eitaa logo
' توشـھـیدنمےشـوی
194 دنبال‌کننده
314 عکس
72 ویدیو
0 فایل
﴾﷽﴿ ' اللھم عجل لولیک الفرج ‌「˼شیعه بہ دنیا آمده ایم کہ مؤثر در تحقق ظھور مولا (عج) باشیم . . .」🌿 〖شھیدمحمودرضابیضایۍ〗💚 نام مستعارشھیدِبزرگوار⇩ [حسین نصرتۍ] نامِ کتابِ شھید⇩ [تو شھید نمی شوۍ] 'یادشھداباذکرصلواٺ🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
~🍃✨شهید بہ قلبت نگاه میڪند اگرجایےبرایش گذاشتہ باشے مےآید... مےماند... لانہ میڪند... تا ڪند❤️🥀... ° 💚🌿 شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات 🌱 ✨
🌸🍃 🍃 . | ❤️ | . . اسیر شده بود ۱۵ سال بیشتر نداشت🙂. حتے مویے هم در صورتش نبود. سرهنگ عراقے امد یقشو گرفت، کشیدش بالا و گفت: اینجا چیڪار میکنے!؟😠 حرف نمےزد. سرهنگ عراقے گفت: جواب بده گفت ولم کن تا بگم ولش کرد خم شد روی زمین و یڪ مشت خاڪ برداشت، آورد و گفت‌: اینجا خاڪ منہ، تو بگو اینجا چیکار میکنے؟!🇮🇷🤜 سرهنگ عراقے خشڪش زده بود😧😮... . . | | | ؟| . . . . 🍃 🌸🍃
. 🐾[ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ ]🌿💕 . ::: همانا بہ سوے ٺو گریخٺم ::: خُــدای مهربـ🌸ــان من🌱🍃... .
~°🌿مـا سیـنه زَدیــم و بی صدا باریدَنـد... 😭😓 از هــر چه که دَمــ زدیم آنها دیدند😔... ما مدُعــیان صَفــ اوّلــ بودیم! ... از آخر مجلســ شُهــ🌙ــدا را چیدَنـد... 🥀 💔سَهـم شما برای شادی روح شُهـدا 5 صلوات 🌿🍃🌸 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 💞 🍃
~رفقا شب قدره التماســ دعا 🍃🌿🌱
امشب رو بیاین قدر بدونیــم😍🍃
با خدای مهربونمون خلوت کنیم💕💓
🌸شب قدری که شهادت به ارمغان آورد🌸 🌷شهید محمودرضا بیضائی متولد سال 1360 در تبریز بود. بعد از اتمام سربازی به عضویت سپاه پاسداران درآمد و در بهمن ماه سال 82 برای گذراندن دوره افسری وارد دانشکده افسری امام علی (ع) شد. آغاز جنگ سوریه از سال 1390 برای دفاع از حرم اهل بیت و یاری رزمندگان جبهه مقاومت اسلامی به سوریه رفت پس از 2 سال حضور در جبهه سوریه 29 دی ماه سال 92 در اثر به سر و سینه به شهادت رسید🥀 🌷او می‌گفت : شهادت مزد کسانی‌ است که؛ در راه خدا پُرکارند✨ می‌گفت :شهادت هرکسی دست خودش است. هرکسی خودش انتخاب می کند که شهید بشود می‌گفت : باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمده‌ایم و شیعه هم به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ها، غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً💕❤ 🌷این جمله آخر را گفته بود و گفته بود امشب باید انتخاب کنیم به صف عاشوراییان بپیوندیم یا از معرکه جهاد بگریزیم و در خون ولیّ خدا شریک باشیم🍃 آخرین بار هم گفت از کوثر(دخترش) بُریدم😔 🌷آقا محمودرضا، وقتی خواست برای خودش اسم انتخاب کند گفت💞حسین نصرتی💞 تنَش را در راه خدا فرسوده کرد، چشم‌هایش گواه بی‌خوابی همیشگی‌اش بود. در شب تاسوعا، در آزادسازی زینبیه عباس بی‌بی بودن را به رخ دنیا کشید. 🌱شب قدر انتخاب کرد که شهید بشود.🌱 از کوثرش که بُرید، روز میلاد رحمت للعالمین، در فوران رحمت الهی غرق شد، به راه رضای محمود الهی رفت، به معراج رفت، شهید شد.🥀 http://dnws.ir/320665 🆔 @Agamahmoodreza
