2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌠☫﷽☫🌠
♨️خیلی #مهم
⭕️هشدار رهبری:
«#فضای_مجازی را نباید در اختیار دشمن قرار داد که بتواند علیه کشور و علیه ملت توطئه کند.»
Telegram: @Pen_Musix4_6001293047478883586.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
و آغوش کهنترین جلیقهی نجات ساخت بشر است؛ نجاتم بده ..
اگه نمیتونید،اگه عرضه شو ندارید،
آدما رو حیف نکنید
احساساتشونو،
عشقشونو
حوصلشونو،
ذوق و اعصابشونو كور نکنید
بذارید یکی که بلده و لیاقتشونو داره کنارشون باشه
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من اخرش نفهمیدم این معلم پرورشی چه کاربردی داشت تو مدرسه
..
نصیحت امشب :
کوتاه بگم دلت که گرفت،با دیوار اتاقت صحبت کن ولی سراغ آدما نرو!
جوان تر که بودم واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم ، من اون جا گارسون بودم
رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود ، البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت ، خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود
صاحب رستوران مرد با انصافی بود ، از اون سبیلوهای باحال ، خیلی هوای زیردست هاش رو داشت ، ما بهش می گفتیم رئیس
یه روز که می خواستم غذای مشتری ها رو ببرم ، رئیس من رو کشید کنار و گفت :
میز شماره دو ، اون دختر مو بورِ ، بدجور دیوونش شدم ، هرکاری بخواد واسش می کنم
گفتم : ببین رئیس
خیلی خوبه ها ، ولی فکر نکنم پا بده
رئیس گفت : اون هر روز با دوست هاش می آد اینجا ، می دونی که من خجالتیم
آمارش رو بگیر ، جبران می کنم
چند دقیقه بعد وقتی که غذای اون دخترها رو روی میزشون میذاشتم ، شنیدم که داشتن در مورد این حرف میزدن که سبیل چه چیز مزخرفیه ، بعد من رو کردم به دختر مو بورِ و گفتم :
غذای شما با طراحی مخصوص آقای رئیس سرو شده .
دخترِ هم یه نگاه به رئیس انداخت که
دست هاش رو زیر چونه اش زده بود و
اون رو دید میزد .
به رئیس گفتم که طرف انگار با سبیل حال نمی کنه ، رئیس رو میگی ، رفت تو دستشویی و بدون اون سبیل های فابریکش برگشت .
فردای اون روز وقتی باز داشتم غذای دخترها رو روی میز میذاشتم بو بردم که اون ها دانشجوی زبان فرانسه هستن .
رئیس هم بلافاصله دوره فشرده زبان فرانسه ثبت نام کرد و بعدش هم ما منوی رستوران رو فرانسوی کردیم
اما داستان به همین جا ختم نشد ، چون وقتی یه روز رئیس نقاشی جیغ اثر معروف ادوارد_مونچ رو تو دست دختر مو بورِ دید ، به سرش زد که دیوارهای رستوران رو پر از نقاشی های ادوارد مونچ کنه ، رئیس ما از یه سبیلو که فقط بلد بود مرغ سرخ کنه ، تبدیل شد به یه دلباخته نقاشی که یه سیگار برگ همیشه گوشه لبش بود .
تا اینکه یه روز من پا پیش گذاشتم و به دخترِ گفتم که مادمازل ، رئیس ما بدجور خاطر شما رو می خواد
دخترِ فقط نگاه کرد و هیچ جوابی نداد
از اون روز دیگه دختر مو بورِ با دوست هاش به رستوران نیومد و وقتی قضیه رو از دوست هاش جویا شدم ، گفتن که اون رژیم گرفته ، من هم که فهمیدم جریان از چه قراره ، واسه اینکه حال رئیس گرفته نشه ، بهش گفتم طرف رژیم گرفته
رئیس هم منوی رستوران رو عوض کرد و از اون به بعد فقط غذای رژیمی سرو میشد .
اوضاع همینطوری ادامه داشت ، اما من دیگه درسم تموم شد و از اون شهر رفتم
وقتی بعد از چند سال به اونجا برگشتم
دیدم که جای اون رستوران یه گالری
نقاشی دایر کردن و بالاش به فرانسوی نوشتن :
êtes-vous toujours sur
l'alimentation?
یعنی ، هنوزم رژیم داری؟
| روزبه معین |
#داستانک
434.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 #روز_از_نو
🍃 هر "روز اغازیست دوباره"
برای آموختن و بالیدن
آغازی برای تکاندن غبار از دل
نشاندن غنچههای عشق و محبت...
پس شروع دوباره زندگی
بر تو مبارک....
🍃روزت بخیر 🌱
30.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا دیدهٔ دل ز دیدهها نگشایی
هرگز ندهند دیدهها بینایی
امروز از این شراب جامی در کش
مسکین تو که در امید پس فردایی
#باباافضل_کاشانی
کلیپی از حیات وحش دهکده و عبور گله ای گرازها از دامنه مردچنار مرتفع 🐗🐗🐗
#طبیعت_و_زندگی_چوبه_دیماه۱۴۰۳