#خنده_تاخاڪریز 😉°°
اقراء🌿.•
یڪے از بچہ ها بود
خیلے اهل معنویت و دعا بود
برای خودش یہ قبری ڪنده بود..
شب ها مےرفت تا صبح
با خدا راز و نیاز مےڪرد
ما هم اهل شوخے بودیم...
یہ شب مهتابـے
سہ، چهار نفر شدیم توی عقبہ..
گفتیم بریم یہ ڪمے باهاش شوخے ڪنیم
خلاصہ قابلمہ ی گردان را برداشتیم با بچہ ها
رفتیم سراغش..
پشت خاکریز قبرش نشستیم..
اون بنده ی خدا هم داشت
با یہ شور و حال خاصے نافلہ ی شب
مےخوند؛ دیگہ عجیب رفتہ بود تو حال
ما بہ یڪے از دوستامون ڪہ تن صدای بالایـے
داشت، گفتیم داخل قابلمہ برای این ڪہ صدا
توش بپیچہ و بہ اصطلاح اڪو بشہ، بگو:
اقراء..
یهو دیدیم بنده ی خدا تنش شروع ڪرد بہ
لرزیدن و شور و حالش بیشتر شد یعنے
بہ شدت متحول شده بود و فڪر مےڪرد
برایش آیہ نازل شده
دوست ما برای بار دوم و سوم هم گفت:
اقراء
بنده ی خدا با شور و حال و گریہ گفت:
چے بخونم!؟🥺
رفیق ما هم با همون صدای بلند
و گیرا گفت: بابا ڪرم بخون..😂
#طنز..
@adinezohour
#خنده_حلال 😉 😄
👨🏫معلم قرآن در تدریس آنلاین با عصبانیت به دانش آموزان گفت :
😠اولی اسمت چیه❓
👦 یوسف.
👨🏫سوره یوسف روبرام بخوان و صدا ضبط شدتو بفرست 😑
دومی
👨🏫اسمت چیه
👦 یونس.
👨🏫سوره یونس رو برام بخوان و صدا ضبط شدتو بفرست 😑
رسید سومی
👨🏫گفت اسمت چیه
👦دانش آموز گفت عمران ولی توی خونه کوثر صدام میزنن😰😰😐
😂😂😂😂😂😂😂
#طنز 😁
#یامهدی
🌟🍃↴••
『 @adinezohour