بِسم رَبِــ🌺ـ النـــ💫ــور
💕|•°|🍃: می‌خوانیم با هم زیارت نامه شهدا را😍...🙏🌺🌱 📝🍃زیارت نامه شهدا..💜 📖اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبیمُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبیعَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ، فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم...😌🤲🌿💕
روز نوزدهُم مهمانـــ🌙 ــی خدا... 😍🌌^_^
♥️🌿 「˼...😇🦋」 معرفے مختصر شھيد مدافع حـــرم ♡』🌈🌟 ـــــــــــــــ••❤️♡🌸•• ـــــــــــــــ تاريخ تولد🎉: 18/9/1360 محل تولد🎈: تبریـز نام کتابِ شھید📒:تو شھید نمۍ شوے(نام کتاب برگفتہ از یڪے از خاطرات شھید به قلم برادر بزرگوارشان) وضعيت تأهل: متأهل 🦋ازدواج: به دلیل علاقه فراوان به کار خود، برای تشکیل خانواده حاضر به رجعت به تبریز نبود و در ۲۵ اسفند سال ۸۷ مقارن با سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و امام جعفر صادق (ع) با همسری فاضله از خانواده‌ای ولایتمدار در تهران ازدواج کرد و ساکن تهران شد. ثمره این ازدواج دختری بنام «کوثر» است که در ۲۵ اسفند ۹۱ متولد شد.💕😍😊 💕💫فرزند: یک فرزند به نام''ڪوثر'' خانم♡ 😍👧🌈 تحصیل و عضویت در سپاه💓🌱: 📚📖در سال ۷۸ با اخذ دیپلم متوسطه در رشته علوم تجربی، عازم خدمت سربازی شد. دوره آموزش را در اردکان یزد گذراند و ادامه خدمت را در پادگان الزهراء (س) نیروی هوایی سپاه پاسداران در تبریز به انجام رساند. بعد از اتمام خدمت سربازی، علیرغم تشویق اطرافیان به ادامه تحصیل در دانشگاه، با اختیار خود و با یقین کامل، عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را انتخاب نمود و در بهمن ماه سال ۸۲ وارد دوره افسری دانشکده امام علۍ ﴿ع﴾سپاھ شد. او نام مستعار 🌸••|«حسین نصرتی»|••🌸 را در سپاه برای خود انتخاب نموده بود که به گفته خودش برگرفته از ندای☘️ «هل من ناصر ینصرنۍ» مولای خود حسین بن علے ﴿؏﴾ و ڪنایہ از لبیڪ به این ندا بود.🌿 ـــــــــــــــ••🧡🌺••ـــــــــــــــ ✨ 🍃اعزام به سوريہ: با آغاز جنگ در سوریه از سال ۹۰ برای دفاع از حرم‌های آل الله (ع) و یاری جبهه مقاومت، آگاهانھ عازم سوریه شد. 📆شہادت در تاريخ: ۲۹ دی ماه سالـــ۱۳۹۲❤️🥀 محل شہادت: سوريہ، منطقه( قاسمیہ) در جنوب شرقۍ دمشق🍁🌿 محل دفن: گلزار شہدای تبریز 🥀☘️ ـــــــــــــــ••💚••ـــــــــــــــ ☔️صفات بارز اخلاقۍ❤️: پرڪاری و ڪم خوابۍ ، مہربان، خیلۍ به امام حسین ارادت داشت، روزنامه خوان حرفه اۍ، محمود رضا عاشق امام زمان ﴿عج﴾ و منتظر واقعۍ و زمینه‌ساز حقیقۍ ظہور😍😇🌌 ـــــــــــــــ••💙••ـــــــــــــــ 🎈علايق شہید بزرگوار ♡ : ورزشکار بود و به ورزش کاراته علاقه داشت😍🥋 و از ۱۰ سالگی به این ورزش پرداخته بود. در سال ۷۲ همراه تیم استان آذربایجان شرقی در مسابقات چهارجانبہ بین‌المللۍ در تبریز به مقام قهرمانی دست پیدا کرد🎖🥇. ⚽️فوتبال، دیگر ورزش مورد علاقه او بود و به دنبال تعقیب حرفه‌ای این ورزش بود که به خاطر پرداختن به درس از پیگیرۍ آن منصرف شد.