#عکس_کوهنوردی_طبیعت_گردی
دنیایی درونی در کار است؛
دنیایی از نور و زندگی و زیبایی…
و لحظهای که این دنیا را کشف کنید
رها و آزاد خواهید گشت،
فارق از ترس در آغوش عشق…
#نیر
#لاکوچیک
برای دیدن عکس وفیلم طبیعت استان یزد وبرنامه های اجراء شده لطفا از کانال کوهنوردی وطبیعت گردی افلاک تفت بازدید بفرمایید 🙏👇👇@akbarpourr
https://eitaa.com/aflaketa
#به_طبیعت_احترام_بگذاریم
Parvaz Homay ~ Musics-Fa.ComParvaz Homay - Divanetari (320).mp3
زمان:
حجم:
6.4M
#موسیقی
🪕 دیوانه تری
🎙️ پرواز همای
عشق
همین است
همین که
یک ذره از تو
می شود تمام من ...
برای دیدن عکس وفیلم طبیعت استان یزد وبرنامه های اجراء شده لطفا از کانال کوهنوردی وطبیعت گردی افلاک تفت بازدید بفرمایید 🙏👇👇@akbarpourr
https://eitaa.com/aflaketa
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠اگر در کمپ و طبیعت نوردی، سنگ مناسب را برای پخت و پز انتخاب نکنید باعثِ انفجار و خطرات جبران ناپذیری خواهد شد‼️
#عکس_کوهنوردی_طبیعت_گردی
فکر کردن به گذشته
مثل دویدن به دنبال
باد است...
گذشته رو رها کنیم
و آینده رو بسازیم ...
#نیر
#لاکوچیک
برای دیدن عکس وفیلم طبیعت استان یزد وبرنامه های اجراء شده لطفا از کانال کوهنوردی وطبیعت گردی افلاک تفت بازدید بفرمایید 🙏👇👇
@akbarpourr
https://eitaa.com/aflaketaft
#به_طبیعت_احترام_بگذاریم
#عکس_کوهنوردی_طبیعت_گردی
مهربانی، تو رو تبديل به زيباترين آدمِ دنيا ميكنه. مهم نيست صاحبِ چه چهره ای باشی!
#سخوید
#چارلاخر
#پیازدار
برای دیدن عکس وفیلم طبیعت استان یزد وبرنامه های اجراء شده لطفا از کانال کوهنوردی وطبیعت گردی افلاک تفت بازدید بفرمایید 🙏👇👇
@akbarpourr
https://eitaa.com/aflaketaft
#به_طبیعت_احترام_بگذاریم
#عکس_کوهنوردی_طبیعت_گردی
عمر زندگی
خیلی کوتاهتراز اون چیزیه
که بخوای سخت بگیری.
#سخوید
#چارلاخر
#پیازدار
برای دیدن عکس وفیلم طبیعت استان یزد وبرنامه های اجراء شده لطفا از کانال کوهنوردی وطبیعت گردی افلاک تفت بازدید بفرمایید 🙏👇👇
@akbarpourr
https://eitaa.com/aflaketaft
#به_طبیعت_احترام_بگذاریم
گرما با بدن انسان چه میکند؟
گرمازدگی وقتی رخ میدهد که مرکز تنظیم حرارت بدن دیگر نتواند پاسخگو باشد. اما تا سر رفتن ظرفیت مکانیسم های خنککننده درونی، بدن تدابیر زیادی برای مقابله با گرما دارد. راهکار شما برای خنک نگه داشتن بدن چیست؟
با بالا رفتن دما چه اتفاقی در بدن انسان میافتد؟ از آنجا که ارگانهای بدن با فرآیندهای شیمیایی پیچیدهشان در ۳۷ درجه سانتیگراد به بهترین شکل عمل میکنند، بدن تمام تلاشخود را برای نگه داشتن دما بین ۳۶ تا ۳۸ درجه سانتیگراد میکند.
برای تنظیم این دما بدن به گیرندههایی مجهز است که روی پوست و در درون بدن (گیرندههای هیپوتالاموس که درجه حرارت خون را هنگام عبور از مغز تحت نظر دارند) دما را اندازهگیری میکنند. نتایج این سنجش در مغز با دمای مجاز مقایسه میشوند. درجه حرارت بدن در مرکز تنظیم درجه حرارت (بخشی از دستگاه عصبی خودمختار) در هیپوتالاموس کنترل میشود. در صورت ثبت دمای بیش از اندازه، تدابیر تنظیم گرمای بدن به منظور پایین آوردن دما به کار میافتند.
