اسرار مرا نهانی اندر جان کن
احوال مرا ز خویش هم پنهان کن
گر جان داری مرا چو جان پنهان کن
وین کفر مرا پیشرو ایمان کن
حال وهوای این روزهای طبیعت بکر روستا🌸
کسی که فقط چکُش در اختیار دارد، همه ی دنیا را میخ میبیند !
تماشای مداومِ یک رسانه یا شبکه ی خبری خاص، مطالعه ی پیوسته ی کتابها یا نشریات خاص،..... گوش کردنِ مداومِ یک سخنرانیِ خاص،.... شرکت کردنِ مداوم در یک گروه سیاسی یا فکری یا مذهبیِ خاص،.....
و به تعبیر بهتر، مسدود کردن ورودیهای مغز به روی تنوعات فکریِ عالَم، و فقط یک مَجرا را برای طرز فکر خاصی باز گذاشتن، به تدریج و چهبسا ناخواسته و نادانسته، فرد را به یک رُباتِ برنامه ریزی شده توسط دیگران
(به ویژه صاحبان زَر و زور) تبدیل میکند.
زندگیِ انسانی، یعنی باز کردنِ مجراهای مختلف در ذهن، و مواجه ی آگاهانه و فعالانه و نقادانه با طرز تفکرات مختلف ...
#آبراهام_مزلو
Telegram: @Pen_Musix4_5985381619576346304.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
زمستان بودهام من،
اما اگر تو مرا دوست بداری،
شکوفه خواهم زد، بهار خواهم شد.!
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی بابام میگه درس بخون، تا آیندهی بهتری داشته باشی
من :
🔴غیر حضوری شدن دوباره مدارس و دانشگاههای البرز
🔸بنابر مصوبه کارگروه اضطرار استان البرز؛ با توجه به برودت و آلودگی هوا و به منظور حفظ سلامت عمومی، کاهش ترددهای غیرضروری و مدیریت مصرف سوخت،دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و مدارس استان البرز در تمامی مقاطع تحصیلی فردا چهارشنبه ۲۸ آذر ماه ۱۴۰۳ غیرحضوری خواهند بود.
🔸ادارات از فردا از ساعت ۸ الی ۱۴ فعالیت خواهند کرد.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی هرکسی ام جذب اصالت و نجابت نمیشه
آدم خودشم باید اصیل و نجیب باشه
که یه همچین صفتایی رو تو دیگران جست وجو کنه.
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 #صبح_سپید
🤍زندگی
دوختن شادیهاست
و به تن کردنِ
پیراهن گلدار امید...
🤍صبح بخیر❤
تو خانوادههای ایرانی حفظ آبرو مهمتر از سلامت روانی و جسمی اعضای اون خانوادهس
صبحها مسیر ثابتی دارم و اگر عجله نداشته باشم آنقدر در ایستگاه منتظر میمانم تا تاکسی مورد علاقهام برسد. در واقع راننده این تاکسی را دوست دارم. راننده پیر و درشت هیکلی با دستهای قوی و آفتاب سوخته و چشمهای مشکی رنگ است که تابستان و زمستان سر شیشه ماشین را باز میگذارد و با آنکه چهار سال است بیشتر صبحها سوار ماشینش میشوم فقط سه چهار بار صدای بم و خشدارش را شنیدهام. ماشینش نه ضبط دارد، نه رادیو و شاید همین سکوت، حضورش را این چنین لذت بخش میکند. ما هر روز از مسیر ثابتی میرویم، فقط چهارشنبههای آخر هر ماه راننده مسیر همیشگیمان را عوض میکند.
یکی از چهارشنبههای آخر ماه به او گفتم:
- «از این طرف راهمون دور میشه ها.»
- «میدونم.»
دیگر هیچ کدام حرفی نزدیم و او باز هر روز از مسیر همیشگی میرفت و چهارشنبههای آخر ماه مسیر دورتر را انتخاب میکرد. چهارشنبه آخر ماه پیش وقتی از مسیر دورتر میرفت، سر یک کوچه ترمز کرد نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، بعد گفت: «ببخشید الان بر میگردم» و از ماشین پیاده شد. دوباره کمی این طرف و آن طرف را نگاه کرد، یک کوچه را تا نیمه رفت و برگشت بعد سوار شد و رفتیم. به دستهایش نگاه کردم، فرمان را آنقدر محکم گرفته بود که ترسیدم از جا کنده شود، اما لرزش دستهایش پیدا بود، پرسیدم: «حالتون خوبه؟» گفت: «نه.» نگاهش کردم و بعد برایم تعریف کرد.
چهل و شش سال پیش عاشق دختر جوانی میشود. چهارشنبه آخر یک ماه دختر جوان به او میگوید خانوادهاش اجازه نمیدهند با او ازدواج کند. راننده از دختر جوان میخواهد لااقل ماهی یک بار او را از دور ببیند. دختر جوان قول میدهد تا آخر عمر چهارشنبه آخر هر ماه سر این کوچه بیاید. چهل و شش سال دختر جوان چهارشنبه آخر هر ماه سر کوچه آمده، راننده او را از دور دیده و رفته است.
از راننده پرسیدم: «دختر جوان ازدواج کرد؟» نمیدانست. پرسیدم: «آدرسشو دارین؟» نداشت. در این چهل و شش سال با او حتی یک کلمه هم حرف نزده بود فقط چهارشنبههای آخر هر ماه دختر جوان را دیده بود و رفته بود. راننده گفت «چهل و شش سال چهارشنبه آخر هر ماه اومد ولی دو ماهه نمیاد.» به راننده گفتم: «شاید یه مشکلی پیش اومده.» راننده گفت: «خدا نکنه» بعد گفت: «اگر ماه دیگر نیاد میمیرم.»
| سروش صحت |
#داستانک
زن سالم شباهت زیادی با گرگ دارد،
قوی، استوار ،سرشار از نیروی زندگی، حیات بخش، واقف به قلمرو خویش، ابداع گر، وفادار، پر جنب وجوش و فعال…
https://eitaa.com/achobe