👌چرا به پيامبر اسلام « اُمّى » ميگفتند ؟
▪️عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الرِّضَا علیهما السّلام فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَ النَّبِیُّ صلّی الله علیه و آله الْأُمِّیَّ ؟ فَقَالَ مَا تَقُولُ النَّاسُ ؟ قُلْتُ یَزْعُمُونَ أَنَّهُ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَّ لِأَنَّهُ لَمْ یُحْسِنْ أَنْ یَکْتُبَ . فَقَالَ علیه السّلام کَذَبُوا عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ أَنَّی ذَلِکَ وَ اللَّهُ یَقُولُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ ، فَکَیْفَ کَانَ یُعَلِّمُهُمْ مَا لَا یُحْسِنُ وَ اللَّهِ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله یَقْرَأُ وَ یَکْتُبُ بِاثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ أَوْ قَالَ بِثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِینَ لِسَاناً ، وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَّ لِأَنَّهُ کَانَ مِنْ أَهْلِ مَکَّةَ وَ مَکَّةُ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَی وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها .
🔸جعفر بن محمد میگوید از امام جواد صلوات الله علیه سؤال کردم اى فرزند رسولخدا چرا به پيامبر اسلام « اُمّى » می گفتند ؟ حضرت فرمودند: مردم چه میگويند ؟ گفتم مردم فكر میكنند كه آن حضرت به اين خاطر امّى ناميده شده که نمیتوانستند بنويسند . امامجواد سلاماللهعلیه در جواب فرمودند : دروغ میگويند ، لعنت خدا بر آنها باد . چطور نمیتوانستند بنويسند ، در حالیكه خداوند در آيات محكم قرآنش میفرمايند او خدایى است كه رسولش را در ميان بى سوادان برانگيخت تا براى آنها آيات خداوند را تلاوت و آن ها را پاكيزه سازد و كتاب و حكمت به آنها بياموزد . چطور كسیكه نمیتواند بنوسيد ، میتواند كتاب را به ديگران بياموزد ؟ به خدا قسم رسولخدا صلیالله علیه وآله به هفتاد و دو يا هفتاد و سه زبان می خواندند و می نوشتند . به اين دليل به آن حضرت " امّى " میگفتند كه او از اهل مكّه بود و مكّه « اُمّ القُرى » بوده است ، چنانچه خداوند در قرآنش میفرمايند ما تو را فرستاديم تا أهل أمُّ القُری [ مكّه ] و كسانیکه در اطراف آن زندگی میکنند را انذار کنی .
📚بحار الأنوار
حکم نماز و روزه معلمان و دانشجویان.
استادان و دانشجویان در صورتی که کمتر از ده روز در محل تحصیل و خوابگاه می مانند، تکلیف نماز و روزه شان چیست؟
امام: نماز، شکسته است و روزه، صحیح نیست.
آیت اللّه خامنه ای: اساتید و دانشجویان بورسیه و مأمور به تحصیل، اگر در کمتر از ده روز، حداقل یک بار بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه ایشان صحیح است؛ اما دیگر دانشجویان، نمازشان شکسته و روزة آنها صحیح نیست.
آیت اللّه سیستانی: 1. اگر زمان تحصیل و تدریس اساتید و دانشجویان، حداقل دو سال ادامه دارد و در آن جا مستقر می شوند [گر چه در هفته دو شبانه روز کامل باشند؛ به نحوی که به آنان مسافر گفته نشود، آن جا در حکم وطن است و باید نمازشان را در محل تحصیل، تمام بخوانند و روزه را بگیرند.
2. اگر اساتید و دانشجویان در هفته، حداقل سه روز بیش از مسافت شرعی، رفت و آمد کنند و یا در سفر باشند و این برنامه برای مدتی (به طور مثال شش ماه در یک سال و یا حداقل سه ماه در چند سال تحصیلی) ادامه یابد؛ کثیرالسفر محسوب می شوند و نماز ایشان در محل تحصیل و بین راه، تمام و روزه شان صحیح است.
