نمیتونم عزیزِ من!
مفاهیم نازک و رنجورم نمیتونن بار سنگین کلمات رو به دوش بکشن!
بیا فقط هر موقع حرفی داشتیم سکوت کنیم و به چشم های هم خیره بشیم!
حقیقت اینه که مجازی یه توهمی ایجاد میکنه که فکر میکنی تنها نیستی! یعنی مجازاً تو رو از تنهایی در میاره و نه حقیقتاً!
و بعد وقتی یه مدت ازش فاصله بگیری، از قبل هم بیشتر احساس تنهایی میکنی
آره مدتیه که وابسته شدی به یه مجاز! و حالا از دست دادن اون هم برات سخته.
از چاله دراومدی و افتادی تو چاه.
اگه فقط گه گداری به فضای حقیقی برگردی و اینجا رو کنار بزاری، بیش تر از قبل احساس تنهایی میکنی...
پس هی بیشتر و بیشتر تو مجازی فرو میری
میبینی که اسیر شدی و کاری از دستت ساخته نیست.
دیگه جرأت برگشتن به فضای حقیقی و تلاش برای تنها نبودنِ حقیقی رو نداری.
اما چی میشه اگه یه خطای انسانی یا کامپیوتری در یک لحظه همه ی مجازی رو از بین ببره؟
انگار از اول هیچ چیز نبوده!
اون وقت چه اتفاقی میوفته؟