eitaa logo
آدم و حوا 🍎
40.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3هزار ویدیو
0 فایل
خاطره ها و دل نوشته های زیبای شما💕🥰 همسرداری خانه داری زندگی با عشق💕
مشاهده در ایتا
دانلود
✳️ و تغییر مثبت در زندگی🌹 من ۲۲ و آقاییمونم ۲۶ سالشه. من و مادر همسرم تو یه ساختمان زندگی میکنیم‌. اولا از من توقع داشتن من صبح‌ تا شب خونشون باشم‌.😱 حتی حرفی نداشتن سفره هامون یکی باشه. تو هر کاری میکردن و میگفتن هر جا میرید به ما بگین. ☹️ در کل اختیارو گرفته بودن. من با کمک کانال شما و با رفتار درست به دور از با همسرم‌ توی این زمان کم تونستم هم خودمو کنم و هم همسرم مستقل شد. حالا تا دخالتی بخوان بکنن خود آقایی پشت زندگیمون در میاد. به حرفشون میذاریم ولی تصمیم اخرو خودمون میگیریم. رفت و امدمم دیگه کنترل شدس و بیشتر با همسرم پایین میرم. همسر من جوریه که اگه لج یا قهر کردی روی همون کار حساس میشه و هی انجامش میده! 😝 برای عاقبت بخیری هممون صلوات 😘 ✍ مهارت گفتگو که از شما فردی جذاب میسازد و جواب هر کسی رو می تونید بدید و در عین حال دوست داشتنی باشید •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
وااااااااااااای بچه هاالان یادم اومد،میخوام بمیرم ازخجالت خداکنه شوهرم یادش نباشه،عقدبودیم رفته بودم خونشون باهم بحثمون شداون ازاتاق رفت بیرون مثلامیخواستم نازکنم وجلب توجه کنم خودموزدم ب غش باتمام توان باکله خودموانداختم روزمین خشک یه 2دقیقه تکون نخوردم دیدم نه خبری نشدشوهرم اصلانفهمیده دیگه مجبورشدم صداش کردم گفتم بیامن غش کردم،الان یادم ماددوس دارم خودموخفه کنم.جالبیش اینه شوهرم هم کلی نازم خرید😂😂😂😂😂😂😂😂 •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
آدم و حوا 🍎
داستان زندگی اون زمان تازه موبایل اومده بود و هر کسی موبایل نداشت ولی محمد تونسته بود تو این یک سا
داستان زندگی اونوقت بود که هرروز یه موضوع جدیدی پیش میومد و اوقات و زندگی رو برای ما تلخ میکردن به هر دروغی مادرش متوسل میشد که بین منو محمد رو بهم بزنه و گاهی اوقات موفق هم میشد و یه دعوای حسابی بینمون راه میفتاد ولی اکثر مواقع نقشه هاش با شکست مواجه میشد . محمد کارو بارش که خداروشکر خوب بود و درامدش زیاد بود ولی انگار ما خرجمون تا قبل از این زیاد بود که نمیتونستیم پولی پس انداز کنیم . روزگار میگذشت و هر روزمون بهتر از روز قبل میشد یجورایی مغازه محمد تبدیل شده بود به یک کارگاه کوچک چون ۱۲ نفر زیر دستش کار میکردن و خودش فقط کار و لوازم کار جور میکرد و تونسته بود با سپاه و وزارت راه هم قرار داد ببنده و یه پیمانکاری راه انداخته بود برای بازسازی ماشین های اداره نمیدونم خواست خدا بود یا اینکه از پا قدم بچه ها ولی ظرف ۳ سال زندگیمون کاملا زیرو رو شده بود و سال ۸۶ قسمت مون شد با بچه ها مشرف شدیم سفر حج و از اونجایی که محمد هم که علاقه زیادی به امام حسین داشت تونستیم چندباری هم سفر کربلا و سوریه بریم زندگی تازه داشت روزای خوشش رو نشون میداد بهمون سال ۸۸ روز زن، محمد برای من یه ۲۰۶ سفید صفر کادو خریده بود و همون ۲۰۶ شد داستان جدید.. بماند که چه بلاهای سرمون اوردن توبه کار شده بودیم که چیزی بخریم که تو چشم شون باشه آخرای سال ۸۸ یه واحد آپارتمان پیش خرید کردیم و بهمن ۸۹ بود که تحویل گرفتیم و با هزار امید و آرزو برای خونه نو اسباب