آیت اللّه مکارم: 1. اساتید و دانشجویان اگر برای مدت قابل ملاحظه ای - مثلاً یک سال یا بیشتر - در محل تحصیل یا تدریس بمانند، آن محل، در حکم وطن است و نماز و روزه در آن جا تمام می باشد و ماندن ده روز پی در پی در آن جا شرط نیست.
تبصره: این گروه از دانشگاهیان از هنگام شروع به درس، سه روز اول را در محل درس و تدریس، احتیاط کنند؛ یعنی نماز را هم کامل و هم شکسته بخوانند و روزه را هم بگیرند و هم قضا کنند و پس از آن در همان سفر اول، نماز را تمام بخوانند و روزه بگیرند؛ مگر آن که قصد ده روز نمایند. در این صورت، احتیاط مذکور، لازم نیست.
2. کسانی که همه روزه یا حداقل سه روز در هفته، به محل تحصیل یا تدریس می روند، یعنی صبح به محل تحصیل یا تدریس می روند و عصر باز می گردند و این کار مدتی ادامه می یابد، کثیرالسفر محسوب می شوند و نماز و روزه ایشان در آن محل و به هنگام رفت و برگشت، تمام است.
تبصره: این گروه از دانشگاهیان از هنگام شروع به درس، در چند سفر اول، احتیاط کنند؛ یعنی نماز را شکسته و تمام بخوانند و اگر روزه گرفتند، آن را قضا کنند.
خلاصه متنی تفسیر قرآن، مقدمات_تفسیری
📚 مفسر: علامه جوادی آملی
🔺1⃣قرآن کتابی است جهانی. لذا اول، زبانش را همه مردم عالم در همه اعصار بفهمند و دوم، محتوایش هم مورد نیاز همه مردم در همه اعصار باشد و سوم، تغییر و #پیشرفت_علوم نباید مردم را از قرآن بی نیاز کند.
🔺2⃣زبان قرآن را همه میفهمند چون زبان #فطرت است. یکی از شواهدی که ذکر کردیم آیه «و نزلنا ... تبیانا لکل شیء» بود. حال هر مطلبی که آمده یا در همان سوره یا سور دیگر کاملا همه جوانبش را مطرح کرده است. آنگاه ارزش روایات و شان نزول و غیره باید در اینجا سنجیده شود.
🔺3⃣آیا قرآن عِدلی دارد که برای فهم مطالبش نیاز به آن داشته باشد، قرآن در فهمش استقلال ندارد زیرا لازمه استقلال اینست که همه مطالب را کاملا بفهماند حال آنکه اینطور نیست و نیاز به مطالب دیگر دارد و خود قرآن ارجاع داده به مطهرین که اهل بیتند.آیا اینطور است؟
🔺4⃣در مقام معنوی بزرگان دین همچون صاحب جواهر و کاشف القطاء گفته اند #اهل_بیت بالاتر از قرآن و کعبه است. اما از نظر حجیت لفظی و ظاهری چطور؟ مبنای حجیت عمل ما به روایات چیست؟ چون پیامبر گفته کتاب الله و عترتی. حال چرا حرف پیامبر حجت است؟ چون خداوند در قرآن گفت اطاعت کنید «ما ءاتاکم الرسول فخذوه و ما نهکم فنتهوا». وقتی سخن به خدا رسید سوال قطع میشود و دیگر نمیشود پرسید چرا حرف خدا حجت است.
🔺5⃣پس از نظر ظاهری، روایت، عِدل قرآن نیست بلکه قرآن به روایات بها داده است و معصومین گفته اند که پیامبر فرموده دروغگویان بر من زیاد دروغ میبندند. هر چه گفتند با #قرآن بسنجید اگر مطابق قرآن بود بپذیرید وگرنه نپذیرید. قرآن هم روایات را حجت میکند و هم مشکلات روایات را پیدا یا حل میکند و در مقام تعارض روایات هم از قرآن کمک میگیریم.
