eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
349 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
نمی‌دونم شاید هم دارم چرت می‌گم:/
یه مشکل بزرگی که دارم اینه که با بودن تو یه جمع دلخواه، واقعاً حالم خوب می‌شه و عمده ناراحتی هام پالایش می‌شه! بعد از خودم عصبانی می‌شم! می‌گم مگه تو همین الان ناراحت نبودی، مگه از دست فلانی عصبانی نبودی! چرا همه چی یادت رفت؟ از دست خودم حرصم می‌گیره که چرا همه چی رو انقد راحت فراموش می‌کنم و می‌گذرم :|
دومین مسئله ناراحت کننده درمورد خودم اینه که مودم به شدت تغییر می‌کنه! خیلی زود و خیلی راحت! و باعث میشه فکر کنم ناراحتی ها و غم هام ریشه ی محکمی ندارن. حتی نمی‌دونم این قضیه یه فکت مثبته یا منفی! ولی وقتی ناراحتم مدام بهم این القا‌ می‌شه که ناراحتیم واقعی نیست و چیز خاصی نیست و گذرائه! اینو دوست ندارم
اونطور که خودم رو شناختم عمیق بودن رو دوست دارم تو هر زمینه ای!
حتی اگه ناراحتم دوست دارم عمیق باشه نه سطحی! حس می‌کنم اینه که ارزشمندش می‌کنه! اینه که باعث می‌شه ارزشش رو داشته باشه به غمم بها بدم!
عمیق هم نه حتی
منظورم «واقعی» عه.
وقتی زود مودم تغییر می‌کنه می‌گم نکنه واقعی نبود!
آره به طور خلاصه -با خودم درگیرم-
این روزها به این فکر می‌کنم که واقعاً دلم واسه فصل سرما تنگ شده! به بارون و برف رویایی‌ش کاری ندارم! صرفاً واسه چند لایه لباس پوشیدن و یخ زدن استخون های دست ها و شبا با جوراب خوابیدن و چسبیدن به شوفاژ تنگ شده!
حس می‌کنم خیلی وقته تو فصل گرما گیر کردیم خیــــلی وقت____