حداقل دو سه سال وقت لازم دارم تا روابطم رو سر و سامون بدم و بعد تازه تو ایستگاه نوزدهسالگی پیاده شم
نباید یادم بره که هیچ کس نمی تونه حالم رو خوب کنه جز خودم
و نباید یادم بره که همه چیز و همه کس تو یه سلسله در نهایت به خدا میرسه
و نباید یادم بره که خدا هست
خدا هست!
حضور داره..
ولی حالم خوبه!
دقیق که فکر میکنم میبینم حالم خوبه
و میبینم که هنوز میتونم لبخند بزنم
تلاطم ها به زودی میخوابه و بعد آرامشه که در هوا پخش میشه
میشه هنوز صبر کرد و لبخند زد :)
کاش میتونستم یکیو استخدام کنم به جام متن بنویسه و اینا
باید یه چی بنویسم بفرستم ولی واقعاً مغزم قفل کرده🤦♂
کارگر فکری نیازمندم😔