افزایش گردش خون پوست و تعرق
بخشی از دستگاه عصبی خودمختار که مأمور تنظیم دماست، گردش خون پوست را افزایش میدهد. برای این منظور رگها گشادتر میشوند. به این ترتیب خروج حرارت و دفع آن به محیط افزایش مییابد. این روند تا جایی ادامه پیدا میکند که دمای پیرامونی، زیر دمای بدن باشد. اما افزایش گردش خون در پوست به قیمت کاهش گردش خون در عضوهای دیگر بدن است. مثلا در اثر بالا رفتن دمای بدن، گردش خون در روده کاهش مییابد که میتواند منجر به اسهال شود. به دلیل پایین رفتن گردش خون در ماهیچههای اسکلتی، راندمان بدن هم کاهش مییابد و ما زودتر احساس خستگی میکنیم.
اگر این تدبیر مغز، یعنی تقسیم و تنظیم گردش خون به عنوان ابزاری برای خنک کردن بدن کافی نباشد، مکانیسم مؤثر دیگری فعال میشود که هدفش جلوگیری از گرمازدگی است: عرق کردن. به هنگام تبخیر عرق بدن گرما از دست میدهد و خنک میشود. اما حتی این سیستم هم یک جایی به مرز کاراییاش میرسد. برای نمونه بزرگسالان (نه ورزشکاران حرفهای) به طور میانگین تنها میتوانند دو لیتر در ساعت عرق کنند. از دست دادن عرق اما برای بدن بدون پیامد منفی هم نیست. با برون رفت آب، بدن، سدیم کلرید و دیگر مواد معدنی باارزش را هم از دست میدهد. برای جبران این هدررفت باید به طور منظم نوشید و مواد معدنی را با خوراکی به بدن رساند.
کمبود الکترولیت میتواند باعث گرفتگیهای دردناک عضلانی شود. برای افرادی که در مناطقی زندگی میکنند که بدنشان به بالارفتن دما عادت دارد، عرق حاوی نمک کمتری است و به این ترتیب عوارض تعرق در گرما برای ساکنین این مناطق هم کمتر است
اما مکانیسم خنککننده بدن تنها تا سقف معینی از رطوبت موجود در هوا عمل میکند و اگر رطوبت هوا از این میزان بیشتر شود عرق روی بدن تبخیر نمیشود و مثل سدی راه بر برون رفتن گرمای بدن میبندد.
گرمازدگی
اگر مدت زمانی که بدن در معرض آفتاب مستقیم قرار میگیرد طولانی شود در صورت نداشتن پوشش سر، شامه (مننژ) و بافتهای عصبی آسیب میبینند. کسی که چنین آسیبی دیده است، دچار سرگیجه، سردرد و حالت تهوع میشود. در بدترین حالت تابش مستقیم و طولانی خورشید به سر میتواند باعث بیهوشی شود.
بر اثر گرمازدگی نبض و ضربان قلب هم افزایش پیدا میکنند. افزایش تپش قلب اما واکنشی به گشادشدن عروق محیطی هم میتواند باشد. چرا که با انبارشدن خون در رگها، قلب خون کمتری دریافت میکند و برای جبران آن سریعتر میزند. اگر در این وضعیت تنش - به دلیل دهیدراسیون یا کم آبی بدن - حالا حجم خون هم کاهش یابد، میتواند باعث کاهش به یکباره فشار خون شود. با اخلال در جریان خون مغزی فرد از هوش میرود.
اگر ظرفیت سیستم خنککننده درونی بدن پاسخگو نباشد، بدن دچار گرمازدگی میشود و درجه حرارات مرکزی تا ۴۰ درجه بالا میرود. این افزایش دما میتواند به مغز آسیب برساند.
دو گروه سنی که بیشتر رد معرض خطرات افزایش دما قرار دارند، افراد کهنسال و خردسال هستند.
برای از سر گذراندن روزهایی که دمای هوا به شدت افزایش مییابد باید از راههای مختلف از جمله موارد زیر به مکانیسم خنک کننده بدن کمک کرد:
پرهیز از در معرض آفتاب و گرمای زیاد قرار گرفتن
به سر بردن در محیطهای خنک
خودداری از انجام فعالیتهای سخت و سنگین بدنی
جبران هدر رفت مایعات و الکترولیت بدن
و خنک کردن بدن مثلا با دوش آب سرد.
