تا حالا شده از دونستن شدت واقعیت، گریهت بگیره؟
واقعیتِ گریه آور نه
واقعیت به طور مطلق
واقعیتی که وجود داره
وقتی به شدت و وسعتِ هر آنچه وجود داره فکر میکنی
وقتی مجسمش میکنی
آیا شده از شدت عظمتش و حقیر بودن خودت به گریه بیوفتی؟
میدونم همه چیز در زندگی شگفت انگیزه
اینجا "قابلیت" هست و "شدن"
"ارزش" هست و "درستی" که همیشه حقیقی بوده!
میدونم هرجور حساب کنی این دنیا خیرش بیش تر از شرشه.
و خلاصه
میدونم الان دارم فقط یک جنبه رو میبینم
اما این جنبه واقعاً میتونه منو به گریه بندازه
حس میکنم همه پر از تظاهر و وانمود ان
حس میکنم هیچ کس حرفش و رفتارش واقعی نیست