📚📖 ـــــــــــــــ••💜••ـــــــــــــــ 📝🌱|•°قسمتۍ از وصيت نامہ شہيد: ...❤️باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمده‌ایم و شیعه هم به دنیا آمده‌ایم که مؤثر در تحقق ظهور مولا باشیم و این همراه با تحمل مشکلات، مصائب، سختی‌ها، غربت‌ها و دوری‌هاست و جز با فدا شدن محقق نمی‌شود حقیقتاً🍃☘️✨ ☁️💛 پست هاے خاطرات شھید را با هشتگ زیر دنبال ڪنید:)⇩ 🌱 ♡↯♥|•• @agamahmoodreza1392
💕❤️🌟 😍🎈 |⃣💕| |○•هدیہ عروسے🌟○•| 🍃احمدرضا بیضائی 🌷 مراسم عقد من بود. ۴ دیماه ۸۲. محمودرضا آن روزها تازه رفته بود تهران، دانشکده افسری. 🚶برای مراسم من خودش را رسانده بود تبریز. آمد توی اتاق عقد. یک جعبه کوچک سکه هم که یک ربع سکه توی آن بود گرفته بود توی مشتش🎁. یعنی جعبه را داده بودند که بگیرد توی مشتش! پولش کجا بود برای ما سکه بگیرد؟🤔😦 سرش پایین بود ولی نیشش تا بناگوش باز بود.😁😄خیلی ناشیانه آمد جلو و نمی دانست چکار باید بکند. پیدا بود که هیچکدام از خواهرها هم توجیهش نکرده بودند. همینطور که نیشش باز بود😄 و سرش پایین، جعبه توی مشتش را دراز کرد سمت عروس🎁. هدیه که دریافت شد، انگار مأموریتش تمام شده بود. برگشت سمت من و روبوسی کردیم.😊 با توضیحات اطرافیان فهمید که باید بایستد کنار عروس و داماد و یک عکس یادگاری برای آلبوم عکس بگیرد.📸 ایستاد و نیشش همچنان باز بود.😃 عکسها را که گرفتیم، انگار از قفس رها شده بود، رفت که رفت! «ان شاء الله عروسی خودت...» مجال نشد حتی این را بگویم تا برود🙃. و مجال نشد متلک هایی را که سر زبانش بود بارم کند و برود.🙃🙂🍃 @agamahmoodreza1392
جاده‌ےزندڱےام... بدجور به‌ پیـچ وخم‌ افتاده!😔😭 💔دلم‌ محتاج‌ نیم‌نگاهــےازشماست؛ اے" "...🕊❣🌿 اجابت‌ ڪن‌ دل‌ خسته‌ام‌را... 💔 😍🍃 @agamahmoodreza1392
~💌•♡قࢪاࢪ امشبمـــ😍ــون ﴿۵﴾صلوات برای ظہور و سلامتے آقا امامـ زمان﴿عج‌‌﴾ به نیابت داداشـــــ محمودࢪۻا 😍🍃💓 یادتـــــون نره ها😉😇🦋 @agamahmoodreza1392
شبتــــــــــون شهدايے 🌸🌿😍😊
بِڛمـــــ ربِّ الشُہدا❤️😍🍃
روز بیستــ💕ـــم مہݦانے خدا 🦋🤗
••• شبـــ قدر شبۍ ڪه بایـد به یـاد روۍ محبوبـــ عزیز آن یـار پنهان رخسار ، بادردمندۍ هاے عاشقانہ نالید و دیدار او را از خداۍ طلبید 🖤😔 @agamahmoodreza1392
🍃💕 |امام صادق ع|♡ مقدّرات در شب نوزدهم تعییـن، در شب بیست و یڪم تأییـد، و در شب بیست و سوم رمضـان امضا مےشود... •{الڪافے،ج۴،ص۱۵۹}• @agamahmoodreza1392
