اون لحظه ای که داری از چیزی که بهش تعلق داری دل میکنی خیلی سخته خیلی.
ولی دقیقاً بعدش خیلی خیلی حس خوبی داره
واقعاً کلی درد میکشید که رو گردنتون تتو کنید «هیچ»؟
خب اگه حرفی نداشتی مجبور نبودی حتماً تتو بزنی خواهرم
https://eitaa.com/hosein_darabi/11187
مامانه میگه بچهی منو غریب گیر آوردن!
عزیزم متاسفانه پسرت یه کوچولو آدم کشته اون وسطا
ضمناً برو فیلم شهید علیوردی رو ببین تا بفهمی غریب گیر آوردن ینی چی
چو قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچ یک! من چو کبوتر؛ نه رهایم، نه اسیر!
انگار یه چیزی که خراب میشه دیگه هیچ وقت درست نمیشه!
حس میکنم روحم دیگه هیچ وقت درست نمیشه
و خب
تصورِ تا ابد این شکلی بودن وحشتناکه
من خیلی تمایل دارم تو اتاقم بمونم تا زمانی که همه چراغا رو خاموش کنن و برن بخوابن
بعد تازه بیام بیرون برم تو آشپزخونه یه چی بخورم و کلا هرکاری میخوام، تو خونه انجام بدم.
این یکی از اصلی ترین تمایلاتم در زندگی خانوادگیه