🔺6⃣ آراء صحابه و مفسرین هم حجیت دارند؟ رای علما چون نظر علمی است راهگشاست و ارزش دارد اما حجیت ندارد چون معصوم نیستند.
🔺7⃣شان نزول حجیت دارند؟ اگر بصورت تاریخ باشد حجیت ندارد. در مورد تاریخ خوب کار نشده. حدیث با شان نزول دو فرق دارد: در تاریخ حدیث روی تک تک مهره های حدیث کار شده و علمای رجال و درایه کاملا کار کردند. اما در مورد تاریخ شان نزول خیر. پایان سلسله تاریخ هم کار نشده و معصوم نیستند. باید روی تک تک سلسله تاریخ شان نزولها کار کرد که ببینیم آیا همه قابل اعتمادند و نهایتا به #معصوم میرسد یا خیر. اگر همه قابل اعتماد باشند و نهایتا به معصوم برسد و معصوم گفته باشد، حجیت دارد اما آن هم باز مخصّص نیست بلکه زمینه را مشخص میکند چون قرآن برای زمان خاصی نیست.
🔺8⃣روایاتی که جنبه #تطبیق دارد چطور؟ مثلا صالح المومنین را روایت، فلانی دانسته است. چون روایت گفته به همان منتسب میشود اما روایاتی که بیان مصداق و جنبه تطبیق با شخصی یا چیزی را دارند انحصار را نمیرسانند بلکه صرفا مصداق را میگویند.
🔺9⃣روایت با سه شرط حجیت پیدا میکند:
۱. سنداً قطعی باشند.
۲. جهت صدور برای بیان معارف واقعی باشد نه تقیه.
۳. دلالتش نص باشد نه ظاهر.
💠 عَنْ جَابِرٍ قالَ:
🔺 سَمِعَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طالِبٍ(سَلامُ اللهِ عَلَيْهِما) رَجُلاً يَشْتِمُ قَنْبَراً وَ قَدْ رامَ قَنْبَرٌ أَنْ يَرُدَّ عَلَيْهِ فَناداهُ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلِىٌّ(عَلَيْهِ السَّلامُ) مَهْلاً يا قَنْبَرُ دَعْ شاتِمَكَ مُهاناً تُرْضِ الرَّحْمَنَ وَ تُسْخِطِ الشَّيْطانَ وَ تُعاقِبْ عَدُوَّكَ فَوَ الَّذِى فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ ما أَرْضَی الْمُؤْمِنُ رَبَّهُ بِمِثْلِ الْحِلْمِ وَ لا أَسْخَطَ الشَّيْطانَ بِمِثْلِ الصَّمْتِ وَ لا عُوقِبَ الْأَحْمَقُ بِمِثْلِ السُّكُوتِ عَنْهُ.
💠 از جابر روایت شده است که گفت:
🔺 امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(سلام الله علیهما) شنید که مردی به قنبر دشنام میداد و قنبر میخواست پاسخ او را بدهد. پس امیرالمؤمنین علی(سلام الله علیه) او را صدا زد:
«آرام باش ای قنبر! دشنامدهندهات را خوار و سر افکنده رها کن؛ [ و با این کار ] خداوند رحمان را خشنود میکنی، شیطان را به خشم میآوری و دشمنت را مجازات میکنی. سوگند به آن که دانه را شکافت و جان را آفرید، مؤمن پروردگارش را با چیزی مانند بردباری خشنود نکرده، و شیطان را با چیزی مانند سکوت به خشم نیاورده، و احمق با چیزی مانند سکوت کردن از او، مجازات نشده است.»
