به درجه ای از مودی بودن رسیدم که هر آن ممکنه گوشی رو بردارم اینجایی که دست کم واسه خودم تا حدی با ارزشه رو با یه حرکت دیل بزنم
کاش انواع احساسات ریز و درشت آدما به صورت محلول ها یا گازهایی رنگی تو شیشه های آزمایشگاهی نگهداری میشد. هر موقع آدم حالش بد بود شیشه مناسب رو انتخاب میکرد و به همه میگفت: نیگا کنییددد، الان حالم اینه. بچشیددد، بو کنییییید، حالم این طوریه الان!
ولی چی! تو واقعیت مجبوریم به هزار کلمه ی ریز و درشت مسخره دستآویز شیم تا شاید بتونیم مقصودمون رو برسونیم شاید نه!
#خیال_پردازی_های_شبانه_من
هدایت شده از در این گوشه از دنیا
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمیدهد!
#حقگویی_های_قیصر
کاش میتونستم به یه عده بفهمونم این من نیستم که همه چیز رو واسه خودم پیچیده میکنم٫
همه چیز تو این دنیا پیچیده هس!
در این گوشه از دنیا
ولی در کل ترجیح میدادم به جای اینکه همه نوجوونا و جوونا بریزن تو ایتا و مثل هم یه سری کانال مشابه ب
اینو گفته بودین توضیح بدم
اینم باشه بعداً میگم
الان دارم از خستگی از هم میگسلم✋🏻
یه نظریه ای هست راجع به عشق که میگه روح آدم ها در قالبِ گرد، مثل کُره بوده و خدا بعد از خلقت، هر کره رو دوپاره کرده و تو بدن هر انسان نیمی از این کره رو گذاشته!
واسه همین وقتی یه انسان، یکی دیگه رو میبینه که نیمه ی روحش درون او قرار داره به خاطر اون پیوند قبلی ای که داشتند بهش جذب میشه و اون عشق سوزان پدید میآد!
در واقع این عکسه رو که دیدم یاد این نظریه افتادم:
در این گوشه از دنیا
یه فیلسوفی هس یه نظریه ای داره راجع به عشق یادم باشه بهتون بگم الان باید بخوابم😑👋🏻👋🏻👋🏻👋🏻
اما اونی که میخواستم بگم این نبود.