و اساسیه میخریدیم‌ بعد از اینکه خریدمون کامل شد اسباب کشی کردیم و رفتیم منزل جدید، شنبه تا چهارشنبه اونجا بودیم و پنجشنبه جمعه ها میومدیم خونه قبلی چون تو محل مادرم بود و بچه ها اونجارو خیلی دوست داشتن . مادر شوهرمم که اصلا نمیتونست این چیزا رو تحمل کنه و از گوشه و کنار ناله و نفریناش به گوشمون میرسید و ما جدی نمیگرفتیم ولی دیگه وقتی دید نقشه های قبلیش کار ساز نیست دست به کارهای بزرگتری زد خواهرشوهر کوچکم که ازدواج کرده بود و اومده بود تهران به شرط نگهداشتن مادرشون کلا ۲ سال پیر زن بیچاره رو نگه داشت و بعد شوهرشو مجبور کرد از خونه بیرونش کنه و شنیده بودم چند باری مادرشوهرشو کتک هم زده بود. پیرزن بیچاره آواره شد و مجبور شده بود تو سن ۷۰ سالگی ازدواج کنه که لااقل یک سرپناه داشته باشه اونم که دیگه فارغ از دنیا بود و برای خودش خانمی میکرد و به حکمت خدا که نتونسته بود هنوز بچه دار بشه و چون مثلا تهران غریب بود پدر و مادرش شهرستان بودن خونه ما مثل خونه پدریش بود و اکثر روزها از صبح تا آخر شب خونمون بود و اونجا زندگی میکرد یک روز که خونمون بود عصر گفت چقدر دلم پیراشکی میخواد .... ادامه دارد •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
سلام من شوهرم اولین و تنها خواستگارم بود، اومد خواستگاری ۱۹ سالم بود عقلمم کم بود😂🤦‍♀ بهش گفتم من هیچ عیبی از شما ندیدم ولی میخام چندتا خواستگار دیگه داشته باشم مقایسه کنم😐😂 اونم فقط خندید رفت هفته بعد با یک دست کت شلوار دیگه اومد😐😂😂😂 خیلی پسندیدم زنش شدم😂🤦‍♀ •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
رفته بودیم خواستگاری عموم منو مادر و برادرم و پدرم و زن عموهام و عموهام. من نمیدونم پا هام چه مشکلی داره تو هر کفشی حتی با جوراب نو نو بو میگیره... خلاصه رفتیم خواستگاری هی میگفتن چه بویی میاد و... مامان منم نه گذاشت نه برداشت جلو همه برگشت گفت بو پای دختر منه... شما خودتون فرض کنید من چی کشیدم تا اون شب لعنتی تموم شه نمیتونم بگم امیدوارم هیچ وقت تو این شرایط قرار نگیرین:/ •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
11.55M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. ماش ۱ پیمانه برنج ۱/۲ پیمانه سبزی خرد شده ۴۰۰ گرم که شامل تره و شوید هر کدوم ۱۵۰ گرم و مرزه و ترخون هرکدوم ۵۰ گرم زردچوبه ۱ قاشق چ نمک و فلفل به میزان دلخواه پیاز داغ برای روی آش •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
♥-آقامِه👱🏻 ♥-عشقمِه👀 ♥-نفسمِه😌 ♥-زندگیمِه🙊 ♥-دوسِش دارم♡👸🏻 ♥-اونقد مَرد هَست👱🏻که چشمم👀 هیچ وقت نِمیجنبه🙈💋 ♥-اونقد مَرد هست👱🏻 که هیچ وقت فک نمیکنم شاید یکی بهتر از اون باشه🙎🏻 ♥-اونقد مَرد هست👱🏻 که میدونم نمیذاره کسی منو ازش بگیره😻 ♥-اونقد مَرد هست👱🏻 که نمیذاره کسی بینمون قرار بگیره👫♡ ♥-اونقد مرد هست👱🏻 که هیچ وقت نمیذاره گونه هام خیس بشه🙃 ♥-اونقد مرد هست👱🏻 که همیشه بهش افتخار میکنم✨😌 ♥-اونقد مرد هست 👱🏻که بهم اعتماد داره که حرف هیچ کسی رو باور نمیکنه👸🏻🍃 ♥-اونقد مرد هست👱🏻 که هیچ وقت دلمو نمیشکونه 🙇🏻‍♀ ♥-اونقد مرد هست👱🏻 که به نظرش من بهترینم و کسی بهتر از من نیست👰🏻💕 ♥-اونقد مرد هست👱🏻که همیشه پشت و پناهمه🙆🏻 ♥-مرد من👱🏻✨ ♥-عاشقانه هایم💕🙊 ♥-تمامی ندارد😌 ♥-وقتی تو👱🏻💍 ♥-بهترین اتفاق زندگیم هستی🙈💕💍 •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
