داشتم فکر میکردم میتونم غمفروشی راه بندازم با این حجم از اندوهی که تو این سالها ذخیره کردم
«And why should we not put our trust in Allah,
when he has already guided us to our paths?
We will endure your hurt patiently.
In Allah, let all who trust place their trust.»
[14:12]
بین سه تا دانشگاه گیر کردم که یکیش شرق تهرانه یکیش غرب یکیش مرکز
نمیدونم کجا باید برم
کاش میشد شش ماه برم خارج از کشور تو یه قاره دیگه درس بخونم
(برگرفته از قانونِ «اگه قراره تنها و بیکس بشم و تا کمر تو درس فرو برم پس بزار از پایه و اساس چنین بشم)
حس میکنم بیست سال دیگهم منو ببینید همچنان دارم فلسفه میخونم و همچنان به هیچ جایی نرسیدم
شیطونه میگه عجله برای مدرک گرفتن نداشته باشم
یه کم شل کنم تو این مدت برم تو فضای شغلی