بله میدونم قرار نیست تو این زندگی به اکثر چیزهایی که میخوام برسم اما تو بگو با اشک هام چه کنم؟
با احساسها، با رنگهایی که هیچوقت برنمیگردن؟؟
هیچوقت نتونستم روحم رو به بند بکشم
هیچوقت نتونستم بهش حالی کنم باید از چیزهایی کوتاه بیاد تا چیزهای دیگهای رو از دست نده
در این گوشه از دنیا
صداقت و ابراز کردن چیزی که هست بدون فرار ازش
*بدون اینکه پشیمونی به بار بیاره!
یعنی من بتونم به لحظه های خوبمون فکر کنم و عمیقاً لبخند بزنم بیاون که مغزم اضافه کنه: حالا همه چیز به سر اومده
دارم خیلی آروم به این نقطه میرسم که دیگه هیچ آدمی جذبم نمیکنه
انگار یکباره از همه شون ناامید شده باشم