✳️ و تغییر مثبت در زندگی🌹 من20سالمه. 1سال عقدم و 4ماهه عروسی کردم. صحبتم با دخترای همسن خودمه. من شوهرم وقتی اومد خواستگاری خونواده مخالفت کردن ولی من با لجاجت، و دعوا بلاخره عقد کردم. اوایل عقد ایشون از نظر من بهترین مرد دنیا بودن ولی با گذشت زمان از هم سرد شدیم بخاطر دروغای همسرم، سن کمم و بلد نبودن . 4ماه از زندگیمون میگذره ولی روز به روز افسرده ترم. همش یاد مجردیم میفتم و غبطه میخورم بخاطر انتخاب اشتباهم. تنها کارم گریه است و تظاهر به شادی میکنم. 😔 تا مرز هم رفتم ولی با وساطت خونواده ها برگشتم. خواهرای گلم! واسه ازدواج عجله نکنید. امر خیییلی مهمیه پس از روی احساس تصمیم نگیرید. قبل ازدواج یادتون نره. یاحق🌹 •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
ماجراهای منودوست کثیفم😁 اقااین دختراززمان مجردیش تاهمین الان که سه بارشوهرکرده همیشه میگه پسراتوکف اینن😊یعنی به شکلی که کل پسرای محل حداقل دوباررفتن خواستگاریش البته توتوهماتش نه واقعیت 😂یعنی یکی ازپسرای همسایه مجردومتاهلم نداره هاااا سلام مادرش میکرداین جواب میدادبعدش میکفت خواستگارمه خوشش ازم میادو....من خیلی خنگم مگه نه😂که حرفاشوباورمیکردم تاجایی پیش رفت که حتی شنیدم پخش کرده بودتومحل که شوهرمن بهش نظرداره😱 یخ کردم شنیدم چون شوهرم اصلاراضی نبودمن باهاش حرف بزنم چه برسه خودش خوشش ازش بیاد😢بابانکنیدتوروخدااگه خدایی نکرده کسی هست توگروه که همچین مشکلی داره بره دکترخیلی بده اینطوری لطفاً ایناروبزارچون هدفم مسخره کردن کسی نیست میخوام اصل مطلب بگم که درس بگیرن خانوم های گروه ولی مجبورم یه پیش مقدمه بگم •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
مراسم بزرگ فامیل بود،بنده خدارو خاک کردیم از این روضه خونا که عین سیریش میان سر قبر و تا پول نگیرن نمیرن اومد سر خاک،ی رب گلوشو خودشو جر داد که پول بگیره ازمون،اما کل خاندان آب از دستمون نمیچکید، بنده خدا دید ما باخت نمیدیم گذاشت رفت، نزدیک چهل نفر انقد سر قبر خندیدیم که آبرو حیثیت مرحوم رفت:/ •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
♦️از شيخ بهائي منقول است كه برای رسیدن به حاجات بزرگ و کوچک ۱۰۰ بار دعای زیر را بخواند شروع ختم را چهارشنبه قرار دهد سپس ده روز و هر روز ده بار قرائت کند 🔻 🎗شیخ بهایی فرمودند اگر حاجتش روا نشد با من مخاصمه كند 🎗 💠بِسمِ االلهِ الرحمن الرحيم💠يا مفتّح الاَبوابِ و يا مقَلّب القُلُوبِ والاَبصارِ و يا دليلَ المتحيرينَ و يا غياثَ المستغيثينَ تَوكَّلْت علَيك يا رب ِ واقْضِ حاجتي واكْف مهمي و لاحولَ و لا قُوه الّا بااللهِ العلّيِ العظيمِ و لّي االلهُ علي محمد و آله اَجمعين💠 •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
شما نشستید فیلم فسیل دید، من تجربه کردم! رفیقم رفت خارج من رفتم خواستگاری خواهرش و گرفتمش😂🤦‍♂ برگشت ایران خونشون بود منتظر بود داماد بیاد ببینتش😂 بهش نگفتیم که سورپرایز بشه، یهو من اومدم بهم گفت الان چرا اومدی مهمون ویژه داریم😳 گفتم با اجازتون منم😐 گفت چه غلطی کردی فلان فلان شده😱 ولی فقط فحش داد بعد خندید گفت نامرد به خانواده خوش اومدی بعدا تنها شدیم یک صحبتی میکنیم و من الان حدود ۶ ماهه تلاش میکنم تنها نشیم😂•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•