eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
349 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
باید یه کم ordinary باشم و ordinary زندگی کنم لازمه کمی کوتاه بیام و دست کم برای مدتی دنبال حس ها و شیوه ها و آدم های خاص نگردم
هدایت شده از <آب هویج بستنی>
فور کنین 🥢 جواب بدین•-•🤌🏿
احتمالاً سه و هفت
ولی چقد مسخره میشد اگه میخواستی یه قرص بخوری از فرداش بیوفتی دنبال یکی که نیمه گمشده‌ی اجباریته😂
و بالاخره بارون =)
از نظر خودم که خیلی عم پرمعنا و هنرمندانه س😂
حالا یه عده پیکاسو ان بعد هی میگن ای بابا بد شد فلان طرحم😔 جمع کنید باو آدم اگه هنرمندم نیست باس اعتماد به نفسش رو داشته باشه🙆‍♀😂
عمیق نشو زهرا عمیق نشوووو الان وقتش نیست
صادقانه؛ خیلی وقته که بیشتر روابط مثبتم رو از دست دادم یا دارم می‌دم خیلی وقته که اتفاقایی افتاده و باعث شده مسیر و مدل زندگیم عوض شه به خیلی دلایل مفهوم دوست تو زندگیم معنی دیگه ای پیدا کرده که لزوماً دلخواهم نیست مدت زیادی مجبور شدم به راست و ریس کردن اوضاع خودم بپردازم و تو این مدت همه رابطه هام از دست رفت ( که چاره ای هم نبود) و بعد هیچ وقت هیچ چیز جای اون روابط رو نگرفت. همه چیز شروع کرد به تغییر کردن و دست من هم نبود. تن دادم و نسبت به وضعی که توش بودم تا حدی سالم و موفق خودمو بیرون کشیدم ولی دور شدم از اونی که بودم به شدت دور شدم و به شدت تغییر کردم خود اون موقع‌م اصلا چیز ایده آلی نبود، نیاز به تغییر و ارتقا داشت، ولی خیلی سخت این اتفاق افتاد و خیلی ناگهانی و غیر قابل کنترل هیچ وقت تصمیم نگرفتم خودم رو تغییر بدم و مثبت تر کنم همه چیز یهویی پیش اومد، یهو یه سِیلی اومد و عملاً منو فرو ریخت مجبور شدم تو همون هول و ولا و بگیر و ببند، چیزی سر هم کنم تا از بین نرم. مجبور شدم از ایده آل هام دست بکشم و به تنهایی دونه دونه آجر ها رو، رو هم بزارم و سرپناهی درست کنم تا دست کم خودم رو نجات داده باشم! همه این اتفاقا افتاد و هرجوری بود خودمو باهاش هماهنگ کردم و نزاشتم از دست برم. ولی این وسط آدما رو از دست دادم. مدل زندگی کردنم رو (فارغ از عقایدم) از دست دادم. و الان بعد چند سال شده یه حفره! مجبور بودم جای خالی خیلی آدم ها و خیلی چیزها رو بپذیرم تا نجات پیدا کنم. حالا اون جاهای خالی شده یه حفره ی بزرگ تو زندگیم، تو فکرم، تو قلبم! و داره بهم آسیب می‌زنه...
شاید چون توقع داشتم همه چیز معمولی و رو روال پیش بره! اما نرفت. همه چیز طبق دو دوتا چارتای زندگیِ اکثریت پیش نرفت...