکت بینالمللی جهت مقابله با اقدامات سایبری و اطلاعاتی روسیه
🔹انتصاب فردی در شورای امنیت ملی امریکا جهت رصد اقدامات و مقابله با نفوذ خارجیان و روسها در انتخابات امریکا
https://eitaa.com/abuzargohari