«سیَأتی و معَه جَیشٌ من الشُّهداء»
[He will come with an army of martyrs with him...]
لبِ ما و قصهی زلفِ تو، چه توهمی! چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیالِ ما، چه ترحمی! چه عنایتی!
زد اگر کسی درِ خانه ات، دلِ ماست کرده بهانه است
همه جا گرفته نشانهات، به چه حسرتی، به چه حالتی...
«چقدر سخت است حال عاشقی که نمیداند محبوبش نیز هوای او را دارد یا نه...؟»
یا من لا یشغله شأن عن شأن
[تو همیشه اینجا بودی...
تمامِ مدت با من زندگی کردی
با من غمگین شدی و با من شاد...!]
نزدیک دو ماهه اینستا نرفتم و دلم برا تولید محتوای فالویینگای مسلمان غیرایرانیم تنگ شده