eitaa logo
آدم و حوا 🍎
40.4هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
3هزار ویدیو
0 فایل
خاطره ها و دل نوشته های زیبای شما💕🥰 همسرداری خانه داری زندگی با عشق💕
مشاهده در ایتا
دانلود
یه سوتی دیگم یگم قبل از ازدواج خانواده ما زیاد با فامیل دور رفت و آمد نمیکرد از طرفی ازدواج فامیلی خیلی داریم طوری که با یه نفر میبینی 100تا نسبت داری، منم چون رفت آمد زیادی نداشتیم خیلی هارو نمی‌شناختم یا اگه می‌شناختم نسبتهای مختلفشون که با کی چه نسبتی دارن رو نمیدونستم، تا اینکه من با یکی از فامیل نامزد کردم(قبل خاستگاری اصلا همسرمو ندیده بودم و نمی‌شناختم و اصلا نمیدونستم همچین کسی وجود داره😂) خلاصه ما 2ماه بود نامزد کرده بودیم که عروسی یکی از فامیلهای نامزدم بود که فامیل دور ما هم بود ولی من باز نمی‌شناختم، رفتیم عروسی اون وسط من یه آشنا پیدا کردم که تو بچگی باهاش هم بازی بودم، چون تنها نباشم همش پیش اون میرفتم،عروس خانوم رو هم که من بازم نمی‌شناختم معلوم نبود کدوم آرایشگاه رفته بود، موهای خودش مشکی پرکلاغی، یه کلاگیس ضایع بلوند و زررررد گذاشته بود همشم تا تکون می‌خورد این کلاه گیس از سرش فاصله می‌گرفت موهای مشکی خودش معلوم میشد، آقا وقت رقص شد همه ریختیم وسط منم با اون دختره رفتم و همش با اون میرقصیدم، یهو اومدم خیر سرم ابراز وجود کنم و یه حرفی زده باشم صمیمی تر شیم مثلا، وسط رقص گفتم عروس رو ببین چقدر کلاگیسش ضایعس همه موهاش معلومه هر هر هر(الان کلی عذاب وجدان میگیرم بخاطر مسخره کردنش) یهو دیدم دختره رنگش عوض شد گفت چی میگی دختر دختر عمومه هااا😱😱😱منو میگی شوک شدم گفتم خااک به سرم همینجور که می‌رقصیدم آروم آروم ازش جدا شدم و صحنه رو ترک کردم و انتهای سالن در افق محو شدم، یکی نیست بگه آخه تو که تازه عروسی هیچکسم نمیشناسی میمیری حرف نزنی خودتو ضایع نکنی چشم قشنگه •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
✳️ تجربه و تغییر مثبت زندگی 🌹 سلام ادمین عزیزم ......عزیزمیگم چون نجات دهنده زندگی خیلی ها از جمله من 👨‍👨‍👧‍👧 و دخترام .... ازهمه جابریده بودم تااینکه 1سال پیش باکانال بسیار اشناشدم 😍😍وهرکسی که ازدواج میکنه فورااین کانال روبهش معرفی میکنم ومیگم واسه یه خانوم همچین کانالی لازمه . حالا زندگی من :من یه دختر17ساله باکلی که بهترینهابادخالت همه ردشون کردم وتوی سن 18سالگی بایه اقاپسری ازطریق فامیل کاملا سنتی آشنا شدم وازدواج.کردم ...... این اقااوایل ازدواج همه کاری میکرد ازدعواوقرص و ودختربازی .....گرفته تاهرچی که فکرتون می رسه ولی فکرمن نمیرسیدبخاطرسن کمم. وهمش به فکر بودم همش دعواهمش پرت کردن وسیله واین چیزاتابه خودم اومدم دیدم شوهرم ازروی نقشه های خودش که ولش نکنم منوباردارکرده بود وقتی که دخترم ازشیرگرفتم دوباره طلاق شروع شد دیدم برای اینکه ولش نکنم باردارم کرده بودومن نفهمیدم ومدتهاگذشت واقای خونه به دخترامون شد انقدرکه خودشون رولوس میکردن ومن توی این مدت مطلبهای کانال رومیخوندم واستفاده میکردم و میگرفتم وترفند میزدم روی اقایی واین شد که بااستفاده ازکانال خوبتون زندگی مون رو ینجات ودادم وفرمان زندگیمون روکناراقام منم توی دستام گرفتم توری شده که همه توفامیل ازخوشبختی وخوش اخلاقی جفتموم تعریف میکنن وموقع صحبت کردن همه فقط مارومیبینن که چی میگیم وچقدرقشنگ زندگی میکنیم والعان خداروشکرمیکنم که خدا این دوتا کوچیک روانداخت توی زنگیمون تادیرترطلاق بگیریم وتوی این مدت خودمون روپیداکنیم .......خداروشکربخاطراین زندگی زیبا.....زندگی زیباست اگه ماسختش،نکنیم ویه کوچولو هم اقاوهم خانوم گذشت وزبون چرب ونرم داشته باشن. واسه خوشبختی همه دعاکنیم عزیزان 🌺 •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈• @Adamvhava •┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•