eitaa logo
در این گوشه از دنیا
130 دنبال‌کننده
348 عکس
22 ویدیو
9 فایل
آرشیو لحظات گم‌شدگیِ زهرا "I am surely far different from what you suppose!" ناشناس: https://daigo.ir/secret/5417351156
مشاهده در ایتا
دانلود
خب عید شد دارم فک می‌کنم چی بگم یا بفرستم که شاد باشه نمیدونم ولی عیدتون مبارک
خب حداقل می‌تونم بگم بعنوان شب عید واقعاً حالم خوبه الان خداروشکر و خوشحالم همه چیز در حد تعادل خوبه می‌تونیم دوباره شروع کنیم:)
که به غیرِ با «تو» بودن دلم آرزو ندارد..!
امکان نداره به یه پستِ اینجا بیش از سه ثانیه نگاه کنم و ادیتش نکنم دقت کنید هفتاد درصد پیاما ادیت خورده س! اسم بیماری‌م هم نمی‌دونم:/
نمی‌تونم اشتیاقم رو نسبت به تماشای آدمای ناشناس انکار کنم. خیلی خیلی واسم لذت بخشه که ساعت ها بشینم و نگاهشون کنم و فکر کنم چه جور آدمی ان و قصه شون چیه
هققق امروز خیلی خوشحالم واقعاً چقد همه چی خوبه🙃
از اینا که پایه ی فیلم دیدن ان و می‌تونن کلی نظرات متفاوت با خودت و باحال بدن راجع به فیلم کجا می‌فروشن
جدیدا خواب هایی که می‌بینم واقعاً چرت و پرت و قاطی پاطیه یه جوری که هم معنویه هم خنده داره هم نوستالژیکه هم دوستانه ‌س هم خانوادگی هم عجیب غریب و غیر واقعی😐😂
https://eitaa.com/mbti16personalites/6525 تازه باید نشستن من رو صندلی عقب ماشین رو ببینین🤣🤣 یه وقتایی کلا برعکس می‌شینم😂 البته صندلی جلو هم همینه😐😂
در این گوشه از دنیا
https://eitaa.com/mbti16personalites/6525 تازه باید نشستن من رو صندلی عقب ماشین رو ببینین🤣🤣 یه وقتای
سال پیش‌دانشگاهی همه می‌گفتن ما باید پشت میز باشیم و فلان من دو دقه می‌نشستم پشت میز بعد میومدم رو زمین بعد دیگه رسماً دراز می‌کشیدم درس می‌خوندم😐😂
چنگده هوا خوبه
یه روزی بعد از روزها تحمل حال بد، بعد از اینکه هر راهی رو امتحان کردم، بعد از اینکه فهمیدم هیچکس جز خودم نمی‌تونه کمکی بهم بکنه، بالاخره تصمیم گرفتم خودم تلاش کنم و حالم رو خوب کنم. یه روزی بالاخره از گذشته ها دل‌کندم، پاشدم هرچی یادداشت و یادگاری از اون زمونا داشتم دور انداختم، فکر کردن به گذشته های خوب رو کنار گذاشتم و اینجوری یه قدم به سمت آینده_ ای که شاید خیلی هم مطلوب نبود_ برداشتم. باور کردم که دیگه کافیه. وقتش بود که بگم نقطه و برم سر خط! طول کشید تا حالم خوب بشه، طول کشید تا برسم تازه به خونه ی اول، طول کشید تا بتونم روابطم رو از اول شروع کنم. تا از خرابه های خونه ی قدیمی دل بکنم و آجرهای خونه ی جدید رو دونه دونه روی هم بگذارم. ولی تسلیم نشدم. گاهی حالم بهتر می‌شد و گاهی دوباره بد بودم. ولی از تلاش کردن واسه خوب کردن حال خودم دست برنداشتم! به خودم زمان دادم تا آروم آروم این مسیر اشتباه رو برگردم! و حالا که تونستم، حالا که تونستم به تنهایی و بدون کمک مستقیم کسی، فقط با تکیه به نیروی خودم حالم رو خوب کنم، حالا می‌دونم خیلی چیز های دیگه هم رو زمینه که باید خودم به تنهایی درستش کنم. و می‌دونم که می‌تونم! این امیدوارم می‌کنه!