این اللّهاکبر ها سهمِ منه برای این انقلاب!
سهمِ منه تا نشون بدم پای این انقلاب وایستادم.
تا نشون بدم اگه ۴۵ سال پیش اینجا بودم و امام میگفت تو خیابون ها بریزید، جونم رو تو دستام میگرفتم و میریختم تو خیابون!
برای من بهشت همیشه جایی بوده که بتونم توش رویاهام رو زندگی کنم
همینقدر بچگانه!
«سیَأتی و معَه جَیشٌ من الشُّهداء»
[He will come with an army of martyrs with him...]
لبِ ما و قصهی زلفِ تو، چه توهمی! چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیالِ ما، چه ترحمی! چه عنایتی!
زد اگر کسی درِ خانه ات، دلِ ماست کرده بهانه است
همه جا گرفته نشانهات، به چه حسرتی، به چه حالتی...
«چقدر سخت است حال عاشقی که نمیداند محبوبش نیز هوای او را دارد یا نه...؟»