منتشر شد:
«نقد تند و تیز و طعنآمیز منفلوطی به شیوه آموزش ادبیات در الازهر»
علاقهمندان به مباحث ادبی و آموزشی، نقد جالب و خواندنی فوق را از دست ندهند.
@adb_arb
ابوعلی فارسی:
اگر نحو آن چیزی است که رُمّانی میگويد پس ما از آن بیبهرهایم و اگر نحو آن چیزی است که ما میگوییم پس رمّانی را از آن بهرهای نیست.
📒بغیة الوعاة، ج٢، ص١٨١
@adb_arb
Mohammad Naderi4_6012360744408981566.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
چرا در سوره قدر «تَنَزَّلُ الملائکة» گفته شده ولی در سوره فصلت «تَتَنَزَّلُ [علیهم] الملائکة»؟! تَنَزَّلُ و تَتَنَزَّلُ چه فرقی از حیث معنا دارند؟
@adb_arb
عناوین غلط انداز بعضی از کتابها
کتابها با اسمهایشان شناخته میشوند، اما همین اسم گاهی گمراهکننده و رهزن است.
🔹ابن سِکّیت، معلم شهید راه ولایت، کتابی دارد به نام «إصلاح المنطق».
برخی فکر میکنند این کتاب درباره علم منطق است. اما نه! این کتاب یک فرهنگ لغت است.
🔹ابوعبیده کتابی نوشته به نام «مجاز القرآن».
بسیاری بدون اینکه آن را خوانده باشند، اسمش را که میبینند از آن به عنوان اولین کتاب بلاغت یاد میکنند!
در حالی که این کتاب تنها توضیح برخی از لغات قرآن است و ارتباطی به مجاز و بلاغت به معنای مصطلح ندارد.
🔹ابن سرّاج کتابی دارد به اسم «الأصول فی النحو».
خیلیها گمان میکنند این کتاب درباره علمِ اصول نحو است و ابن سرّاج را هم بنیانگذار این علم میدانند. ولی اینطور نیست؛ مقصود او از «اُصول» مباحث اصلی صرف و نحو است نه علمِ اصولِ نحو!
🔹کتاب «أنوار الربیع فی أنواع البدیع» نوشته سید علیخان مدنی هم فریبنده است. این اثر در خصوص فن بدیع نیست، بلکه دربارهٔ کل دانش بلاغت (معانی و بیان و بدیع) است و نامگذاری آن هم مجاز مرسل.
💡خلاصه اینکه اسم کتاب را دست کم نگیرید، اما بیش از حد هم جدی نگیرید، مثل «الإنصاف» ابن انباری. چیزی که در آن نیست انصاف است!
@adb_arb
جارالله زمخشری:
يا أبا القاسم! أعَجَزْتَ أنْ تكُونَ مثلَ هَمْزَةِ الاستفهامْ؟ إذ أخَذَتْ على ضَعفِها صَدْرَ الكَلامْ. لَيْتَكَ أشبهتَها مُتقَدِّماً في الخَيرِ معَ المُتَقَدِّمينْ، ولمْ تُشْبِهْ في تأخّركَ حَرْفَ التأنيثِ والتّنْوينْ.
ترجمه: ای ابوالقاسم! آیا از اینکه همچون همزهٔ استفهام باشی، درماندهای؟ همو که با همه ضعفش صدرنشین کلام است! کاش در پیشقدم شدن در کار خیر و همراه شدن با پیشگامان به همزه میمانستی، و در عقبماندگی همتای تای تأنیث و تنوین نبودی.
📚مقامات الزمخشری، ص١٩۵
@adb_arb
نهج البلاغه قلهی دستنیافتنی ادبیات
ابن ابیالحدید، شارح بزرگ نهجالبلاغه، معتقد است خطبههای امام علی علیه السلام بر بلندای فصاحت و بلاغت است و هیچ سخنوری یارای نزدیک شدن به آنها را ندارد.
وی برای آنکه متهم به گزافهگویی نشود، خطابههای سخنور نامآور "عبدالرحیم بن نُباته" را به گواه آورده و آنها را با خطبههای امیر مؤمنان علیهالسلام سنجیده و به داوری نشسته است. او پس از یادکرد بخشی از خطبهٔ ابن نُباته، چنین میگوید:
«انسان نخست باید به دیده انصاف در این سخن و نشانههای ساختگی بودن آن نسبت به آن سخن عربی ناب بنگرد، تا بر آنچه که در او از افسردگی و سستی و کرختی و خرفتی است واقف شود. آن سخن گویی برای سوارکار بیباک و نامی عرب "عامر بن طُفیل" است، در حالی که جامۀ رزمش را به تن کرده و بر اسب تیزپایش نشسته است ولی این سخن برای آوازه خوان هیز مدینه "دَلال"، در حالی که نیلبکش را برگرفته و تنبکش را به بغل زده است.»
📚شرح نهج البلاغه، ج٧، ص٢١١.
@adb_arb