متأسفم که یه سری افکار مدت هاست کل زندگیم رو به هم پیچیده و روز به روز بیشتر درگیرم میکنه
در این گوشه از دنیا
امیر خان چرا انقد کراشه اه😒
آی ان اف جی هم هس تازه
_____________________________________
من ترسیدهم زهرا...
من ترسیدهم و نوشتن دردی رو دوا نمیکنه...
تو چقدر غریب و ترسیده و سردرگم به من پناه آوردی...
چقدر گمشده و حزین...
یک روز وقتی خاکسترِ استخوانهایم مثل گَرد در هوای دنیا می وزید و "بر فراز تپهای بیرون از این جهان ایستاده بودم" خواهی گفت:
«تو چقدر حزین و غمزده به این خانه آمدی...»