«وقتی قله دیده میشود اما کوه فراموش میماند»
"غیبتِ" کوهستان در گفتار کوهنوردی ایران
در سالهای اخیر، در مسیرهای پررفتوآمد کوهنوردی، صداها بیشتر از «صعود» سخن میگویند تا از «کوه». گویی ارزش هر همنورد در شمار قلههایی خلاصه شده که بر آنها ایستاده است، نه در اندازه فهمی که از «هویت کوهستان ایران» با خود حمل میکند. چنین است که کوه، در میان عکسها و گزارشها، به یک پسزمینه فروکاسته میشود؛ در حالی که حقیقت آن، فراتر از یک «قله» و یک «سختی مسیر» است.
کوهستان:
پیش از آنکه مقصد صعود باشد، یک «متن پیچیده طبیعی» است؛
پدیدهای که «جنس»، «ارتفاع», «ریشه نام»، «ساختار زمینشناسی»، «پوشش گیاهی»، «میراث طبیعی»، «نشانههای فرهنگی» و «آیینهای دیرینه» در آن لایهلایه تنیده شدهاند. اما چرا بسیاری از کوهنوردان این متن را نمیخوانند؟
امروز چند علت این غفلت را رقم زده است:
نخست، فرهنگ قلهمحوری که سالهاست بر ذهن و زبان کوهنوردی سایه انداخته. در این فرهنگ، قلهها نمایندگانِ افتخارند و دامنهها، درهها، بادها و چشمهها تنها گذرگاههایی فرعی.
دوم: فقدان تربیت شناختی است؛ نسلی وارد کوه شده که ابزار صعود را میشناسد، اما زبان طبیعت را نه
سوم: گسست میان تجربه و روایت است؛ کوهها لمس میشوند، اما توصیف نمیشوند، زیرا واژگان لازم برای روایت «روح کوه» کمتر پرورش یافته است.
به همین دلیل، در محافل رسمی و دوستانه، از «صعود» سخن گفته میشود اما کمتر کسی میپرسد:
این کوه کجاست؟
چطور نام گرفته؟
جنس سنگش چیست؟
پوشش گیاهی دامنههایش چه نقشی در زندگی منطقه دارد؟
چه فرهنگها و باورهایی در سایه آن شکل گرفته؟
چه میراث طبیعی در دلش نهفته است؟
و مسئولیت ما در برابر این پهنه آسیبپذیر چیست؟
این خاموشی، یک بیتوجهی ساده نیست؛ خاموشکردن حافظه کوهستان است. هر کوه، تاریخِ بلندی است؛ تاریخ برخورد سنگ و زمان، عبور ایلها، تغییر بادها، بارشها، گویشها، افسانهها. و وقتی از آن سخن نگوییم، بخشی از هویت این سرزمین را در تاریکی رها کردهایم.
از اینرو، امروز زمان یک بازگشت بنیادین فرا رسیده است:
بازگشت از «صعود قله» به «فهم کوه».
بازگشت از گزارشهای خشک صعود، به روایتهای زنده شناخت.
بازگشت از عکسهای سریع، به خواندن صبورانه خطوط نانوشته دامنهها.
کوه، تنها جایی نیست که بر آن بایستیم؛
جایی است که باید آن را بفهمیم.
هر کوه، «شناسنامه» دارد؛
هر قله، «روح»؛
هر یال، «تجربه زیستی»؛
هر دره، «تاریخ»؛
و هر باد، «پیامی از ژرفای طبیعت».
وقتی شناخت، همراه صعود شود، کوهنوردی از یک فعالیت ورزشی به یک «سفر فرهنگی، زیستمحیطی و معنوی» تبدیل میشود؛ سفری که در آن، کوهستان از «پسزمینه عکسها» به «راوی زندگی» بدل میگردد.
اکنون زمان آن است که کنار طناب و کارابین،
«ادب کوهستان»،
«دانش زمین»،
«مسئولیت محیط زیست»،
و «فرهنگ کوهستان ایران» را نیز حمل کنیم.
و از امروز، هر صعود را با این پرسش آغاز کنیم:
این کوه، کیست؟
نه اینکه «چند متر است».
این پرسش، نخستین گام در احیای پیوند دیرینه میان انسان و کوهستان است؛
پیوندی که اگر زنده بماند،
هم ما را بالا میبرد
و هم کوه را.