📚 امالی شيخ مفید(ره)
پیام_رهبر_انقلاب_اسلامی_به_سیوسومین_اجلاس_سراسری_نماز.pdf
حجم:
539.6K
🔻متن کامل پیام رهبر انقلاب اسلامی به سیوسومین اجلاس سراسری نماز
📚 احکام زکات (بخش ششم)
💢 شرایط حیوانی که به عنوان زکات پرداخت میشود.
اگر حیوانات داخل در نصاب، سالم و جوان و غیرناقص باشند، زکات آن نیز باید حیوان سالم، جوان و غیرناقص پرداخت شود، مگر آنکه همۀ نصاب مریض یا پیر یا ناقص باشند، در این صورت پرداخت زکات از همان حیوانات اشکال ندارد.
حیوان مریض از نصاب حیوان های سالم و حیوان پیر از نصاب جوان و حیوان معیوب از نصاب صحیح به عنوان زکات داده نشود، اگرچه جزء نصاب شمرده می شود. اما اگر تمام نصاب مریض باشند و مرض همۀ آنها یکی باشد دادن یکی از همین حیوان مریض کفایت می کند.
💠 مصرف زکات :
اول: فقیر و مسکین
یعنی کسی که مخارج سال خود و کسانی که عهده دار خرج انان است را به نحوی که شایستۀ آنها است، نه فعلاً و نه تدریجاً ندارند، پس کسی که دارای کسب و کاری است که با آن مخارج خود و عیالاتش را به نحوی که لایق حال او است به دست می آورد جزء فقرا و مساکین نیست و زکات برای او حلال نیست. همچنین کسی که دارای صنعت و ملک و مانند آن است که به وسیلۀ آن مخارج خود را تأمین می کند. و اگر کسی قدرت بر کسب و کار دارد لیکن از روی تنبلی کار نکند، بنابر احتیاط واجب از گرفتن زکات پرهیز کند و دیگران هم از دادن زکات به او اجتناب کنند.
احتیاط واجب آن است که به فقیر بیش از مخارج یک سال زکات داده نشود، چنان که احتیاط واجب آن است که فقیر هم بیش از مخارج یک سالش زکات نگیرد. همچنین بنابر احتیاط واجب کاسب و صاحب ملک و تاجری که کسب یا درآمد ملک یا سود آن کفایت خرجشان را نمی کند، آن است که هم در زکات دادن دیگران به آنها و هم در گرفتن آنها به مقدار جبران کمبود درآمد بسنده شود.
واجب نیست به فقیر اعلام شود که آنچه به او داده می شود زکات است، بلکه اگر از کسانی است که شأن خود را برتر از آن می بیند که زکات بگیرد و از گرفتن آن شرم دارد مستحب است در ظاهر به عنوان هدیه داده شود و در واقع زکات حساب شود
دوم: بدهکار
یعنی کسی که با وجود کسب و درآمد بابت مخارج زندگی، به دلیل مصارف مشروع و غیر معصیت (مثل بدهی مهریه، دیه، ایراد خسارت) مدیون و بدهکار شده و توان ادای بدهی را ندارد،.
سوم: فی سبیل الله
منظور از سبیل الله مصارفی است که به مصلحت عموم مسلمین و اسلام است، مانند ساختن پل، راه، خیابان و اصلاح آنها و هر آنچه که با آن تعظیم شعائر و برتری کلمه اسلام حاصل شود یا فتنه و فساد را از حوزۀ اسلام یا از بین دو قبیلۀ مسلمین برطرف کند و مانند آن، نه مطلق کارهایی که موجب تقرّب به خدا است، مانند اصلاح بین زن و شوهر و فرزند و پدر یا عملی که به صلاح گروه خاص یا محل خاصی دارد.
چهارم: در راه مانده
کسی که به مسافرت غیر معصیت سفر کرده و هیچگونه دسترسی و امکان تأمین هزینه حتی به صورت قرض را ندارد ـ هر چند در شهر خود فقیر نباشد ـ می تواند به اندازه ای که بتواند به منبع مالی ـ هر چند به صورت قرض ـ دسترسی پیدا کند، زکات دریافت کند و چنانچه مقداری از زکات باقی ماند، باید عودت دهد.
