هدایت شده از ز.م
امام على عليه السلام
نِعْمَ طارِدُ الهُمومِ اليَقينُ
چه نيكو غمزدايى است، يقين..!
کانال زدن هم یکی از اون راهایی بود که امتحان کردم و بعد از مدتی برگشتم و دیدم اوکی،
it's not gonna work!
همش خبر میدن مرز مهران رو باز کردن و بدون ویزا راه میدن ولی الان یه کلی آدم آواره لب مرز گیر کردن و نمیزارن رد شن...
ولی تر واقعاً راضی بودم جای اون آدمای آواره ی لب مرز باشم......
بعد قضیه اینه که هر چقدر میری بدتر میشه
ینی هر کی بیشتر میره دلتنگیش بیشتر میشه و هی بیشتر میشه و این بیشتر شدن تمومی نداره...
همش بیقراری که بری ....
و تو این تایم از همیشه بیشتر...
حالا از همه چی چرت تر این که ارزشیابی اساتید رو ترم پیش انجام ندادم و تا همین لحظه کلی بدبختی کشیدم سرش😐 و الانم هنوز که هنوزه ثبت نام نشدم در نتیجه اجالتاً نمیتونم کلاسا رو شرکت کنم😐
که خب اهمیتی نداره واقعاً
بعد دم خونه مون مردا داشتن موکب میزدن واسه اربعین و اینا
و دیدم چقد دلم میخواس برم تو خیابون کمکشون کنم ولی نمیشد
و خب رگ فمینیستیم دیشب واقعاً فعال شده بود و از همه چی داشتم مینالیدم-_-
از لحاظ روحیاتم و اینا اگه پسر میشدم قطعاً خیلی تباه میشدم😂 ولی خب آنسلی گاهی دلم میخواد برای مدتی پسر باشم. صرفاً به خاطر شرایطی که میتونستم داشته باشم