حالا یه عده پیکاسو ان بعد هی میگن ای بابا بد شد فلان طرحم😔
جمع کنید باو
آدم اگه هنرمندم نیست باس اعتماد به نفسش رو داشته باشه🙆♀😂
در این گوشه از دنیا
باید یه کم سعی کنم از احساسات و ایده ها فاصله بگیرم برای یه مدت، یه کم سعی کنم منطقی تر و شاید سطحی
اَز یو سی
روند سطحی بودن داره به خوبی طی میشه🤝
صادقانه؛
خیلی وقته که بیشتر روابط مثبتم رو از دست دادم یا دارم میدم
خیلی وقته که اتفاقایی افتاده و باعث شده مسیر و مدل زندگیم عوض شه
به خیلی دلایل مفهوم دوست تو زندگیم معنی دیگه ای پیدا کرده که لزوماً دلخواهم نیست
مدت زیادی مجبور شدم به راست و ریس کردن اوضاع خودم بپردازم و تو این مدت همه رابطه هام از دست رفت ( که چاره ای هم نبود) و بعد هیچ وقت هیچ چیز جای اون روابط رو نگرفت.
همه چیز شروع کرد به تغییر کردن و دست من هم نبود.
تن دادم و نسبت به وضعی که توش بودم تا حدی سالم و موفق خودمو بیرون کشیدم
ولی دور شدم
از اونی که بودم
به شدت دور شدم و به شدت تغییر کردم
خود اون موقعم اصلا چیز ایده آلی نبود، نیاز به تغییر و ارتقا داشت، ولی
خیلی سخت این اتفاق افتاد و خیلی ناگهانی
و غیر قابل کنترل
هیچ وقت تصمیم نگرفتم خودم رو تغییر بدم و مثبت تر کنم
همه چیز یهویی پیش اومد، یهو یه سِیلی اومد و عملاً منو فرو ریخت
مجبور شدم تو همون هول و ولا و بگیر و ببند، چیزی سر هم کنم تا از بین نرم.
مجبور شدم از ایده آل هام دست بکشم و به تنهایی دونه دونه آجر ها رو، رو هم بزارم و سرپناهی درست کنم تا دست کم خودم رو نجات داده باشم!
همه این اتفاقا افتاد و هرجوری بود خودمو باهاش هماهنگ کردم و نزاشتم از دست برم.
ولی این وسط آدما رو از دست دادم.
مدل زندگی کردنم رو (فارغ از عقایدم) از دست دادم.
و الان بعد چند سال شده یه حفره! مجبور بودم جای خالی خیلی آدم ها و خیلی چیزها رو بپذیرم تا نجات پیدا کنم.
حالا اون جاهای خالی شده یه حفره ی بزرگ تو زندگیم، تو فکرم، تو قلبم!
و داره بهم آسیب میزنه...
شاید چون توقع داشتم همه چیز معمولی و رو روال پیش بره!
اما نرفت.
همه چیز طبق دو دوتا چارتای زندگیِ اکثریت پیش نرفت...
جناب مثبت اندیشی که به من میگی گذشته ها گذشته؛
گذشته ای که همچنان داره رو آینده اثر میگذاره چی؟