eitaa logo
در این گوشه از دنیا
135 دنبال‌کننده
348 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
من از اینا می‌خوام
می‌خوام
وقتی به اون چیز یا کسی که همیشه آرزوش رو داشتی می‌رسی تازه می‌‌فهمی اونقدری که فکر می‌کردی ارزشمند نبوده و درواقع آرزوی داشتنش از داشتنش لذت بخش تره!
شاید براتون جالب باشه بدونید تهمینه در واقع پا پیش گذاشته و از رستم خواسته باهاش ازدواج کنه! و اولین مکالمه شون هم بدین صورت بوده: «بپرسید ازو گفت نام تو چیست؟ چه جویی شب تیره؟ کام تو چیست؟ چنین داد پاسخ که تهمینه ام تو گویی که از غم به دو نیمه ام!» بله همونطور که می‌بینید تهمینه نصفه شب پا میشه می‌ره پیش رستم و رستم هم که هنگ کرده بوده می‌پرسه این وقت شب دنبال چی می‌گردی؟ و اینجاست که تهمینه خودش رو معرفی می‌کنه و اعتراف می‌کنه از غم نداشتن رستم داره دیوونه می‌شه و بعد هم کلی از خودش تعریف می‌کنه و این که چقدر زیباست و همه پهلوون ها در حسرتش ان و اینا و میگه داستان ها و تعریفات دور و درازی در وصف رستم شنیده و دلداده ش شده. و بعد رستم می‌بینه همه چیز در بهترین شرایطه و خلاصه «به خشنودی و رای و فرمان اوی به خوبی بیاراست پیمان اوی»
ولی واقعاً داستان های شاهنامه هم جذابه ها! میشه ازش سریال ساخت😂 خیلی ام پر بیننده می‌شه خلاصه شاهنامه زبانش یه کم ثقیله وگرنه ما ملت کتابخونی هستیم
تهمینه ولی چقد قشنگ حسش رو گفته:) چنین داد پاسخ که تهمینه ام تو گویی که از غم به دو نیمه ام :)
ولی یه کم پر رو هم بوده🙄 یه نمه هم خودشیفته🙄 تازه من اینو سانسور کردم که به رستم می‌گه من امیدوارم باهام ازدواج کنی تا شاید پسری از تو به دنیا بیارم که مثل تو شجاع و قدرتمند و خوش اقبال باشه🤭🙄 نمیدونه که همون پسر بعداً اون پدر رو می‌کشه😂
چرا من خوشم میاد از این؟ با این که هیچ ربطی نداره ولی منو یاد اون پسره نجاره می‌ندازه تو بامداد خمار حسش همونه، خیلی همونه!
امید صباغ نو هم شاعر خوبیه و مجید ترکابادی
دیگه از پیکی بلایندرز محبوبم هم زده شدم😔✋🏻
گویی از صحبت ما نیکــ به تنگـ آمده بود! بار بر‌بست و به گردَش نرسیدیم و برفت٫٫
هووف حرفم رو زدم ببخشید انقد طولانی شد حواشی ش بمونه واسه بعد شاید یه چیزایی باز گفتم