انسان دوست داره ناامید نباشه!
به همین خاطر سعی میکنه وقتی راهی نیست به چیزهای نامرتبط امید ببنده. و اون قدر مغز انسان این کار رو دقیق و ظریف انجام میده که اون احتمالِ امیدوارانه خیلی هم مرتبط به نظرت میاد. بعد اون امید رشد میکنه و بال و پر پیدا میکنه و انسان خیلی جدی بهش ایمان میاره!
و گاهی این امید ها آدم رو گول میزنند و باعث میشن تصمیمات اشتباهی بگیره.
پس مهمه که چند وقت یه بار اون طور که دلمون میخواد نبینیم! چشمامون رو باز کنیم و امید های واهی رو ردیابی کنیم
گاهی اوقات فکر میکنم «ما همه قراره بمیریم»
و هیچ چیزی به جز این مسئله ذره ای اهمیت نداره.
در این گوشه از دنیا
گاهی اوقات فکر میکنم «ما همه قراره بمیریم» و هیچ چیزی به جز این مسئله ذره ای اهمیت نداره.
ولی خب اکثر اوقات اینطوری نیستم و ذهنم رو کاملاً درگیر مسائل بی اهمیت میکنم
ظاهر قضیه یه سری احساساتِ آبی و آشنا و غم انگیزه
اما حقیقت شون سیاه اند! دوست داشتنی نیستند. هنرمندانه یا ارزشمند نیستند. اینها فقط عقده اند! گره اند!
اینجا بیشتر چیزها سیاه اند
حتی ارزش ثبت هم ندارند
ارزش یادداشت کردن هم ندارند