✅ شرایط کسانی که زکات دریافت می کنند
اول: ایمان، یعنی اعتقاد به امامت دوازده امام علیهم السلام، پس به کافر و مخالف با مذهب حق زکات داده نمی شود، حتی به گروههای شیعۀ غیر دوازده امامی زکات داده نمی شود، هر چند مستضعف ـ یعنی جاهل به حق ـ باشد، مگر آنکه با پرداخت زکات دلهای ايشان به مذهب حق جذب شود.
دوم: بنابر احتیاط واجب شرابخوار نباشد، بلکه بنابر احتیاط واجب آشکارا امثال این گناه کبیره را انجام ندهد، بلکه در صورتی ندادن زکات موجب ترک گناهان دیگر می شود، باید از دادن زکات به گناهکار خودداری شود.
این شرط اختصاص به فقیر دارد و دیگر موارد مصرف این شرط را ندارند.
سوم: واجب النفقۀ مکلف نباشند، یعنی فرزندان ـ هر چه پایین رود ـ و والدین ـ هر چه بالا رود و زن دائمی مکلف نباشند.
چهارم: اگر مکلف سیّد نباشد، نمی تواند زکات خود را به سیّد بدهد، مگر آنکه فقیر مضطر باشد، یعنی راه دیگری برای رفع نیاز او موجود نباشد، اما برعکس اشکال ندارد، یعنی مکلف سیّد باشد و فقیر غیرسیّد.
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وظیفه تجلیل و تکریم از علما و فقها اختصاص به بعد از فوت آنها ندارد...
🎙️ آیت الله حسینی خراسانی
🔰بین دو انگشت مبارک مولا، نفس خالد بن ولید ملعون به شماره افتاد و زیر پایش را خراب کرد ...
کتاب شریف «احتجاج» نقل میکند:
🔹 پس از جریان غصب خلافت، اولی و دومی، خالد بن ولید را مأمور کردند تا امیرالمؤمنین علیهالسلام را بعد از نماز صبح به قتل برساند...
🔸 در روز موعود، آن حضرت پس از نماز، رو به خالد نموده و دید با شمشیر برهنه در کنار او ایستاده است. مولا فرمود: ای خالد، تو را به چه چیز مأمور ساختهاند؟ گفت: به کشتن تو! ...
📋 أَنَّ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِالسَّلَامُ أَخَذَ خَالِداً بِإِصْبَعَیْهِ السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَی فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ، فَعَصَرَهُ عَصْراً، فَصَاحَ خَالِدٌ صَیْحَةً مُنْکَرَةً، فَفَزِعَ النَّاسُ، وَ هِمَّتُهُمْ أَنْفُسُهُمْ، وَ أَحْدَثَ خَالِدٌ فِی ثِیَابِهِ، وَ جَعَلَ یَضْرِبُ بِرِجْلَیْهِ وَ لَا یَتَکَلَّمُ
🔻در این هنگام امیرالمؤمنین علیهالسلام با دو انگشت سبّابه و میانی خود خالد را چنان گرفت و فشرد که از شدّت درد، فریاد بلندی کشید و مردم به هراس افتادند و وحشت کردند، و خالد از شدت ترس خود را کثیف کرد و پاهای خود را بر زمین میزد و هیچ نمیگفت.
🔹در این حال اولی به دومی گفت: این حاصل مشورت بد تو بود، گویا من سرانجامش را میدیدم، خدا را سپاس که شر آن به ما نرسید. امّا هر کس که به خالد نزدیک میشد تا او را از دست حضرت نجات دهد، ترسیده و دور میشد.
