#شعر ۱۳۲
#متولدین_شهریور🎁
در شب افسانه و افسون به دنیا آمدم
در میان جامهی میگون به دنیا آمدم
واژهها دور سرم ساز تغزل میزدند
در سماع خرقهای موزون به دنیا آمدم
پیچکی قنداقهام شد، قاصدک گهوارهام
دایهام شد لالهای، دلخون به دنیا آمدم
من نی غمگین چوپانم، نوایم دشتی است
در غروب از ساقهای محزون به دنیا آمدم
بوی جوی مولیان را رودکی با من سرود
صبحدم بر ساحل جیحون به دنیا آمدم
من یهودا نیستم، شاید مسیحی دیگرم
شام آخر با حواریون به دنیا آمدم
مادر لیلی مرا دیوانه مینامد هنوز
او نمیداند که من مجنون به دنیا آمدم
✍#علی_اصغر_شیری
@adabkhane💌
✏️ «هیچ چیز برای یک کودک شیرینتر از این نیست که روز اول مدرسه، کیف و دفتر نو در دست داشته باشه.»
چیزی تا بازگشایی مدارس نمونده و چند دانش آموز رو میشناسیم که واقعا خانواده آنها توان مالی مناسبی ندارند و قصد داریم که براشون لوازم التحریر تهیه کنیم
اگر شما هم دوست دارید با هر مبلغی که تمایل دارید در این امر خیر سهیم باشید، بسم الله 😊
💳 شماره کارت؛
6037997532335735(بر روی شماره کارت بزنید،کپی می شود) بنام صادق خیری بعد از واریز مبلغ،عکس فیش واریزی به آیدی بنده ارسال شود؛ @Sadeghkheyri @ham_classiha @adabkhane🌺
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#انگیزه ۲۵🎵
لحظه ای آرام با صدای طبیعت.🌼☘🌼
به اشتراک بگذارید 💌
@adabkhane🌳
#شاه_بیت ۱۵۱
روزیِ هر کسی از راهِ نصیب آماده است
قسمتِ گرگ، مُحال است به قصّاب رسد
صائب تبریزی(۱۱ه.ق)
@adabkhane
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نکته
هیچی قشنگ تر از بخشیدن و رهایی نیست 💐
@adabkhane
هدایت شده از کانال اشعار شمس (ساقی)
#منزلت
ایکه فکر مَنزلت را در سَرت میپَروی
تشنهی نام و نشانی تا نمایی سَروری
گر تمام کهکشانها را به تسخیر آوری
در نگاهِ اهل استغنا ، ز ذرّه کمتری
مَنزلت در عِلم و حِلم و راستی حاصل شود
غیر ازین کوشی اگر، عمرت همه زایل شود
اعتبار آدمی بر خصلت و خوی نکوست
دوستی با آدم بَدخوی، چون سنگ و سبوست
ظاهراً هرچند باشد دوست، در باطن عدوست
چون ندارد اعتباری، فکر کسب آبروست
اینچنین شخصی یقیناً موجب رنجش بوَد
چون اسیر نفس دون و بندهی خواهش بوَد
آن کسی که بندهی نفساست؛ بیشکّ و گمان
نفس سرکش میکشد او را به سویش توامان
هست اگرچه سینه چاک و تشنهی نام و نشان
چون اسیر نفس دون گردیده: میبیند زیان
آدمی که همّ و غمّش خودنمایی میشود
غافل از اندیشه و لطف خدایی میشود
چون جدا میگردد از اندیشه و لطف خدا
کی؟ تواند دم زند از مَردی و صدق و صفا
تا که دل بستهاست بر دنیای بی قدر و بها
میزند پیوسته در مُرداب غفلت، دست و پا
نیست لایق تا که از عشق و مَحبت دم زند
بلکه لایق نیست تا دم، از بنی آدم زند
آن پلیدی که نباشد در سرش غیر از هوس
غیر شیطان با کسی هرگز نگردد همنفس
چون ندارد تابِ پروازِ عقابان را مگس
در تمام عمر گردد همنشین خار و خس
آب میگردد که جوید چالهای درخورد خویش
چون ندارد جایگاهی غیر چاه و چاله بیش
هیچ کس با جعل عنوان، عالم و فاضل نشد
بی مشقت هیچ سودی در جهان حاصل نشد
هیچ عمری با صداقت پیشگی، زایل نشد
بیصداقت هیچکس بر مقصدش نایل نشد
با صداقت میتوان تا قلّهی اقبال رفت
میشود تا آسمان، حتیٰ بدون بال رفت
(ساقیا) دوری کن از خیل ریاکار و دغل
کن رها خود را ز بند فرقهی مکر و حیل
نیش زنبوران نمیارزد به کندوی عسل
این مربع هم به پایان گشت در بحر رَمَل
طبع خود زایل مکن در وصف این نابخردان
چون ندارد حاصلی در زندگانی، جز زیان .
سید محمدرضا شمس (ساقی)
#شمس_ساقی
@shamssaghi