eitaa logo
پذیرش
68 دنبال‌کننده
906 عکس
36 ویدیو
0 فایل
گاهی اوقات انسان ها فقط انسان هستند.... https://abzarek.ir/service-p/msg/4281664 ۲۱ / ۲ / ۱۴۰۳
مشاهده در ایتا
دانلود
پذیرش
‌ ‌بسمه تعالی سلام امروز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ جانکم شما ببخشید دو نامه د
‌ ‌ ‌ ‌‌بسمه تعالی سلام به وقت یکشنبه، روز آخر خرداد ۱۴۰۵ می‌دانم گاه زندگی طاقت‌فرساست. اما شما بگویید که چگونه... که چگونه دلی را شاد کنیم که خون است. من بسیار اندیشیده‌ام و جانکم، چگونه دلی را شاد کنم که نمی‌ماند، نمی‌خواهد بماند؟ دل‌های کوچک مردم پر از غم است، و آری باید چنین باشد، بعید نیست این از خاکی که گله‌به‌گله خون از آن شکوفه زده، از خاکی که هر چه دیده از قدیم‌ترین روزگاران رنج بوده. اما جانکم، شما بفرمایید آیا راهی هست؟ فردایی هست؟ دستی هست؟ مردی هست؟ که بایستد و جلوی فوران خون از این شریان باز شده‌ی درد را بگیرد؟ رستم دستان هم زیر بار غم شکست، زاده‌ و پرورده‌ی همین خاک، ولی دلی به نرمی بال پرستو. جانکم هر چه آمدم که بگویمش انگار جایش نبود، زمانش نبود، توانش نبود، قسمت نبود. اصلا که آدمش نبودم که بگویم. من کسی نبودم که بگویم اما جانکم آدم روحش به درد می‌آید هر کسی را در رنج ببیند. برای همین به شما می‌نویسم، شما روحتان بزرگتر است، شما می‌دانید چه رنجی می‌کشد، می‌کشم، می‌کشند، چه رنجی می‌کشیم فقط کاش راهی بود که رنجی نکشیم، یا دست کم اگر می‌کشیم بار‌مان را هم مثل لبخندمان با هم قسمت کنیم تا سنگینی دنیا بر کسی به تنهایی تحمیل نشود. جانکم ما انسان‌های تنهایی هستیم، و شاید بوده‌ایم ولی در تقدیر هیچ انسانی تنهایی نوشته نشده‌است چون انسان اصولا تنها نیست، خدایی کنارش قدم برمی‌دارد که هرگز تنهایش نمی‌گذارد و خدا نکند از او و از یکدیگر غافل شویم. عمرهای کوچک ما در تمامی این روزهای زندگی از شیشه شکننده‌تر هستند، ما وقت زیادی خواهیم داشت برای دویدن و کار کردن و جلو رفتن، اما چیزی که زمان زیادی برای آن نخواهیم داشت حقیقتا دوست داشتن است. دوست داشتن بسیار سخت‌تر از دوست نداشتن است، شاید سخت ترین کار همین دوست داشتن باشد و در این بین، درود بر کسانی که بدون فکر دوست می‌دارند. گرچه زخم‌های زیادی خواهند خورد اما قلب‌های مهربان همیشه در نهایت آرامش را در دوست داشتن خواهند یافت و چیزی جز این بعد از ده روز دنیا برای ما وجود نخواهد داشت. جانکم به گل لاله قسم می‌خورم که دست از دوست داشتن برنمی‌دارم، چه خدا، چه شما، چه او. برای شرح حال دیر نشده، امروز روز غمگینی خواهد بود. این بار شما برایم بنویسید، شمایی که بوی رفتنتان باز به جان من مانده و رنگ بودنتان چیزی جز عدم نیست. دلتنگی هم بد دردی است. و امروز من دلتنگ بسیاری شده‌ام. نمی‌دانم آیا عاقلانه است که باز هم حرفی بزنم و دستی بیندازم یا خیر، همانطور که گفتم من کسی برای او نیستم. کسی برای هیچ‌کس نیستم. برای شرح حال دیر نشده، این بار شما برایم بنویسید. منتظر نامه‌ی شما؛ هانا.
My انگیزه is Gone
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  پناهگاه رگ🫪
https://eitaa.com/acception/2163 این نامه‌ها رو واقعا دوست دارم. نمی‌تونم بگم کجاش یا چرا. فقط می‌دونم هر وقت که یکیو می‌خونم کامل غرقش میشم و نمی‌فهمم کی تموم شد. به من وایب یه نامه از یه استاد به شاگرد یا یه دوست بزرگتر به دوستش توی یه عصر پاییزی در دوران مشروطه رو می‌ده. نمیدونم چرا این حس رو میگیرم. ولی حس میکنم توی یه خونه قدیمی که حیاط وسطه و اتاقا دورشن داخل ایوون نشستم و میخونم. اوایل پاییزه و هوا داره سرد میشه. روزا دارن کوتاه میشن یه عصر آروم که هوا کم کم داره رو‌به تاریکی میره. - من همونقدر تلخم که مشروطه بود همیشه فکر می‌کردم به این تاریخ تعلق ندارم، ولی تو مشروطه می‌تونستم بفهمم مردم چی میگن، اونا رو می‌فهمم، خوب می‌فهمم. اگر اونجا بودم خودم رو می‌رسوندم به روزنامه‌شون، برای چاپ بهشون التماس می‌کردم و شاید یه جایی بهم می‌دادن. دوران مورد علاقه‌م مشروطه ‌ست ؛)