🍀🌸میگفت چشمان به راهـے است ڪہ ازخود به یادگار گذاشته اند، اما چشم ما بـه است ڪه با آنان رو بروخواهیم شد. دعائـے...🙏 تا ڪه شرمنده نباشیم😔😢 🍃🌟 |.🦋.‌|@agamahmoodreza1392
|‌●○•°🌤🌸🌼○●•°| 💠🌈💫 🎈💌 |⃣🍃♡❤️| |○●خواب رو به قبله😍😊🦋●○| ✨ٵحݦد رضٵ بیضایۍ(برادر شہید): 🌷محمودࢪضا همیشہ رو به قبله می خوابید😊قبله خونه پدری ما کمی متمایل به راستہ؛ محمودرضا رختخوابشو رو به قبله (متمایل به راست)پهن میکرد و می خوابیـــــد.خیلی وقتها مادر از این کار دلگیر میشد و تذکر می داد اینطور نخوابه اما محمودࢪضا بهت کارش ادامھ میداد |🍃🌟🌸🦋💚|
|ݕسݦ ࢪݕ ٵݪݜہدٵ💕🍃🌟|
|💕🦋🌟| - الهے.. اگر مـٰن بنده نیسٺم، |ٺو| کہ مولاےِ من هستے..🍃♥️ - - 📿 🌙| @agamahmoodreza1392
😍😌😇 ⃣ـ💝🌴 |○•لبیڪ یا زینبـ❤️💕•°| ✨دکتر احمدرضا بیضائی : 🌷محمودࢪضا، لپ تاپش را روشن کرد💻و عکسهایی که با دوربین کوچکش📸 _ دقایقی بعد از اصابت تیرها _ بالای سر شهید محمد حسین مرادی گرفته بود را نشان داد. 🍃💫 پهلویش دو تا تیر خورده بود.😔 دکمه‌های پیراهنش را باز کرده بودند و خون پهلویش، زیرپیراهن سفیدش را رنگین کرده بود.😥😭 چشمها را روی هم فشار داده بود و آثار درد در چهره مردانھ و غیورش پیدا بود. پرسیدم؛ چیزی هم می‌گفت اینجا؟!😥🤔 گفت: تا نفس داشت گفت: "لبیک یا زینب"...😭😍😞 🦋💚 ✨ @agamahmoodreza1392●○•°
|🌈☁️☔️🌿‌‌| 🍃🌼حاج حسيڹ یڪتا مے گفت:" در عالݦـــــ رویا به شہید گفتݦ چرا برای ما دعا نمے کنید کہ شہید بشیݦ😓 شہیڊ گفت:" ما دعا مے کنیم;براتون هݦ |شہادتـ💚|می نویسنڍ ....ولے گناھ مے کنیڊ پاڪ مے ۺہ😓😔😞 ○•💕💛🌟🌏●○
🍃💕|•°○بسم رب الشهید○•°|💕🍃
🤗😍 قسمـــت چهارݥـ4⃣ |•°هشتـــــ صبح🌖○•| 🌸🍃رفیق شہید: 💠آشناییمون اتفاقے بود☺️ مثل همہ بچه ها تو بازی کودکانہ🚲🚴... تو صف سرسره🙃...سن و سالمون خیلی کم بود چهار یاپنج سال😊... همسایه مان بود... طبیعت همسایگی هم همین بود که چهره هم رو هرروز ببینیم و😇.... خندھ 😁و بعد توپ پلاستیکی و فوتبالـ⚽️... سال اول ابتدایے شدیم همکلاس😍 بین اونهمه همکلاسی غریبھ😕... خوب محمودࢪضا همه چیزم بود😍☺️ یادش بخیر🍃🌟ساعت پنج شش عصر دیگہ مشقامون تموم شدھ بود📝✏️.. ازپنجره خونمون رو که نگاه میکردم🖼... میدیدم نشسته جلوی سکوی پارک😊...عاشق استقلال بود💙 یه لباس ابی استقلال گرفته بود👕 با چه ذوقی تنش میکرد.😍😄 اون میشد استقلال💙 من پیروزی❤️💥 ... تابستون هم که میشد🌞⚡️ دیگه همه چی تعطیل بود... فوتبال و فوتبال و فوتبال⚽️⚽️... هرروز هشت صبح آیفون خونمون زنگ میزد😊... مهدی؛من پایینم! یادش بخیر اول صبحی... صدای همسایه رو.درمیاوردیم الان که یادش می افتم بغض میکنم😔.... بار اخر که باهم حرف زدیم😞 دقیقا این جمله رو پشت تلفن بهم گفت... مهدی هشت صبح یادته😭😓💔... بعد قهقه زد و گفت واقعا یادش بخیر چه روزهایی بود🙃💞💕 ✨ |.🌙.| @agamahmoodreza
😇🤗 حدیݑ دوݥـ🌼🌹🌿 💚رسول اللھ{ﷺ}: ‌ آیا شما را به دردتان و دوای‌تان خبر ندهمـ؟ درد شما است و دوای شما ☝🌿 ‌ (📚 کنزالعمال، ج۱، ص۴۷۹ ) |🍃🥀🍁| |.💫☘🌱.| @agamahmoodreza1392