کیفمو گذاشتهم رو پام
با یه ترسی که انگار کیفم تنها دست آویزم باشه دستامو دورش حلقه کردم و مچاله شدم
قلبم اون زیر مچاله شده!
هرچی بیشتر دنبال وجه شباهت هام با آدمایی که درکم کنن بودم، بیشتر فهمیدم که تنهاترین ام
از هرچی فرار کنی زودتر بهش میرسی
قاعده ی این دنیای نه چندان زیبا همینه
هیچ کس یک بار صریح و ساده به این سوال پاسخ نمیدهد که « از جان این دنیا چه میخواهیم؟»