📚الاحتجاج
➖شب جمعه است یادت نکنم میمیرم
🛑..عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ ثُوَیْرٍ قَالَ: کُنْتُ أَنَا وَ یُونُسُ بْنُ ظَبْیَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَ أَبُو سَلَمَهَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ کَانَ الْمُتَکَلِّمُ مِنَّا یُونُسَ وَ کَانَ أَکْبَرَنَا سِنّاً. فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ، إِنِّی کَثِیراً مَا أَذْکُرُ الْحُسَیْنَ عَلَیهِ السَّلامُ، فَأَیَّ شَیْءٍ أَقُولُ؟ فَقَالَ: «قُلْ: «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ» تُعِیدُ ذَلِکَ ثَلَاثاً، فَإِنَّ السَّلَامَ یَصِلُ إِلَیْهِ مِنْ قَرِیبٍ وَ مِنْ بَعِید.»
🔰از «حسین بن ثُوَیر» نقل شده است:
من و «یونس بن ظَبیان» و «مفضّل بن عمر» و «ابو سلمه سرّاج» نزد امام صادق (علیهالسلام) نشسته بودیم. از بین ما، یونس که از همه ما بزرگتر بود، سخن میگفت.
یونس به امام صادق (علیهالسلام) عرض کرد:
فدایتان شوم، من خیلی یاد امام حسین (علیهالسلام) میافتم. (در چنین حالتی) چه بگویم؟
حضرت فرمودند:
بگو:
«صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»
علیهالسلام
این را سه بار تکرار کن؛ چراکه سلام، به ایشان میرسد، چه از نزدیک و چه از دور.»
📚الكافي
❇️ قالَ مَوْلانا جَعْفَرُ بْنُ مَحَمَّدٍّ الصّادِقُ(سلامُ الله عَلَيْهِما):
🔺 اِجْتَنِبُوا الْمَعاصِیَ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ؛
1⃣ فَإِنَّ السَّيِّئَةَ مُضاعَفَةٌ وَ الْحَسَنَةَ مُضاعَفَةٌ
2⃣ وَ مَنْ تَرَكَ مَعْصِيَةَ اللّهِ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ غَفَرَ اللّهُ لَهُ كُلَّ ما سَلَفَ فيهِ وَ قيلَ لَهُ اِسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ
3⃣ وَ مَنْ بارَزَ اللّهَ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ بِمَعْصيَتِهِ أَخَذَهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُلِّ ما عَمِلَ فِي عُمُرِهِ وَ ضاعَفَ عَلَيْهِ الْعَذابَ بِهَذِهِ الْمَعْصِيَةِ
4⃣ فَإِذا كانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ رَفَعَتْ حِيتانُ الْبُحُورِ رُءُوسَها وَ دَوابُّ الْبَرارى ثُمَّ نادَتْ بِصَوْتٍ ذَلِقٍ رَبَّنا لا تُعَذِّبْنا بِذُنُوبِ الْآدَمِيِّينَ.
❇️ امام صادق(سلام الله علیه) فرمودند:
🔺 از گناهان در شب جمعه بپرهیزید؛
1⃣ زیرا گناه در آن شب چند برابر میشود و کار نیک نیز چند برابر می گردد.
2⃣ هر کس در شب جمعه نافرمانیِ خدا را ترک کند، خداوند همه گناهانی را که پیشتر از او سر زده بر او می بخشد و به او گفته میشود: عمل را از نو آغاز کن.
3⃣ و هر کس در شب جمعه با گناهِ خود با خداوند رویارویی و مبارزه کند، خداوند عزّ و جلّ او را به سببِ همه کارهایی که در عمر خود انجام داده مؤاخذه میکند و به خاطر این گناه، عذاب را بر او چند برابر میسازد.
4⃣ پس هنگامی که روز جمعه فرا رسد، ماهیان دریاها و جنبدگان صحرا سر بلند می کنند، سپس با آوایی رسا ندا میدهند: پروردگارا! ما را به سبب گناهان آدمیان عذاب مکن.
📚 بحارالانوار
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای حفظه الله: نماز پشتوانه مستحکم مبارزه با شیاطین است.